دنیای قشقایی

بدبخت ملت و قومی که تاریخ خود را نداند ، تیره بخت تر از آن ملت و قومی است که علاقمند به دانستن تاریخ خود نباشد و شوربخت تر از همه ملت و قومی است که تاریخ خود را به ریشخند بگیرد .

نگاهی گذرا به تاریخ و زندگی قوم قشقایی - 1
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ٧:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٩
 
قوم عشایر قشقایی؛ گروهی از مردمی هستند که زندگی کوچ‌روی و کوچ‌نشینی دارند، از روش کوچ به صورت عمودی (کوهسارمداری) استفاده کرده و تا حدودی نیمه‌ عشایری زندگی می کنند. و تابستان ها به ارتفاعات می‌روند و زمستان‌ها در دامنه‌ها و یا کنار شهرک‌ها اقامت دارند. و برای ادامه حیات زندگی خود و دام‌هایشان در تمام قرون در کشمکش با اقوام دیگر به‌خصوص دولت ها بوده اند

بررسی تاریخ و پیشینه مردم قشقایی مانند بسیاری از حوادث تاریخی دیگر تاکنون مبهم و دانستنی‌های ما در باره گذشته دور و تاریخ این مردم، بسیار ‌اندک، و غیر مستند بوده است. به درستی معلوم نبود که ترکان قشقایی چه تاریخی داشته و در کدام سرزمین‌ها می‌زیسته‌اند و چه حوادثی را پشت سر نهاده‌اند. و اغلب نوشته‌ها در مورد تاریخ این قوم با حدس و گمان مورخین همراه بوده است. اما در دهه های گذشته کشفیاتی توسط باسنان شناسان در کشور ترکیه صورت گرفته و اسنادی به دست آمده است که نشان می دهد؛ این مردم، در دوران هزاره دوم ،در قرن های پانزدهم و شانزدهم قبل از میلاد در شمال شرقی آناتولی و در ساحل جنوبی دریای سیاه در «سرزمین حاطّی ـ Land of the Hatti» اقامت داشته‌اند. نام این دیار بعدها در تاریخ به آناتولی یا آناتولیا تغییر یافت و امروزه به ترکیه معروف است. 


 
 
برگه عضویت در فرقه دمکرات آذربایجان
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ٧:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٧
 

Photo: "Azərbaycan Demoĸrat Firqəsi'nin Xəmsə Vilâyət Кomîtəsi" (Dərxâst Vərəqəsi) [1946]
Şəhər: "ZƏNCAN"...

Nüktələr:
1. "Zəngan" mərkəzli Xəmsə, Azərbaycan'ıŋ bir vilâyəti;
2. Dilimiziŋ adı isə "TÜRKCƏ" (Türkî) deyə qeyd edilmişdir.
(— "Hansı dillərdə oxuyub-yazmaq və danışmaq bilirsənʔ 
— Türkî və Farsî və Ərəbî")

İlay: 20/04/[13]25 = 11.07.1946


 
 
کتاب ثروت های برباد رفته و مردم از یاد رفته
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/۱
 

کتاب ثروت های برباد رفته و مردم از یاد رفته، در مورد« تاریخ نفت» و زندگی مردم ایران در «نفت شهرهای ایران است. بخشی از آن که مربوط به حفاری و کشف اولیه نفت در حوزه کرمانشاه ایران - قصر شیرین است در این جا درج شده است:

حفاری نفت توسط دارسی ـ در چاه‌ سرخ قصر شیرین

چاه‌ سرخ در شمال شهر قصر شیرین در استان کرمانشاهان بود. در آن موقع این منطقه‌ی چاه سرخ جزو خاک ایران بود. اما پس از جنگ جهانی اول پس از تجدیدنظر در خط مرزی بین ایران و عراق، این منطقه به دولت عراق در سال 1913 میلادی (1292 شمسی) واگذار شد. دارسی چند ماه بعد از امضای قرارداد گروهی حفار لهستانی به سرپرستی جرج برنارد رینولدز[1] را در ۶ ژوئیه 1901،1290ش. تقریباً ۴ ماه پس از آن که امتیاز نفت به ویلیام ناکس دارسی اعطا گردید، با حقوقی معادل 1500 لیره به استخدام درآورد و برای مدیریت امور حفاری خود به ایران اعزام کرد. وی فارغ‌التحصیل مدرسه‌ی سلطنتی هند بود که پس ار پایان دوره‌ی تحصیلاتش به استخدام اداره‌ی امور عام‌المنفعه‌ی هند در آمد و سپس به سوماترا رفت و در شرکت نفت سلطنتی هلند به کار پرداخت. او زمین‌شناسی را با روش خودآموزی یاد گرفته بود و همچنین استعداد زیادی در یادگیری زبان‌ها داشت و زمانی که به استخدام دارسی درآمد، بیش از چهل سال از عمر وی می‌گذشت. رینولدز یکی از مهندسین فعال، موجه و ماهر بود،‌ و از این رهگذر توجه و تحسین همگان را نسبت به خود جلب کرده بود. او مردی پرکار، پر انرژی و سوارکاری ماهر بود. او می‌توانست کوه‌ها و دشت‌های صعب‌العبور را به‌سهولت با اسب بتازد. رینولدز یک امتیاز دیگر نیز داشت و آن زبان‌دانی‌اش بود. وی در حدی نسبتاً وسیع می‌توانست به فارسی سخن بگوید و پس از کار در مسجدسلیمان، گویش‌های بختیاری و شوشتری نیز در حد لازم فرا گرفت و با آن رفع نیاز می‌کرد.            

        رینولدز مدیر عملیات دارسی در سپتامبر 1901 میلادی مطابق با شهریور 1280 شمسی از راه بغداد به تهران آمد و مدت ده روز تمام با کتابچی‌خان صحبت و مذاکره داشت و اطلاعات و گفته‌های وی را یادداشت کرد. سپس به بصره رفت تا ماشین‌آلات و لوازم حمل شده از انگلستان را ترخیص کند. در آن زمان عراق در تصرف دولت عثمانی بود. او با دادن رشوه به مقامات عثمانی و تحمل سختی‌های فراوان، ماشین‌آلات و ابزار حفاری را به چاه‌‌سرخ در قصر شیرین رساند، این منطقه در گزارش (مورگان ایران‌شناس) تعیین و در نوشته‌اش نقشه‌ی منطقه را هم معین کرده بود و این شروع ماجرا بود. چون سران قبایل کُرد ناحیه نه احکام دربار ایران را قبول داشتند و نه از قرارداد دارسی آگاه بودند و نه آن را به رسمیت می‌شناختند، بنابراین او می‌بایست با خان‌های محلی از جمله عزیزخان و محمدکریم‌خان مالکین محلی کنار می‌آمد و همکاری آن‌ها را جلب می‌کرد که او با پرداخت وجوهاتی به این مهم دست یافت. حمل و نقل و استقرار لوازم حفاری نزدیک به یک سال طول کشید و عملیات حفاری در نوامبر 1902 میلادی برابر با آبان 1281 ش.شروع شد.



[1] George Bernard Rynolds.