دنیای قشقایی

بدبخت ملت و قومی که تاریخ خود را نداند ، تیره بخت تر از آن ملت و قومی است که علاقمند به دانستن تاریخ خود نباشد و شوربخت تر از همه ملت و قومی است که تاریخ خود را به ریشخند بگیرد .

مدیریت به سبک چینی
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٧/٢٩
 

 

–   به تقل از  روزنامه اعتماد:

مدیریت به سبک چینی

نویسنده: دکتر نوروز درداری ( فولادی)

 

نکات کاربردی برای مدیریت به سبک چینی:
1) سبک مدیریت متمرکز: زیر ساخت تفکر مدیریت چینی نشأت گرفته است از ارزش های فرهنگی مبتنی بر ایفای نقش پدر مأبانه مدیران چینی است. ( مدیریت پدر سالانه)
2) ارتباطات خصوصی شده: مدیران چینی تمایل دارند مسائل و مشکلات را شخصا حل و فصل کنند و تمایل ندارند کار ها را به دیگران واگذار کنند. در میان مدیران چینی تلاش زیادی صرف ابجاد تعهدات شخصی و اطمینان می شود.
3) آموزه ها اخلاقی: تمایلات فرهنگی با تکیه بر روابط خصوصی شده برای انجام کارها منشأ ایجاد معضل و فساد در حال شیوع در مناسبات پیچیده ی اقتصادی است.
4) ساختار سازمان رسمی: از سال 1987 نظام مدیریت چین در معرض تحولات سریع قرار گرفته است. اما بسیاری از شرکت ها یا سازمان های چینی هنوز بسیار رسمی و بوروکراتیک باقی مانده اند.
برترین مزیت مدیریت چینی:
در چین مدیریت کاملا جدی است. در کسب و کار غربی مدیریت به عنوان یک علم تاریخی طولانی دارد. اما این موج تا اوایل دهه 
۹۰ میلادی به چین نرسیده بود.
اگر از جک پرکوفسکی بپرسید چرا این همه کارخانه با مالکیت خارجی در چین و در کناره ساحل متمرکز شده اند، همراه با سایر تحلیلگران تصدیق می کند که این پدیده کاملا به دلیل امکانات پشتیبانی و تدارکاتی اتفاق افتاده است. با این حال، تصور نکنید این دلیل کوچکترین ارتباطی با محصول، ماشین آلات یا مواد اولیه دارد.
این تحلیلگر مسائل چین توضیح می دهد که محل قرار گرفتن امکانات از گذشته توسط کارایی کارآفرینان مهاجر رقم زده می شد: سهولت دریافت و ارسال.
به گفته پرکوفسکی این مسئله دقیقا یکی از جنبه های شکاف مدیریتی چین است. پرکوفسکی موسس و مدیرعامل آسیمکوتکنولوجیز در پکن، یکی از موفقترین تولیدکنندگان و تجار خارجی در چین است.
حضور پرکوفسکی در چین به سال 
۱۹۹۰ بازمی گردد، زمانی که او شغل بیست ساله خود در حوزه سرمایه گذاری و بانکداری را در پاین وبر رها کرد تا به فرصت های آسیا دست یابد. تحقیقات او در سال ۱۹۹۴ به تاسیس آسیمکو تکنولوجیز در پکن منجر شد. این شرکت یکی از نخستین شرکت های جهانی سازنده قطعات اتومبیل است که در چین تاسیس شده است. آسیمکو در حال حاضر ۱۸ کارخانه در سراسر چین واقع در ۹ استان و ۳ کارخانه دیگر در امریکا دارد.

 

