دنیای قشقایی

بدبخت ملت و قومی که تاریخ خود را نداند ، تیره بخت تر از آن ملت و قومی است که علاقمند به دانستن تاریخ خود نباشد و شوربخت تر از همه ملت و قومی است که تاریخ خود را به ریشخند بگیرد .

نفت در سرزمین قشقایی ها - 4
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ٧:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٢۸
 

حمله ملک منصورخان باشتی به گجساران

بعد از فوت اسدخان خان باشتی، بر اساس سیاست کلی دولت رضاشاه، امور امنیتی در منطقه  تحت نظر فرماندهان نظامی قرار گرفت و به جای اسدخان یک حاکم نظامی در باشت مستقر شد. اسدخان باشتی دارای چهار همسر بود که از آنان سه پسر به نام های غلام حسین خان، مهدیقلی خان و ملک منصور خان و شش دختر را صاحب شد. ملک منصور خان بعد از کشته شدن پدرش در نزد دایی خود حسین قلی خان در شیراز سکونت داشت و به مدرسه می رفت، وقتی رضاشاه تصمیم به زندانی کردن خان ها گرفت،  دایی ملک منصورخان (حسین قلی خان) نیز دستگیر و به تهران روانه شد، اما ملک منصورخان به گواهی مدیر مدرسه شاهپور شیراز که به دادگاه رفته و برای شناسایی به نفع وی گواهی داده بود که او پسر اسدخان باشتی است، و از آن جا که اسد خان در دوران حیات خود با حکومت رضا شاه همکاری خوبی داشت و به همین سبب در سازمان های دولتی و نظامی جایگاه مناسبی به دست آورده بود.


 
 
کتاب مدیریت - خروج از بحران
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٢٥
 

کتاب خروج از بحران نوشته دکتر ادوارد دمینگ نظریه پرداز آمریکایی است. دکتر دمینگ فلسفه مدیریت آمریکایی را برای اولین بار بعد از جنگ جهانی دوم، به چالش گرفت . در این دوره  ژاپن گرفتاد بحران های بی شماری بود از جمله؛بیکاری- فقر - تعطیل تولیدات کاهش کیفیت خدمات و ساخته های ملی.

دکتر دمینگ نظریات خود را در 14 اصل ارائه داده است. که به همین نام نیز شهرت یافته است  این اصول راهبردهای اساسی مدیریت را همراه با دوای بیمارهایی که بسیاری از مدیران به آن مبتلا هستند را تشریح و نشان می دهد.

وی این اصول را در بازسازی و تربیت مدیران ژاپنی به کار گرفت. وی معتقد بود که نظام مدیریت آمریکا که متکی به سودآوری کوتاه مدت است سبب از هم پاشیده شدن نظام صنعتی و تجارتی آمریکا خواهد شد. مدیریت و رهبران ژاپنی نسخه دمینگ را به کار بردند و توانستند در مدتی کمتر از دو دهه کشور را بازسازی نموده و در پی آن مدعی اولین کشور جهان شود.پبس بینی دکتر دمینگ در مورد از همپاشیدگی اوضاع آمریکا در سالهای پایانی 1970 خود را نشان داد و ژاپن بزرگترین رقیب آمریکا، بازارهای جهانی را یکی پس از دیگری از دست آمریکا و اروپا خارج کرد. در سال 1980 مدیران و برنامه ریزان آمریکایی به سراغ دمینگ رفتند که راه رهایی از این تنگنا را به آن ها نشان دهد. وی و دیگر دست اندرکاران مدیریت آمریکا توانستند آمریکا را از یک شکست واقعی نجات دهند که من شرح آن را در کتاب مدیریت فناوری خود توضیح داده ام.

دکتر دمینگ توجه و تاکیدش را بر ارتقاء کیفیت کار و محصول با مشارکت همه دست اندر کاران می دانست و. معتقد بود که با بهبود کیفیت هم بهره وری بالا خواهد رفت و هم سود آوری و هم رضایت کارکنان.

من در مطالعات خودم در مورد نظام های مدیریت در جهان با این نظریه پرداز آشنا شدم و نوشته های کتاب وی را در سالهای 1367 -به بعد علاوه بر انتشار در صنعت بهترآن رادر مجله گزارش  هم منتشر می کردم و بعد در سال 1374 به صورت کتاب توسط موسسه فرهنگی رسا منتشر شد و مورد استقبال بی نظیر مدیران کشور قرار گرفت و چندین بار تجدید چاپ شد. صفحاتی از مقدمه آن را در این  جا جای داده ام.


 
 
کتاب مدیریت ژاپنی
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٢۳
 

کتاب مدیریت ژاپنی را در سال 1371 در تهران منتشر کردم. ما در آن زمان در جنگ با عراق بودیم و همه نهادهای کشوری در خدمت نیروهای جبهه قرار داشتند و صنایع ما گرفتار تحریم ها و منابع مالی به دلیل کاهش صدور نفت در وضعیت نامناسبی قرار گرفته بود. دولت مردان به دنبال راه های بهتر برای مدیریت موسسات بودند. و چه فرصت مناسبی برای تجدید ساختار ها و سازمان های کم تحرک و بی بهره بود. بعد ها که جنگ تمام و درآمد های نفتی فزونی یافت مدیریت و نظام های مدیریت و بهره وری ها به فراموشی سپرده شدند و دلارهای نفتی جای مدیریت های کارساز و توانا را گرفت.

