دنیای قشقایی

بدبخت ملت و قومی که تاریخ خود را نداند ، تیره بخت تر از آن ملت و قومی است که علاقمند به دانستن تاریخ خود نباشد و شوربخت تر از همه ملت و قومی است که تاریخ خود را به ریشخند بگیرد .

برگ سیاهی از تاریخ اسکان عشایر در دوران رضاشاه
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٢۱
 

سیف پور فاطمی«  مبارزه رژیم با سران عشایر»  را  اینگونه شرح داده  است:  یکی ازمشکلات  رضا شاه  و اطرافیانش  این بود  که با کمال  تآسّف  نتوانسته موقعیّت جغرافیائی و تاریخ  ایران را در نظر گرفته  و از روی آن نقشه  و برنامه ی صحیح پیاده بکنند.

تشکیلات جغرافیائی و تاریخی  ایران   در طول قرنهای  متمادی عبارت از این بوده است که چندین  ملّت و گروه از رود سیحون  و جیحون تا مدیترانه  یک کشور دارای  یک آرمان  تحت  لوای عدالت  و مدارا  و مروّت بوجود آورده و عادات و مذاهب  و معتقدات  هرقوم  و گروه  را محترم  بشمارند و این رویّه تا آمدن اسکندربه ایران و بعدها  در زمان  ساسانیان  معمول  و متداول  بود. غوغا وهجوم  عربها  خواست این قاعده را برهم زند و ایران را مانند کشورهای مصرو شمال آفریقا و شام و فلسطین  تبدیل به جامعۀ عربی بسازد ، ولی تمدّن و فرهنگ و آداب ایرانی که بر عربها غلبه  داشت تا اندازه ای عرب را در ایران ادغام کرد و ایرانیان زبان مخصوص ومذهب متفاوت بوجود آورده و کلیۀ  آداب و سنن خود را حفظ  کرد و رادمردانی مانند  رودکی و دقیقی و فردوسی و سعدی و حافظ با آثارخود فرهنگ را زنده کرده و زبان و تاریخ ایران را احیا کردند وباز مردم  و گروههای مختلف ازساحل سیحون و جیحون  و از قلب  هندوستان  تا دجله  و فرات بسنن ملّی خود افتحارمی کردند و سلاطین  ترک نژاد  نسب خود را به کیقباد وکیخسرو رسانیده و خلفای عرب در زیرشمشیر و لوای ابومسلم و حسین ابن طاهرذوالیمینین و آل بویه و حُسن  ادارۀ  برامکه  حکومت می کردند. سلطان محمود افتخار   داشت که فردوسی داستان سلم وتور و فریدون و رستم و ایرج و افراسیاب و ضحّاک را بسراید..


 
 
خانزاده کمونیست قشقایی و سفرش به کشور چین
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۱٢
 

ایرج خان و عطا خان کشکولی از خان زاده های قشقایی بودند. ایرج فرزند فتح الله خان کشکولی کلانتر کشکولی در فارس بود. وی برای ادامه تحصیل به آلمان رفته و در آن دیار وارد فعالیت سیاسی  و عضو یکی از سازمان های منشعب از حزب توده شد. و در این دوره برای آموزش های پارتیزانی به چین کمونیست سفر می کند.عطا کشکولی قبل از ایرج کشکولی برای آموزش به چین سفر کرده بود و ایرج کشکولی نیز برای آموزش دوره های پارتیزانی دو بار به کشور چین سفر کرد. بار اول در سال 1343 – 1344 بود و در بار دوم هنگام اوج انقلاب فرهنگی چین  در این بخش از نوشته ها با استفاده از گفتگوی وی با حمید شوکت در کتاب نگاهی از درون به جنبش چپ در ایران؛ به مسافرت اول وی در چین می پردازیم:

در زمستان 1343 نشستی در مونیخ از جوانانی که شماری از آنان نیز در حزب توده ایران عضویت داشتند برگزار شد. ....... در همان نشست تصمیم گرفته شد عده ای از افراد را برای آموزش تئوریک و نظامی به جمهوری توده ای چین بفرستند. عطا(کشکولی) مسئول نخستین گروهی بود که پیرو این تصمیم به چین رفت.

  • آیا عطا پس از بازگشت از چین با تو تماس گرفت؟

v      ما همیشه با هم در تماس بودیم. گفتگوی همیشگی ما این بود که او می خواست مرا به حزب توده جلب کند و من چون خود را هوادار مبارزه مسلحانه می دانستم با این کار مخالفت می کردم.


 
 
وضعیت اقتصادی و اجتماعی ایران بعد از جنگ جهانی دوم
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٤
 

 

به‌دنبال اشغال کشور توسط نیروهای بیگانه در جنگ جهانی دوم، شیرازه‌ی اقتصاد ایران به‌شدت از هم ‌گسست و تورم شدید، ناشی از چاپ بی‌رویه‌ی اسکناس در جهت تأمینِ مخارج ریالی ارتش بیگانگان، موجب بالا رفتن قیمت‌ها و فشار بیشتر بر روی طبقات کم درآمد شده بود. رشد جمعیت و مهاجرت شتابان روستاییانِ درمانده از ظلم ملّاکان و مباشران به سمت شهر‌ها تبعات سهمگین اقتصادی و اجتماعی برای کشور به ارمغان آورد که در رأس آن‌ها معضل اشتغال و تأمین درآمد برای مهاجران قرار داشت. کسری بودجه و افزایش هزینه‌های دولت و واردات بی‌رویه، متولیان و سیاست‌گزاران را هر چه بیشتر به‌سمت استقراض از بانک ملی و افزایش حجم پول سوق می‌‌داد. از سوی دیگر درآمد ارزی کشور به‌دلیل افزایش هزینه‌های ارزی (تحت فشار بی‌امان واردات بی‌رویه) با کسری قابل تأملی مواجه بود که کاهش صادرات غیرنفتی (به‌طور عمده محصولات دامی و کشاورزی) بر وخامت اوضاع می‌‌افزود. اعتراض‌های پی‌درپی به شرکت نفت انگلیس و تقاضای افزایش حق امتیاز ایران منجر به انعقاد قرارداد الحاقی شد و این قرارداد نیز به جای آن ‌که بر درآمدهای ایران بیفزاید؛ موجب وقفه در آن شده بود. دولت آمریکا که آوازه کمک به کشورهای اروپایی را سر داده بود نیز حاضر به دادن وام یا کمک مالی قابل ملاحظه‌ای به ایران نشد.