پرکوفسکی با اظهار تعجب گفت: اگر بعضی کارخانه ها از مشکلات پشتیبانی و تدارکاتی در مضیقه هستند مسائل آنها هیچ ربطی به کارایی مدیران خارجی شان ندارد؛ ما چنین مدیرانی نداریم. اغلب کارخانه های ما داخل کشور واقع شده اند و هنگامی که تدارکات برای داخل مشکل ساز شود این کارخانه ها به سودآوری کم هزینه خود ادامه می دهند.
نصیحت او به ماجراجویان جدید این است: اگر می خواهید حداقل هزینه کلی استراتژیک را حفظ کنید باید به مناطق داخلی بیش از کناره ساحلی توجه نشان دهید. او ادامه داد: آسیمکو در سال 
۱۹۹۷ رسما سیاست استخدام مدیران چینی متولد این کشور را در پیش گرفت. پرکوفسکی اظهار کرد: اهمیت سیاست به کارگیری مدیر محلی خوب و قوی این است که تازه واردان به حوزه صنعت به خوبی و به طور کامل توجیه می شوند. اینجا در چین مدیریت کاملا جدیست. در کسب و کار غربی مدیریت به عنوان یک علم تاریخی طولانی دارد. اما این موج تا اوایل دهه۹۰ میلادی به چین نرسیده بود.
محلی کردن مدیریت در چین هم بسیار سخت و هم بسیار ضروریست که البته دلایل گوناگونی دارد. یکی از این عوامل مزیتی است که مدیریت محلی به عنوان اهرم قدرت و با تسلط فرهنگ چین بر هزینه ها دارد. او به عنوان شاهد مثالی از یک مدیر آمریکایی می آورد که می گفته هتل لوکس در پکن با هزینه اقامت هر شب 
۳۰ دلار چقدر مقرون به صرفه است. با این حال یک مدیر چینی در هتلی نزدیک به آن و با نصف آن قیمت کاملا احساس رضایت می کند.
پرکوفسکی تاکید می کند که مثال هتل او نشان می دهد چرا مدیران محلی چین ممکن است تاثیر مهمی در کاهش حداقل هزینه مدیریت یک شرکت داشته باشند. او گفت: به همین دلیل است که دو کارخانه متفاوت که محصول مشابهی تولید می کنند ممکن است هزینه های ساختاری کاملا متفاوتی داشته باشند.
همچنین مدیران محلی مزایایی در تاثیر متقابل با زیرساخت های قانونی دارند. پرکوفسکی در این باره گفت: مدیران چینی معمولا مهارتی شهودی در درک سیستم قانونی کشور خود دارند. معمولا مدیر آمریکایی در چین سعی می کند اختلافات قانونی را به روشی که در آمریکا دارد از طریق قرارداد یا وکیل رفع کند. اما مدیر چینی، بدون شک و تردید، می داند باید به کدام مقام دولتی مراجعه کند تا مشکل حل شود.
یکی دیگر از مسائل گمراه کننده این است که با این که چین به داشتن برنامه ریزی قدرتمند مرکزی شهرت دارد، دولت این کشور عملکردی کاملا تمرکززدایانه دارد. پرکوفسکی به ضرب المثلی چینی اشاره می کند و می گوید: کوه ها بلند هستند و امپراتور از ما خیلی دور است.
با این حال پرکوفسکی بر اهمیت مقامات رسمی و دولتی تاکید می کند. او در این باره گفت: به همین دلیل است که همه کارخانه های ما در چین توسط مدیرانی از سرزمین اصلی اداره می شوند، مدیرانی حرفه ای که تجربه قبلی در اداره شرکت های چندملیتی داشته اند. ما این مدیران را از طریق شکار مغزها، آگهی های روزنامه و اینترنت، توصیه اشخاص و سفارش پیدا می کنیم. ما همچنین برنامه توسعه مدیریتی راه اندازی کرده ایم که به داخل سازمان ها نفوذ می کند و نامزدهایی برای مدیریت پیدا می کند.
پرکوفسکی قبول دارد که مبارزه ای برای ایجاد درجه ای از اعتماد میان فرهنگ ها وجود دارد اما او استدلال می کند اعتماد مشکل اصلی شهروندان خارجی است؛ اکثر آنها در چین قرارداد سه ساله دارند. در مجموع پرکوفسکی عقیده دارد در چین هر کاری ممکن است، اما هیچ کاری آسان نیست.
کلید موفقیت نام های تجاری در چین:
بسیاری از فعالان بازار گله می کنند که چینی ها به نام تجاری وفادار نیستند. مصرف کنندگان چینی می گویند یک روز به یک نام تجاری علاقه مند می شوند و روز بعد به نفع رقیب آن را کنار می گذارند. فعالان به ستوه آمده بازار می گویند آنها نمی توانند با توجه به الگوهای پولی مصرف، بازارهای اصلی را بشناسند.درست است که مصرف کنندگان چینی به طور مکرر از یک نام تجاری به نام تجاری دیگر روی می آورند، اما این کار آنچنان که برخی تصور می کنند به دلیل فرهنگ چین نیست. بلکه مصرف کنندگان چینی دم دمی مزاج هستند، زیرا چین در مرحله توسعه است و شرکت ها مصرف کنندگان را با انتخاب های بیشتر از آنچه یک دهه قبل داشته اند، بمباران می کنند. مساله دیگر آن است که شرکت های چندملیتی همیشه برای شناسایی و درک بازارهای اصلی خود کار کافی نکرده اند تا آنها را به نحو موثر هدف قرار دهند.
در حقیقت مصرف کنندگان چینی به شدت به نام های تجاری که متناسب با نیاز آنها باشند وفادار هستند. نام های تجاری جدید چینی مثل خدمات پیام فوری تنسنت هولدینگز کیوکیو، کفش بله، تنباکوی علی بابا، خدمات تجارت الکترونیکی مصرف کننده به مصرف کننده به طور شگفت انگیزی موفق هستند زیرا می دانند با مصرف کنندگان چینی چگونه ارتباط برقرار کنند. شرکت های داخلی که از اصلاحات پس از سال
