دنیای قشقایی

بدبخت ملت و قومی که تاریخ خود را نداند ، تیره بخت تر از آن ملت و قومی است که علاقمند به دانستن تاریخ خود نباشد و شوربخت تر از همه ملت و قومی است که تاریخ خود را به ریشخند بگیرد .

زبان ترکی در روزگار شاهان صفویان
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۱٧
 

 زبان ترکی آذری که ما امروزه در ایران بکار میبریم چگونه ریشه گرفت و وسعت یافت؟ مناسبات و مقام و نفوذ و گسترشش در مقابل فارسی چه بود؟ زبان های ترکی آذربایجان و ترکیه که امروزه تا حد زیادی از همدیگر متمایز شده اند در زمان صفویه چقدر بهمدیگر نزدیک و چقدر از همدیگر دور بودند؟

 واژگان، املاء و تلفظ کلمات، همچنین دستور زبان از قبیل صرف افعال و جمله سازی ها  چه تشابهات و یا فرق هائی داشت؟  حسن جوادی و ویلم فلور که در گذشته نیز کار های بسیار مفید و علمی تاریخی به چاپ رسانیده اند در حال اتمام تهیه و تنظیم لغتنامه ای هستند که حدودا 350 سال پیش بقلم محمد رضا نصیری و پسرش عبدالجمیل نصیری تالیف شده است. آنها هر دو اصلا اهل اردوباد بودند که به اصفهان آمده برای دربار صفوی کار میکردند. اما پدر، محمد رضا، از زمان اقامت در اردوباد شروع به جمع آوری لغات این فرهنگ نموده و پسر، عبدالجمیل، آنرا تکمیل کرده است. حسن جوادی و ویلم فلور این لغتنامه را از تنها نسخه خطی آن که در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است آماده میکنند.


 
 
نامه هایی از دکتر مصدق به خانواده قشقایی
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ٤:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٩
 

 ٭ نامۀ دکتر مصدّق  به صولت الدولۀ قشقائی  

 ( روی کاغذ ایالت فارس)

23 برج حوت پیچی ئیل 1299

فدایت شوم، مراسلۀ شریفه عزّ وصول داده از سلامت مزاج محترم  بینهایت  خوشوقت گردیده و از اینکه امورآن  صفحات درنهایت نظم وامنیت است امتنان خود را عرض می نماید و از خداوند خواهان  است که  این امنیت با این مقدّماتی که پیش آمده از فارس مرتفع نگردد.

البتّه جناب آقای میرزا عبدالله  خان  وقایع  این چند  روز را عرض  کرده اندخلاصۀ  آن این است  که از بدو تشکیل این کابینه  که مخبر روزتر اعضاء  آن و اشخاصی  که با آنها  موافقت دارند  یاغیان  قلمداد  کرده و این جانب مطلقاً با مرکز مخابرۀ تلگرافی و مکاتبه ننموده  اعمال  این هیئت ونیات آن را بر خلاف مصالح  مملکت  می دانم  و تاکنون هم چند  تلگراف  از پاره ای اشخاص که فعلاً  معرّفی آنها  را لازم نمی داند رسیده  برای اینکه این جانب  تلگراف تبریکی  به آقای سید ضیاءالدین که خود  را امروز به جای رئیس الوزراء  رئیس دولت می نامد مخابره نماید مطلقاً خود داری کرده ایم. این مطالب  رافقط لازم دانست  که برای  اطّلاع  جناب مستطاب  عالی زحمت بدهم. مقصود اینست که جناب مستطاب عالی همان مشی این جانب  را اتّخاذ  فرمائید . البتّه هرکس  برای  حفظ  مملکت  و وطن خود دلائلی دارد که اقدامات خود را باید  روی دلائل  خود قائم نماید.

 


 
 
ساخت جاده تهران - شمال ایران
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ٦:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۳
 

داستان ساخت راه تهران - شمال ایران از زبان رضا شاه به نقل از کتاب سفرنامه شمال

مع‌هذا بعد از قبول سلطنت ایران، اولین سفری که در خاطر من نقش بست مسافرت به‌“مازندران“ بود. به‌دو دلیل:

   اول ـ تا راه “مازندران“ به‌“تهران“ باز نشود، “تهران“ نمی‌تواند آسایش نعمت داشته باشد. “مازندران“ است که بزرگترین روزنة اقتصادیات را به‌روی “تهران“ می‌گشاید. چون فعلاً راهی بین “تهران“ و “مازندران“ موجود نیست، من می‌خواهم شخصاً بیندیشم که از کدام طریق و با چه وسیله‌ای باید محظور سلسله جبال “البرز“ را مرتفع سازم؟ “البرز“ را بشکافم و “تهران“ را به‌“مازندران“ متصل سازم، و نعمای “مازندران“ را با نزدیکترین فاصله نصیب “تهران“ ساخته و در عین حال “مازندران“ را نیز با وجود آنهمه نعمت‌های طبیعی، از فقر و فاقه و بی‌سامانی نجات بخشم.