دنیای قشقایی

بدبخت ملت و قومی که تاریخ خود را نداند ، تیره بخت تر از آن ملت و قومی است که علاقمند به دانستن تاریخ خود نباشد و شوربخت تر از همه ملت و قومی است که تاریخ خود را به ریشخند بگیرد .

گفت‌وگو با پروین بهمنی پژوهشگر موسیقی قشقایی: موسیقی نواحی از فرهنگ ایران مرزبان
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ٦:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢٠
 

 

 

 

ندا سیجانی: از میان مردمان پر مهر روستا و عشایر برخاست. صدای لالایی دایه‌اش او را در مسیری قرار داد تا بتواند مرزبان فرهنگ بومی و اصیل کشورش باشد و سوز موسیقی قشقایی را به آن سوی مرزها ببرد. پدرش‌ (غلامرضا بهمنی) از موسیقیدانان ایل و صاحب سبک بود. علاقه‌مندی‌اش به موسیقی ایل سبب شد از محضر استادانی چون محمد‌حسین کیانی (‌آواز‌خوان بنام ایل قشقایی)، محمد‌قلی خورشیدی (‌شاهنامه‌خوان معروف ایل)، هادی نکیسا و حبیب‌الله گرگین‌پور (مشهورترین موسیقیدانان ایل‌) و محمد‌رضا درویشی فیض ببرد. مدت مدیدی نیز نزد هنگامه اخوان به آموختن موسیقی ردیفی ایران پرداخت. پروین بهمنی سال‌ها به عنوان آموزگار در مناطق مختلف عشایری استان فارس خدمت کرد. این بانوی 65 ساله‌ نخستین زن برگزیده مفاخر فرهنگی جهان ترک، نخستین زن پژوهشگر موسیقی محلی ایران، دارای دکترای افتخاری از بعضی دانشگاه های جهان، صاحب نشان درجه یک هنر از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و صاحب تألیفات و پژوهش‌های مختلف در حوزه موسیقی قشقایی است‌. وی که کار رسمی و بنیادین خود را از هجدهمین جشنواره بین‌المللی فجر در حوزه هنر و فرهنگ آغاز کرد و در سی‌امین جشنواره بین‌المللی موسیقی فجر مورد تجلیل قرار گرفت. با وجود کسالت این بانوی هنرمند گفت‌وگوی کوتاهی با او داشته‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

 

 


 
 
ایل بیگی قشقایی در دوران کریم خان زند
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ٤:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢٠
 

اسماعیل  خان رهبر ایل قشقایی همراه با طوایفی از ایل قشقایی که در تبعید و در خراسان بودند پس از مرگ نادرشاه  به مناطق پیشین خود در فارس و اصفهان برگشتند. اما با برگشت اسماعیل خان- ایلات قشقایی و ممسنی دست به اقداماتی زده بودند که سبب نارضایتی خان زند شده بود و او ، یکی از فرماندهان خود، به نام نادرخان را با هزار رزمنده مامور تنبیه آنان کرد. و احتمالا بعد از این حرکت است که کریم خان  دست سران قشقایی را در هدایت ایل قشقایی کوتاه می کند. تا از فتنه و شر اهل فساد و از ضرر و گزند ارباب افساد آنان در امان باشد، اسماعیل خان، برادرش حسن خان و پسرش جانی خان  را به دربار خود خویش فرا خوانده و از حضور آنان در میان ایل جلوگیری می کند.

میرزا آصف در کتاب خود از این گروه به نام گروی ها نام می برد. در این زمان ایل بیگی قشقایی و ترکان فارس بنا به نوشته محمد آصف بر عهده هاشم خان قشقایی (برادر اسماعیل خان) بود.

 بر اساس نوشته میرزا آصف رستم الحکما اسماعیل خان عمی(نابینا) در بار کریم خان همراه با محمد خان قاجار، مشاور و ندیم کریم خان[1] بود و جایگاه ویژه ای در دربار زند به دست آورده بود. در ص 355 کتاب رستم التواریخ قید شده است که کریم خان « اسماعیل خان اعمی قشقایی را ندیم خود قرار داد.»[2]

آقا محمد خان قاجار که بعدا شاه ایران شد،نیز در دربار کریم خان زندانی و یا تحت نظر بود. و کریم خان از مشاوره وی هم بهره می گرفت.

خانم لویز بک از قول محمد هاشم آصف نویسنده کتاب رستم التواریخ(ص 338) می نویسد که مراقبت از زندانی مزبور بر عهده اسماعیل خان قشقایی بود.[3]

 



[1]    خواندن مطلب محمد هاشم آصف در مورد مشاوره و مقام اسماعیل خان قشقایی، مرا به یاد این خاطره می اندازد.در سفری که به دعوت سازمان بهره وری آسیا به ژاپن سفر کرده بودیم در یکی از موسسات صنعتی  چند نفر را به عنوان مشاور به ما معرفی کردند. وقتی از راهنما ی خود در باره تعداد زیاد مشاورین سوال کردم راهنما به آرامی چنین گفت مدیرانی که مصلحت نیست در سر پست خود باقی بمانند و شرکت نمی خواهد آن ها را اخراج کند – سمتی به عنوان مشاور و محلی به صورت دفتر کار به آن ها واگذار می کند و آن ها را از اقدام و عمل در کار موسسه کنار می گذارد.. اسماعیل خان و دیگران هم شاید در چنین موقعیتی بودند؟ - م.

[2] محمد هاشم آصف(رستم الحکما) – رستم التواریخ همان ص 355

[3] لویز بک قشقایی ایران ص 50. نسخه ای که از رستم التواریخ در اختیار مولف  هست(انتشارات امیر کبیر) فاقد این مطلب است.