۱۹۷۸ باقی مانده اند مثل شرکت تولیدکننده مواد پاک کننده وایت کت و شرکت تولیدکننده شکلات ویات ربیت اعتماد مصرف کنندگان چینی را به دست آورده اند و به همین علت رشد کرده اند مثل کاری که شرکت های تاید و مارس در آمریکا انجام داده اند.
• هدف قرار دادن نسل جوان
موفقیت به شرکت های داخلی محدود نمی شود. شرکت های چندملیتی مثل نام های تجاری یام و امگا سود جهانی خود را با فروش در چین افزایش می دهند، زیرا آنها اعتماد و وفاداری به نام تجاری را در مصرف کنندگان چینی ایجاد کرده اند. شرکت کی اف سی متعلق به شرکت یام بیش از 
۲۲۰۰ فروشگاه در چین افتتاح کرد و شرکت امگا ۷۰درصد از بازار ساعت لوکس مردانه را کنترل می کند.
شرکت ها برای ایجاد وفاداری به نام تجاری در چین باید از این نمونه های موفق درس بگیرند و بر سه نکته مهم تمرکز کنند: موضع نام تجاری خود را تعریف کنند پایگاه مصرف کنندگان خود را بشناسند و با آن ارتباط برقرار کنند و نسل جوان چین را مورد هدف قرار دهند. نسل جوان چین درآمدی دارند که می توانند صرف خرید لوازم یک بار مصرف و پیشرفته کنند و آنها رهبران وفاداری به نام های تجاری در آینده هستند.اگر شرکت های چند ملیتی به طور استراتژیکی جایگاه خود را در کوتاه مدت و بلندمدت پیدا نکنند و متوجه تغییر نیاز مصرف کنندگان چینی نشوند، بازار چین را به شرکت هایی که درک بهتری از بازار دارند واگذار خواهند کرد.چند سال پیش، زمانی که جنرال موتورز خودروی بیوک خود را دوباره در بازار چین عرضه کرد تبلیغات این شرکت بیوک را خودرویی برای مدیران ارشد و خواص کرد. فعالان بازار سعی کردن نشان دهند که آخرین امپراتور چین در دهه 
۱۹۲۰ و همچنین رهبران چینی مثل سون یات سن، چوین لای، بیوک داشته اند. برخی از مدل های آن قیمتی بالاتر از مرسدس و بی ا م و داشتند و موفقیتی آنی به دست آوردند. جنرال موتورز به سرعت خودروی بیوک را در چین حتی بیش از آمریکا به فروش رساند. یعنی بیش از ۶۶۵۰۰۰ خودرو، حدود پنج سال بعد از افتتاح اولین کارخانه مونتاژ بیوک در چین در دهه ۱۹۹۰.
• بیوک نام تجاری خود را تعدیل کرد
اکنون چین دومین بازار بزرگ اتومبیل جهان است زیرا 
۲۵۰میلیون نفر از طبقه متوسط نوظهور می خواهند به رویای داشتن خودروی شخصی واقعیت ببخشند. بیوک برای اینکه حداکثر استفاده را از این رشد ببرد، موضوع خود را تقویت کرد و فروش مدل های ارزان قیمت با محدوده قیمت ۱۲۰۰۰دلار را آغاز کرد. در ابتدا فروش رونق گرفت زیرا نسل رونق دهندگان اقتصاد چین به سرعت بیوک های ارزان تر را خریداری کردند.متاسفانه در مورد بیوک تضعیف تصویر ذهنی این نام تجاری موجب کاهش سهم آن در بازار در نیمه اول سال ۲۰۰۷ شد و باعث شد جنرال موتورز برای جذب مشتریانی که حساس به قیمت هستند تخفیف بسیاری بدهد تا بر فروش بد غلبه کند.اشتباه بیوک واضح است و چاره آن ربطی به قیمت نداشت. غول های کسب و کار نمی خواهند خودرویی را برانند که طبقه متوسط می رانند و خریداران طبقه متوسط ناراحت هستند زیرا فکر می کنند از نام تجاری بیوک و کیفیت بیوک خرید کرده اند اما در عوض خودرویی ضعیف شده دریافت کرده اند که انتظارات آنها را برآورده نمی کند. یکی از خریداران بیوک ارزان قیمت در مصاحبه با گروه تحقیق در بازار چین گفت: من بیوک را به دلیل تجمل این نام تجاری خریدم همان طور که همه پیشتازان کسب و کار، بیوک دارند اما کیفیت آن وحشتناک است. من خیلی مایوس شده ام.
• شناختن و رابطه برقرارکردن با مصرف کنندگان
اشتباه بیوک این بود که نام تجاری خود را برای مصرف کنندگان به طور واضح تعریف نکرد. هیچ کس نمی داند نام تجاری بیوک مظهر چه چیزی است. آیا گران قیمت است یا ارزان قیمت؟ شرکت بی ام و برخلاف بیوک با دنبال نکردن بازار انبوه، فروش کوتاه مدت را فدا کرد در عوض موضع خود را در مورد قیمت بالا برای مصرف کنندگان ثروتمند حفظ کرد. اکنون بی ام و شاهد شکوفایی فروش با رشد 
۵۰درصد در سال ۲۰۰۶ است. اکنون چین دومین بازار بزرگ برای سری ۷ گران قیمت بی ام و مصرف کنندگان وفادار به این نام تجاری دارد. بی ام و در درازمدت به رشد خود ادامه خواهد داد همان طور که چینی ها ثروتمندتر می شوند و آرزوی زندگی توام با داشتن بی ام و خواهند داشت.
کلارینز و اورئال دو نام تجاری بهداشت شخصی هستند که در سراسر جهان از محبوبیت بسیاری برخوردارند. اما داستان آنها در چین بسیار متفاوت است. اورئال و نام های تجاری مرتبط به آن بسیار موفق هستند و در زنان و مردان چینی وفاداری به این نام تجاری به وجود آورده اند. یک مدیر مالی 