بررسی نظام های مدیریت جهان مورد توجه بود و من هم در همین راستا مشغول مطالعاتی بودم. مدیریت ژاپن یکی از موضوع های مورد بررسی بود. مدیریت آمریکایی و چین هم در آن مطالعات جای داشتند که در نوشتارهای بعدی به آن ها هم اشاره خواهم کرد.

  مطالب این کتاب قبلا به صورت سلسه مقالاتی در نشریه صنعت بهتر برای سازمان گسترش و نوسازی ایران چاپ کرده بودم. این مطالب در راستای مطالعاتی بود که  در رابطه با نظام مدیریت مشارکتی در ایزان انجام می دادم. نتایج مطالعات  مزبور به صورت نظام پیشنهاد ات در کشور مدون و در بسیاری از موسسات به اجرا درآمد و هم اینک نیز در قسمت اعظم موسسات دولتی و خصوصی مورد استفاده است. 2 صفجه از مقدمه این کتاب را که باور مرا در مورد ارزش و اعتبار نیروی انسانی است در این صفجه به نمایش می گذارم. کشور ما هنگامی می تواند به تنگناها پاسخ مناسب داده و آن ها را از سر راه بردارد که: مدیران را بر اساس شایسته سالاری انتخاب و نظام مشارکت کارکنان را در همیاری و همکاری به این مدیران مورد توجه و استفاده قرار دهد. راز موفقیت زاپن در کتاب مدیریت زاپنی همین مسیر را نشان می دهد. کشورهایی مانند کره- مالزی و دیگران هم همین وسیله یا استراتزی را انتخاب کرده اند.


 
 
**** پیدایش نفت در سرزمین قشقایی ها - 3
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٦
 

شروع فعالیت مجدد و توسعه نفت شهر گچساران

فعالیت های شرکت نفت در سال های 1310 تا 1314 در این ناحیه کاملا تعطیل شد ولی شرکت نفت پس از عقد قرار داد جدید در سال1933 ( 1312شمسی) که تمدید قرارداد دارسی بود، برنامه کشف و استخراج نفت در گچ کوراغلی را مجددا آغاز کرد..  نام این منطقه در سال 1314 با تصویب هیات وزیران از گچ کوراغلی به گچساران تغییر داده شد و در سال 1935 ( 1314ش ) شرکت نفت، با یک برنامه دراز مدت و از پیش تعیین شده، تجهیزات و ادوات و ماشین آلات لازم جدید و مدرن تری را به این منطقه  حمل کرد.   شرایط منطقه دیگر مانند سابق نبود، راه شیراز به اهواز تکمیل شده بود و از دوگنبدان در 20 کیلومتری گچ ساران عبور می کرد. دولت تسلط خود را بر نواحی را تثبیت کرده بود و تمام گردن کشان عشایری و محلی را سرکوب نموده بود، به علاوه همراه با شروع کار مجدد شرکت، دولت یک پاسگاه امنیه (ژاندارمری) مجهز با نیروی کافی برای استقرار امنیت در محل ایجاد نمود.. و نیروهای جدیدی نیز از مردم بومی و محلی که بیشتر ترک و لر بودند به استخدام شرکت در آمدند.و کار شرکت مجددا آغاز شد. 


 
 
**** رابطه محمد ناصر خان قشقائی با محمد رضا شاه پهلوی: *****
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٢
 

رابطه شاه با سران ایل قشقائی هیچگاه دوستانه نبود. با توجه به مشکلاتی که ایل قشقائی و ایلخانی انها صولت الدوله در زمان رضا شاه داشتند که بالاخره به دستگیری و زندانی شدن صولت الدوله منجر شد و سرانجام نیز  وی در زندان درگذشت. در همین دوره محمد ناصر خان پسر ارشد ایلخان نیز همراه وی روانه زندان شد و پس از ان سالها در تبعید بود یا تحت نظر قرار داشت. تمام اموال خانواده ایل خان ضبط و مصادره شده بود. در خاطرات ناصر خان قشقایی از پیام ها و ملاقات های متعددی با شاه  یاد می کند که در همه این موارد شک و تردید بر هر دو طرف حاکم است و همواره از شاه به دشمنی یاد می کند. برای روشن شدن این رابطه به برخی از این نوشته ها مراجعه می کنیم.

" دوشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۲۹. چندی است که صحبت آوردن جنازه رضا شاه از مصر است به ایران. بتمام روسای عشایر و غیره فشار آورده اند که باید حتما بیایند برای تشییع جنازه. اتفاقا" این اشخاص که احضار می شوند ، همان هائی هستند که چندین سال به امر پهلوی ، تبعید و حبس بوده و یا کسان آنها کشته شده اند. برای نمونه بنویسم:در مدت ده روز سه حکم امده است که آقای سهراب خان برای تشییع جنا زه حرکت کند. در صورتیکه همین بیچاره پانزده سال به " کلات نادری " تبعید بوده و تمام دارائی او را گرفته بودند. حالا هم که برای ترتیب املاکش آمده نمی گذارند راحت باشد." کلیه املاک فامیل قشقائی توسط رضا شاه ضبط شده بود و پس از بر کناری رضا شاه و برگشت محمد ناصر یه شیراز این مطلب یکی از مشکلات و موارد اختلاف با حکومت محمد رضا شاه بود.