دنیای قشقایی

بدبخت ملت و قومی که تاریخ خود را نداند ، تیره بخت تر از آن ملت و قومی است که علاقمند به دانستن تاریخ خود نباشد و شوربخت تر از همه ملت و قومی است که تاریخ خود را به ریشخند بگیرد .

تاریخ فرهنگ و هنر و.. قشقایی در نوشته ها
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۳٠
 

دوستان عزیر فهرستی از  60 کتاب ، مقالات مختلفی که در مورد قشقایی نوشته شده است در یک صفحه این تارنما جای داده شده است. دوستان می توانند برای دیدن آن ها به اینجا لینک کنند:

http://ghashghaieworld.persianblog.ir/page/2

و با کنترل و کلیک روی آن ها به سایت منبع این نوشته ها وصل شوید و یا

و برای خواندن  نوشته های انتخابی به سایت زیر مراجعه نمایند

http://www.noormags.com/view/fa/default


 
 
نقدی بر کتاب تاریخ اجتماعی و سیاسی ایل بزرگ قشقایی
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ٦:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۳٠
 

تاریخ ایل قشقایی

*علی احمد الیاسی - دانشجوی دکتری تاریخ ایران اسلامی،دانشگاه تهران

تاریخ اجتماعی و سیاسی ایل بزرگ قشقایی - *نوروز دّرداری

*شیراز،انتشارات قشقایی،چاپ اول 8831،تعداد صفحات: 877

کتابی که پیش روی ما قرار گرفته در حوزه‌ی مطالعات مردم‌شناسی و ایلات و عشایر قرار دارد که در زمینه‌ی مطالعات علمی و تاریخی یک حوزه‌ی نسبتا بکر و تازه است و امکانات و فرصت‌های بالنسبه‌ی جدیدی را در اختیار مورخان و مردم‌شناسان قرار می‌دهد.از آن‌جایی که ایلات و عشایر یکی از عناصر اصلی‌ ساختار جمعیتی ایران را در گذشته‌های نه چندان دور تشکیل می‌داده و در ساختار سیاسی،اجتماعی و اقتصادی ایران نقش فعال و تعیین‌کننده داشتند تا جایی که بیشتر حکومت‌های ایران پس از اسلام منشأ ایلی و عشایری‌ داشتند و ایلات نقش بارزی را در زمینه‌ی سیاسی بر عهده داشتند و در زمینه‌ی‌ تحولات اجتماعی و اقتصادی نیز به ایفای نقش خاصی می‌پرداختند.بنابراین‌ توجه به نقش و جایگاه ایلات و عشایر در ساختار سیاسی و اجتماعی و اقتصادی‌ ایران در گذشته موجب گردیده که برخی از پژوهشگران به منظور پاسخگویی‌ به نیازهای علمی در این زمینه به حوزه‌ی مطالعات ایلات و عشایر روی آورند که پژوهش‌های صورت گرفته در این زمینه افق‌های روشنی را فراروی‌ پژوهشگران قرار داده است.از جمله پژوهش‌های انجام گرفته در این حوزه کتاب‌ تاریخ اجتماعی و سیاسی ایل بزرگقشقایی نوشته نوروز درداری است که‌ انتشارات قشقایی آن را به چاپ رسانده است که اینکه به معرفی و نقد آن‌ می‌نشینیم.


 
 
برگی از تاریخ باستانی قوم قشقایی
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٧
 

از اواخر قرن 12 پیش از میلاد ما نام «قشقا» را بارهاو بارها در منابع آشوریان مشاهده می کنیم. بر اساس سالنامه‌ی به جای مانده از «Tukulti-apil-Ešarra I توکولتی ـ اپلی ـ إشارا ـ اول» (تیگلات‌ ـ پیلسر)  که در سال‌های حدود 1114 - 1071 پیش از میلاد  حکومت می کرده است،گزارش های داده و نوشته شده است که؛ قشقایی ها زمین های فراوانی را از دولت هیتی ها تسخیر کرده بودند. اما سر انجام در نبردهای بعدی که با همین دولت داشتند؛ متحمل شکست هایی شده و مجبور شدند که آن‌ها را به دولت هیتی باز پس دهند و نتوانستند آن‌ها را برای همیشه مالک شده در دست خویش نگهدارند. ولی می‌توان استنباط کرد که آن‌ها مناطق مسکونی خود را در حوزه‌ی دریای سیاه در غرب آناتولی ترک کرده و به سوی آناتولی شرقی مهاجرت کرده‌اند.