۴۳ساله بانک سرمایه گذاری در مصاحبه با گروه تحقیق در بازار چین گفت: «من فقط لانکوم می خرم زیرا به من احساس جوانی و زیبایی می بخشد.» از طرف دیگر شرکت کلارینز برای هدف قرار دادن مردان مصرف کننده مشکل داشت.
اشتباه کلارینز این است که برای فعالیت های تبلیغاتی از مانکن هایی استفاده می کند که مردان چینی نمی توانند با آنها ارتباط برقرار کنند. مساله ای که در مورد این مانکن ها وجود دارد این است که ظاهر آنها مردانه نیست و مردان چینی، از فعالیت های تبلیغاتی کلارینز منزجر شده اند. کلارینز برای تبلیغ محصولات آرایشی مردانه مانکن هایی با نژادهای گوناگون انتخاب کرده است که تصویری ایجاد می کنند که اغلب مردان چینی نمی توانند با آن هم ذات پنداری کنند. خریداران وقتی تبلیغات کلارینز را تماشا می کنند متحیر می شوند که چرا باید بخواهند شبیه مانکن هایی شوند که از محصولات کلارینز استفاده می کنند.
• آشنایی با نام های تجاری کوچک از طریق والدین
ورئال به تازگی به دلیل انتخاب بازیگران کره ای برای تبلیغ محصول آرایشی مردانه خود به نام بایوترم، موفقیت بسیاری کسب کرده است. این بازیگران کره ای ظاهر، مد و شخصیتی را به نمایش گذاشته اند که مردان چینی خواهان آن هستند و زنان چینی نیز آرزو دارند همسران آنها آن گونه باشند.
کلارینز در نمایش نام تجاری خود به شیوه ای نادرست بسیاری از نام های تجاری فعالیت های تبلیغاتی خود را روی مانکن های شیک موطلایی متمرکز کرده اند که روی قایق بادبانی لم داده اند. در کشوری که قایق بادبانی درتصور عمومی نیست این شیوه تبلیغاتی موثر نیست.
بسیاری از نام های تجاری که آمریکایی ها اکنون استفاده می کنند آنهایی است که والدین شان استفاده می کردند. اغلب بزرگسالان از نام های تجاری تایلنول یا کولگیت استفاده می کنند زیرا وقتی جوان بودند والدین شان این نام های تجاری را به آنها معرفی کرده اند. در چین در زمان مائو انتخاب های کمی در مورد نام های تجاری وجود داشت، بنابراین امروز جوانان چینی بدون یادگیری از والدین شان نام های تجاری را امتحان می کنند. اما این جوانان چینی با مشخص کردن آنچه دوست دارند و آنچه دوست ندارند، تعیین کننده هستند.
• چینی ها در مورد سلامت نیز نگران هستند
کلید موفقیت شرکت های چندملیتی در چین توسعه موارد زیر در میان نسل رونق دهندگان اقتصاد چین است. نسلی که پس از سال 
۱۹۷۸متولد شده اند، اکنون بالغ شده اند و خودشان بچه دارند. آنها در حالی بزرگ شده اند که از نام های تجاری گوناگون استفاده کرده اند.
بسیاری از آنها نام تجاری را که دوست دارند انتخاب کرده اند و به فرزندان خود یاد می دهند چه بخرند.
به عنوان مثال، مصرف کنندگان چینی درست به اندازه مصرف کنندگان آمریکایی نگران سلامت هستنند و خواهان محصولات سالم که به سلامت آنها و خانواده شان آسیب نرساند. برخی نام های تجاری مثل میدیا، هایر، پپسی در پاسخگویی به سطح کیفی و اعتباری که مصرف کنندگان چینی می خواهند، موفق نبوده اند. برای توسعه موفقیت آمیز نام تجاری در چین داشتن دیدگاه کوتاه مدت و فروش در بازار موجود کافی نیست. این کار چشم انداز دراز مدت را از بین می برد. بهتر است ابتدا تعریف کرد یک نام تجاری قرار است چه چیزی را منسجم کند بعد روی آن تصویر کار کرد. شرکت های چندملیتی باید بدانند که مصرف کنندگان چینی در شهرهای رده اول مثل شانگهای، پکن و گوانگژو به زودی مثل مصرف کنندگان در نیویورک، لندن و پاریس از نام تجاری درک مشخصی پیدا خواهند کرد و مصرف کنندگان در شهرهای رده دو یا سه مثل چنگدو و دالیان مثل برق برای رسیدن به مدل های بین المللی حرکت خواهند کرد.
نتیجه گیری:
در نهایت مدیریت به سبک چینی از منطق خاص خود در زمینه ایی از فرهنگ و اقتصاد پیروی می کند که نمی توان آن را با دیگر کشور ها مقایسه کرد. در حقیقت باید بپذیریم که تغییرات به وجود آمده در روش چینی مدیریت نه تنها محتاج زمان بلکه نیازمند تغییراتی در رفتار مردم و سنن فرهنگی است.
منطق نهفته ایی که سازمان اجتماعی و صنعتی چین را در طول سالیان متمادی و حتی قرن ها بر قرار نگاه داشته است. عمدتا بر مبنای پدر سالاری، سلسله مراتب و الزامات مشخص است. مطمئنا هر گونه نوسازی در ساختار ها بر اساس مدیریت سنتی چین و آمیخته به فنون مدیریت غربی خواهد بود. چینی ها به دنبال توسعه ی پایدار و رشد یابنده با ویژگی ها فرهنگ چینی هستند که به شدت تحت تاثیر سنت های عمیق و ریشه دار تمدن چین است.


 
 
برگی از کارنامه سران و نمایندگان ایل قشقایی در مجلس شورای ملی ایران
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ٤:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٧/٢٧
 

انتخاب امان الله سترگ دره شوری از شهرستان سمیرم

پرونده انتخاباتى بیست و چهارمین دوره قانونگذارى حوزه انتخابیه سمیرم حاکى است که پس از انجام کلیه تشریفات قانونى در روز ۳۰/ ۳/ ۱۳۵۴اخذ رأىبه عمل آمده و پس از قرائت آرایمأخوذه در نتیجه از ۱۶۱۲۸ رأى آقاى امیر امان‌الله سترگ‌دره‌شورى با ۱۲۸۷۰ رأى به نمایندگى بیست و چهارمین دوره قانونگذارى انتخاب شدند.

در مدت قانونى هشت فقره شکایت به دفتر انجمن واصل گردید که مورد رسیدگى قرار گرفت و مردود شناخته شد.

شعبه ششم پس از رسیدگى به محتویات پرونده با توجه به این که در مهلت مقرر قانونى هیچ‌گونه اعتراضى نسبت به انتخابات سمیرم به مجلس شوراى ملى نرسیده در جلسه روز دوشنبه ۲۴/ ۶/ ۱۳۵۴ صحت جریان انتخابات شهرستان سمیرم و نمایندگى آقاى امیر‌امان‌الله سترگ‌دره‌شوى را تأییدکرد. اینک گزارش آن را به مجلس شوراى ملى تقدیم می‌دارد.

مخبر شعبه ششم- دکترمحمّد ستارى‏

رئیس- نظرى نیست؟ (اظهارى نشد) اعتبارنامه تصویب می‌شود (مبارک است)[1]

سخنان پیش از دستور امان الله سترگ دره شوری در پنجشنبه ( ۲۱ ) اسفند ماه ۱۳۵۴ مجلس شورای ملّی

رئیس- آقاى دره‌شورى بفرمایید.

سترگ دره‌شورى-

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم به نام نامى اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر.

با کسب اجازه از مقام ریاست‏

خانم‌ها آقایان همکاران عزیز زادروز و تولد رضاشاه کبیر و بنیانگذار ایران نوین را به عموم ملت ایران تبریک عرض می‌نمایم مردم شهرستان سمیرم علیا و سفلى مانند سایر ملت ایران بعد از انقلاب شاه و ملت حیات تازه یافته‌اند و در پرتو عنایت رهبر بزرگ انقلاب در امنیت و آسایش به سرمی‌برند (احسنت) ولى با وجود برنامه‌هاى گسترده دولت و اعتبارات اعطایى چون نیمى از جمعیت آن منطقه عشایرند هنوز احتیاج به کمک دارند که از اولیاى امور استدعا دارم به احتیاجات آن منطقه که به طور اجمال عرض می‌شود توجه و بررسى کامل فرمایند.

همکاران عزیز سمیرم گذشته از این که شهرى است قابل عمران و آبادى منطقه ییلاقى عشایر شاه‌دوست و وطن‌پرست نیز می‌باشد عشایر آن منطقه بیش از یکصد هزار نفرند از آنجاییکه شاه‌دوستى و وطن‌پرستى در عروق یکایک آنها جریان دارد از قدیم‌الایام همیشه روى چادرهاى خود را به طرف پایتخت ایران که شاه مملکت‌شان در آنجا است برپا می‌کنند و این خود دلیل بر شاه‌دوستى دیرینه همه عشایر است (صحیح است.)