تا قرن هشتم پیش از میلاد نام قوم قشقا گاه به گاه در نوشتارهای آشوریان دیده می‌شود، و چنین به نظر می‌رسد که قشقا‌ها در آناتولی شرقی مستقر شده و یک امپراتوری را تأسیس کرده‌اند. بعد از این دوره پیگیری نام آن‌ها در متون تاریخ مفقود شده و تاکنون سندی به دست نیامده است. و برای آخرین بار نام آن‌ها در دوران پادشاهی «سارگون دوم ـ Sargon II» در کتیبه‌ای کشف شده است.[1]

در کاوش‌هایی که اخیراًً در بخش مرکزی آناتولی در ترکیه صورت گرفته است در منطقه‌ی «پافلاگونیا ـ Paphlagonia» که مرکز حکومت و سرزمین نشیمن قشقا‌ها بوده، برخی اسناد مربوط به شهرک‌هایی در آن دیار به نام «اشیاء خاکستری پافلاگونیا» به دست آمده است. حدس و گمان قوی این است که شهر «پونتیر ـ Pontier» تحت پادشاه رومیان به نام «میتریداتس ـ Mithridates» درآمده بود، توسط اجداد قشقایی‌ها بنا گذارده و ساخته شده باشد. شواهد باستان‌شناسی در مورد آثار مربوط به قوم قشقایی هنوز ضعیف است. یک دلیل عمده آن این است که آنان به سبب کوچ‌روی، در یک شهر و مکان ثابتی سکونت دایمی نداشته‌اند و دوم این که نمی‌توان دست‌یافته‌های خاصی را به مردم معینی در این منطقه منتسب کرد، مانند سفال‌های به دست آمده در این مناطق است. دیگر این که کاوش‌های باستان‌شناسی سازمان‌یافته در منطقه شمالی آناتولی هنوز در مراحل ابتدایی است و در حد نازلی قرار دارد.[2]

 



[1] سارگن دوم امپراتور آشور ۷۲۲-۷۰۵ ق‌م‌. و بنیان گزار سلسله سارگن

[2] Einar von Schuler: Die Kaškäer. Ein Beitrag zur Ethnographie des alten Kleinasien. de Gruyter, Berlin 1965


 
 
سرزمین قشقا در ساحل جنوبی دریای سیاه
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ٦:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱٩
 

 

 


 
 
بخشی از تاریخ باستانی قشقایی
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ۳:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱۸
 

قوم قشقا ـ Kaschkäer Die

باستان‌شناس معروف آلمانی به نام «Einar von Schuler» کتابی به نام Kaschkäer ـ قشقا‌ها، در سال 1965م. (1344 شمسی) به زبان آلمانی، به رشته تحریر در آورده است. وی مطالب این کتاب را بر اساس اسناد و کتیبه‌هایی که در کاوش‌های اولیه در سرزمین آناتولی (ترکیه فعلی) در دوران شاهان هیتّی، به دست آمده، تدوین و تالیف کرده است. هر چند در فاصله‌ی بین سال‌های 1965 (تاریخ انتشار آن کتاب) تا کنون اسناد جدید و تازه‌ای در باره‌ی این قوم قشقا به دست آمده است، اما نوشته‌های وی که در این مقاله به صورت فشرده‌ای از مطالب همان کتاب است، دارای اطلاعات بسیار ارزنده‌ای است. ما نوشته‌های مربوط به قوم قشقا در این کتاب را با مقاله محققانه وی شروع می‌کنیم و در ادامه اطلاعات و دستاوردهای جدید باسنان شناسی را نیز به آن اضافه و درج خواهیم کرد. 