کارهاى ادارى این عشایر به وسیله افسران ودرجه‌داران ژاندارمرى کل کشور اداره می‌شود که کلیه آنها کمال تشکر را از ژاندارمرى کل کشور دارند زیرا نهایت کوشش را در انجام کارهاى عشایرى می‌فرمایند منطقه سمیرم و عشایر آن منطقه با همه استعدادى که از لحاظ کشاورزى و دامدارى دارد به علت نداشتن راه‌هاى شوسه و آسفالته و برق و عدم دسترسى به مناطق اطراف و مشکل حمل و نقل فرآورده‌های‌شان پایمال می‌شود در صورتی که راه و پل‌هاى مورد احتیاج ساخته شود سمیرم تبدیل به منطقه‌اى می‌شود که در تمام فصول مورد استفاده سه استان اصفهان فارس خوزستان قرار می‌گیرد چنان که در ده سال اخیر عده‌اىبه کار تکثیر درختان میوه پرداخته و محصول بسیار ممتازى به دست آورده‌اند یعنى بیش از دویست و پنجاه هزار هکتار درخت سیب کاشته شده که هر یک اصله درخت سیب که به طورکامل بارآور شده باشد دویست و پنجاه تومان در سال عواید داد.در چنین منطقه‌اى که هزارها هکتار زمین قابل کشت وجود دارد می‌توان درختکارى نمود که کلیه میوه ایران را تأمین نموده و مقدار زیادى هم به خارج از کشور حمل شود ولى متأسفانه نداشتن راه و برق و سردخانه جلو این اقدامات و توسعه‌ها را سد نموده اگر در سمیرم علیا شصت کیلومتر و در سمیرم سفلى فقط پنجاه کیلومتر راه آسفالت شود این شهرستان به استان‌هاى اصفهان و فارس خواهد پیوست گذشته بر این راه‌هاى روستایى منطقه با وجود زمین‌هاى هموار و غیر کوهستانى هنوز به صورت اولیه می‌باشد دهات دامنه کوه دنا که در سمت جنوبى این شهرستان است در فصل زمستان هیچ‌گونه ارتباط با مرکز شهر و سایر شهرستان‌ها ندارند و بعضى از دهات آن مانند سیورماندگان خور و غیره حتى در فصل تابستان هم به واسطه نداشتن پل و جارى شدن سیل از ارتباط با اتومبیل محرومند دیگر از احتیاجات این منطقه نداشتن برق است که غیر از شهر سمیرم دیگر دهات آن شهرستان برق ندارند وضع بهداشتى سمیرم و توابع نیز بسیار بد است که حتى ده درصد مردم آن منطقه در زیر پوشش بهداشتى نیستند وضع مسکن نیز در این منطقه هنوز مانند سى سال قبل و کمبود زیادى دارد حتى مأمورین و آموزگاران در این شهرستان به واسطه نداشتن مسکن علاقمند به خدمت نیستند زیرا با مشکلات عظیمى رو به رو هستند تا چه رسد به عشایر که مایل به سکونت هستند بایستى براى ساختن خانه‌هاى ارزان قیمت اقدام فورى کرد از اولیاى امور استدعا دارم به این موارد توجه کامل بفرمایند زیرا راه و برق و بهداشت و مسکن مورد تقاضاى عموم مردم است راه و بهداشت به منزله رگ و خون قلب هر شهرستان است و اگر آنها نباشند قلب شهرستان از کار خواهد افتاد و کالبد آن شهرستان از هم پاشیده می‌شود و باعث نارسایى‌هاى روزافزون خواهد شد.

مخصوصاً از وزارت کشاورزى استدعا دارم به این شهرستان که کلیه امور زندگى ساکنانش به وسیله کشاورزى و دامدارى اداره می‌شود توجه کامل بنماید و با ساختن سدهاى کوچک و کمک‌هاى مالى و شرکت وزارت کشاورزى مردم را کمک و تشویق به درختکارى نماید زیرا در آن منطقه به واسطه سردسیر بودن فقط یک نوع کشت می‌توان نمود و آنهم گندم و جو که به واسطه خرده مالک بودن هر یک نفر نمی‌توان بیش از یک تن بذر کشت نماید پس با این مقدار کم زندگى یک خانواده تأمین نخواهد شد بهتر است با کمک وزارت کشاورزى درختکارى کرد زیرا همان مقدار زمین چنانچه درختکارى گردد زندگى همان خانواده را تأمین خواهد کرد.

دیگر از احتیاجات این منطقه آمارگیرى صحیح در فصل تابستان و تعیین تکلیف تقسیمات کشورى آن است به این معنى که قسمتى از این منطقه مربوط به شهرستان شهرضا و قسمتى مربوط به مبارکه اصفهان و عشایر آن به وسیله استان فارس اداره می‌شود این عمل کلیه کارهاى عمرانى را مختل ومردم بلاتکلیف و سرگردانند گذشته بر آن فرماندارى سمیرم فرماندارى درجه ۴ است که باید فرماندار کل و یا درجه ۱ شود زیرا جمعیت آن بسیار زیاد و کلیه کارهاى آن تحت نظر یک فرماندارى اداره شود در این شهرستان دویست و پنجاه هزار نفرى هنوز اداره ثبت و یا دفتر اسناد رسمى وجود ندارد و این خود مشکل عظیمى است اگر کسى بخواهد وامى دریافت کند و یا ملکى را به ثبت برساند باید فرسنگ‌ها راه را پیاده بپیماید تا سپس به جاده شوسه رسیده به شهرضا یا اصفهان برود و آن نیز هزینه زیادى در برخواهد داشت و کارگاه هزینه مسافرت براى گرفتن وام کشاورزى براى روستاییان از وام تعیین بانک کشاورزى بیش‌تر است و این خود ارزشى ندارد.

اینجا است که همیشه آرزوى خدمتگزارى بشاهنشاه آریامهر و ملت ایران را دارم از اولیاى امور و مسئولان حزب رستاخیز ملت ایران استدعا دارم به پیشنهادات و احتیاجات منطقه سمیرم علیا و سفلى و عشایر شاه‌دوست بذل توجه کامل بفرمایند در پایان عرایضم از خانم‌ها و آقایان و همکاران عزیز که قبول زحمت استماع سخنانم را فرموده‌اند صمیمانه تشکر می‌نمایم زنده باد شاهنشاه پاینده ایران (احسنت.)[2]

 


[1] مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏۲۴ - جلسه: ۲ -صورت مشروح مذاکرات مجلس شورای ملّیروز سه‌شنبه ۲۵ شهریور ماه ۱۳۵۴

[2]  مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏۲۴ -جلسه: ۳۶- صورت مشروح مذاکرات مجلس شورای ملّیروز پنجشنبه ( ۲۱ ) اسفند ماه ۱۳۵۴


 
 
پژوهشی برای شناخت تاریخ باستانی قوم قشقایی
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ٧:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٧/٥
 

مقدمه

در کتاب تاریخ گمشده قشقایی- بخشی از گذشته قوم قشقا بر اساس اسناد و مدارک و نوشته های دولت هیتّی که به صورتی آن ها را دشمنان این دولت معرفی می کند، تهیه و تدوین شده بود، چاپ و توسط انتشارات تخت جمشید/قشقایی شیراز منتشر شده است. یک طرح مطالعاتی برای شناخت تاریخ باستانی قوم قشقایی توسط پژوهشگران به صورت مستقل و جدای از اسناد دشمن این قوم یعنی دولت هیتّی نیز در سه بخش مد نظر بوده و برنامه ریزی شده است. یک بخش آن بررسی وضعیت این قوم براساس مطالعات مرزی؛ تاریخی و انسان شناسی -منطقه هیتّی – قشقایی تکمیل شده است که فشرده آن در این سلسله نوشته ها ترجمه و منتشر خواهد شد.

   انسان شناسی از یک منطقه مرزی در شمال آناتولی مرکزی-  

روابط هیتی- قشقایی در اواخر عصر برنز

  امپراتوری هیتّی، در سرزمین آناتولی واقع بود. دیار اناتولی، در تاریخ ایران به آسیای صغیر شهرت دارد . این امپراتوری در  عصر قبل از میلاد در دوره برنز تاسیس و ادامه حیات داشت.

در بخش شمالی و شمال شرقی  امپراتوری هیتّی، قوم قشقا با این امپراتوری همسایه و هم مرز بود. قشقاها گروهی از مردمی بودند که به صورت یک فدراسیون آزاد به صورت کوچ روی و نیمه عشایری در این ناحیه زندگی می کردند. بیشتر اسناد به دست آمده از کشور هیتّی، که نوشته شاهان این کشور است، همگی حاکی از آن است که این دو  گروه یعنی دولت هیتّی و سران قشقایی در ادوار مختلف با هم در کشمکش ،چالش و نبرد بودند.

برای شناخت مردم قشقایی در این سرزمین که متکی براسناد و اطلاعات خود این قوم باشد، به استثنای چند بررسی کوچک، تلاش جدی و اصولی تا کنون صورت نگرفته است. در نوشته حاضر سعی شده است که: از یک چارچوب تفسیری و انعطاف پذیر، گزارشی  متکی به مطالعات مرزی، برای شناخت روابط دولت هیتّی و قشقایی ارائه داده شود.

این کنکاش قبل از بررسی های انسان شناسانه خواهد بود . این کاوش متکی به دستاوردهایی مانند،  کارهای دستی سوفال، سرامیک سازی، روش تغذیه و امرار معاش، در دوره های پایانی مفرغ و آغاز دوره آهن خواهد بود.

بخش بعدی مطالعات بر اساس یافته هایی است که در ناحیه پفلاگونیا به دست آمده است (این منطقه پفلاگونیا نشیمن و ییلاق قوم قشقایی در کناره های دریای سیاه بود). این اسناد - سنگ نوشته های باستانی در رابطه با مراوده و روابط  این دو قوم یعنی دولت هیتّی و قشقایی می باشند.

مطالعه و بررسی شواهد طبیعی مانند مرزها و رودخانه ها نیز اهمیت بسزایی در شناخت این قوم خواهد داشت.

سر آغاز

– نگاهی از زاویه شمالی به  شهر «هاتوشا»[1] پایتخت دولت باستانی هیتّی

 

اگر امروز ما در بلندای منطفه «یرقاپی»[2] درکنارِ حصار بزرگی که از جنوب شهر هاتوشا- مرکز کشور باستانی هیتّی  به جای مانده است، به تماشا بایستیم  با یک منظره وسیع و گسترده ای به سوی شمال شهر رو به رو خواهیم شد.

(عکس شماره1). نمای شهر هاتوشای کشور هیتّی در ترکیه امروز

در افق دید این منظره، تمام شهر مزبور مشاهده شده و رو به روی ما خواهد بود.نمای تمام شهر، به صورت اعجاب آمیزی در ارتفاع 300 متری در یک فاصله 2 کیلومتری شهر باستانی و در جوار دهکده مدرن و امروزی« بوقاز کَل»[3] قرار دارد.

فرا تر از این منطقه شهری، بیشتر نواحی  از تپه و دشت های گسترده تشکیل شده که در حال حاضر این منطقه بوسیله کشت و  آبیاری به مزارع و کشاورزی تبدیل گشته و بهره برداری می شوند.

از این مکان ما می توانیم مرزهای کشور باستانی هیتّی را در جوار یک قوم تاریخی  دیگری را مشاهده کنیم که در تمام دوران قدرت و موجودیت کشور هیتّی، سران این قوم با آن  همواره در چالش و ستیز و نبرد بودند. این گروه هم نشین و هم مرز، با کشور هیتّی قوم قشقایی بود.