 
 
برگی از تاریخ معاصر ایل قشقایی
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ۸:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱٤
 

سند 262 : ریاست وزرا، تلگراف از کازرون نمره 1، مورخ 20 حمل(29 ربیع الثانی) سیچقان ئیل 1330 {28 فروردین 1291 شمسی)

توسط جناب آقای اورنگ ادام اقباله

مقام منیع حضرتین اشرفین ریاست وزرا و وزارت جلیله داخله دامت شوکت ها،

پس از زحمات زیاد و ترتیبات این که خاطر مبارک کاملا مسبوق است محض حفظ طوایف و جلب قلوب عامه کلانتران و غیره با داشتن دو هزار سوار جرار، با صولت الدوله جنگ نکردیم. برای این که تمام هم مصروف بود میان ایل یک طرح خونریزی بیندازد که دره شوری و غیره را به ملاحظه خون داری با خود همدست و مشغول اجرای مقاصد شخصی شود. چاره فروش (خودش) را منحصر به همین یک نکته می دانست. جماعتی از دره شوری و اهالی دهات که بالغ از دو سه هزار نفر بود حاضر کرده بود. فدوی به زحمات زیاد با مواعظه نافعه مردم را از سر او پراکنده نموده. روز هفدهم مراجعت به طرف فیروز آباد کرد ولی از آن جایی که  تا جان دارد دست از اجرای خیالات خودش بر نخواهد داشت ممکن است باز یک طرح جدیدی بریزد کما این که فدوی تا جان دارم دست از اجرای مقاصد دولتی بر نخواهم داشت. 


 
 
مروری بر عملکرد اسماعیل خان صولت الدوله ایل خان قشقایی
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ۱:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱٠
 

اسماعیل خان قشقایی معروف به صولت‌الدوله، چهرهٔ سیاسی اواخر قاجار و یکی از مقتدرترین ایلخان‌های ایل قشقائی بود.او از فرزندان داراب خان، فرزند مصطفی قلی خان ایلخانی فرزند جانی خان قشقایی  رئیس ایل قشقائی بوده و در فیروزآباد از شهرهای استان فارس متولد شده است. سال تولد صولت‌الدوله ۱۲۹۵ قمری برابر با 1257 شمسی است. و با خدیجه بی بی دختر عبد الله بیگ کشکولی  ازدواج کرد. وی بعد از مرگ برادرش ضرغام الدوله در سال 1324 قمری(1285 ش) در سن 26 سالگی رسما به ریاست ایل قشقایی منصوب شد. اسماعیل خان به علت رشادت و مهارت وی در تیراندازی و جنگ‌های چریکی، در اواخر سلطنت مظفرالدین شاه قاجار به وی لقب صولت‌الدوله داده شد. وی بعدا ملقب به سردار عشایر شد.

دوره ریاست صولت الدوله مصادف با حوادث بزرگ سیاسی و نظامی در کشور بود،که در همه حال ایل قشقائی به عنوان یکی از عوامل و نیرو های تعیین کننده و موثر در حوادث جنوب ایران شرکت داشت. در این موقع خانواده دیگری که از سالها پیش در فارس قدرت فراوانی کسب کرده بودند بیش از بیش به عنوان نیروی مقتدر و در قطب مخالف قشقائی ها قرار گرفت و آن خانواده قوام الملک شیرازی بود. اینان نواده های حاج ابراهیم وزیر سلاطین زندیه بودند که با خیانت به لطفعلی خان زند موجبات پیروزی آغا محمد خان قاجار را در شیراز فراهم نمودند و در دوران قاجار از مال، ثروت و قدرت فراوانی برخوردار شده و بعدها قوام الملک لقب گرفت.