قوم قشقایی که جمعی از مردم کوچ رو و آزاد پیشه در زندگی بود در عصر برنز(2000 سال پیش از میلاد) به ویژه در قرن های پایانی آن نقش سیاسی برجسته ای در این دیار داشته است. اهمیت این قوم در تاریخ هیتّی از آن جهت مورد توجه است که در اسناد مختلفی که در دولت های گوناگون هیتّی به دست آمده، از جمله؛ در مدارک مذهبی، تفاهم نامه ها، نبردنامه ها و زندگی نامه ها و مکاتبات خود، همواره قوم قشقایی را دشمن خود نام برده اند.[4] این برداشت دشمنانه در تمام دوران حیات امیراتوری هیتّی، از زمان شکل گیری آن حکومت تا زمان نابودی و از بین رفتنش در تاریخ آناتولی در عصر هزاره دوم پیش از میلاد، در نوشته های کشور هیتّی دیده می شود.

هر چند ما از نوشته هایی که در مورد «شهر هاتوشا» وهمچنین از مقالات «موات هویوک تاپیکا»[5] در سال 1991 اطلاعاتی در مورد کشور هیتّی و هم مرز شمالیش (قوم قشقا) در دست داشتیم اما هیچ گاه یک پژوهش میدانی بر اساس آثار باستانی به دست آمده در  باره شناخت قوم قشقا صورت نگرفته بود.

بین سالهای 1997 تا 2001 (1376 -1380ش) یک بررسی گسترده و فشرده ای تحت عنوان پروژه (پفلاگونیا)[6] در پنج فصل صورت گرفته است. نام این منطقه (پفلاگونیا) از نام تاریخی آن که در «رم» باستان ثبت شده گرفته شده است. این ناحیه در حال حاضر در استان «چانگری و قره باغ» ترکیه واقع است.

یکی از دستاوردهای مهم این پژوهش، روشن کردن بخش هایی از تعامل و ارتباط دولت هیتّی و مردم قشقایی می باشد.که زمینه های لازم را برای یک پژوهش موردی در باره مرزهای امپراتوری هیتّی فراهم می نماید.

در کاووش هایی که در یک مساحت 8500 کیلومتر مربعی در این ناحیه صورت گرفته ، درسی نقطه از این ناحیه  اسناد و مدارکی کشف شده است که مربوط به اواخر عصر برنز می باشد.

در پاره ای از این مدارک که در بررسی های بخش شمالی ترکیه فعلی به دست آمده است،نوشته ها همه بر لوح های سرامیکی نگاشته شده اند. این کشفیات همه مربوط به دوره برنز است ولی زمان دقیق آن هنوز مشخص نشده است.(زمان یا عمر قطعی آن در دوره دوم پیش از میلاد، در دست بررسی است و در گزارش نهایی باستان شناسی منطقه تعیین و منتشرخواهند شد.)

پژوهش برای شناسایی و تکمیل اطلاعات تاریخی این منطقه بر اساس اسناد و مدارک باستان شناسی کشف شده مربوط به عصر مفرغ  در سه سطح در حال بررسی و تکمیل است:

  1. تهیه و تدوین یک  گزارش کامل و مبسوط  از کاووش های باستان شناسی و تفسیر آن ها.  این برنامه در حال حاضر با مشارکت گروه زیادی از کارشناسان فن در دست تکمیل می باشد و به عنوان یک رساله، توسط موسسه بریتانیایی باستان شناسایی در آنکارا[7] منتشر خواهد شد.
  2. مطالعه تاریخی - جغرافیای شمال مرکزی آناتولی در دوره هیتّی ها بر مبنای بومی سازی شناسایی شده ی منطقه است که توسط نویسندگان همین مقاله در دست تهیه می باشد.
  3.  تحقیق براساس مطالعات مرزی؛ تاریخی و انسان شناسی -منطقه هیتّی - قشقایی در اواخر دوره برنز  است که یافته های آن در همین نوشته به صورت اختصار گزارش می شود.

زمینه های تحقیق  این بخش دارای اهداف زیر است:

  • برای ساخت و تهیه یک چارچوب مفهومی برای دسترسی به اطلاعات لازم در منطقه شمال مرکزی آناتولی در اواخر عصر مفرغ،
  •   به منظور بررسی شواهد تاریخی مربوط به تعامل و ارتباط دولت هیتّی و قوم قشقایی
  • به کار گیری یک رویکرد و شیوه انسان شناسی برای شناخت قوم قشقایی و
  • برای بررسی ماهیت؛  روابط دولت هیتّی-قوم قشقایی با استفاده از نتایج باستان شناسی به دست آمده از پروژه (Paphlagonia) پفالاگونیا

 چارچوب مفهومی و فیزیکی: مطالعات مرزی در شمال مرکزی آناتولی

 در سال های اخیر؛ مطالعات تاریخی و باستان شناسی مربوط به امپراتوری،  سرحدات و مرزبین اقوام، مورد توجه و علاقه شدید جهانیان قرار گرفته است. پژوهشگران در یافته اند که فرایندهای تعریف فرهنگی و پیوندهایی که در منطقه مزبور رخ داده می تواند تنگناها و ابهاماتی که در شناخت این دیار وجود دارد را از بین برده و آگاهی های مارا در مورد مسائل گسترده فرهنگ اجتماعی و هویت مردم افرایش دهد.

 منطقه پفلاگونیا اینک شامل استان های مدرن، چانقیر و قراباغ در ترکیه است. که دارای شرایط بسیار مساعد و مناسبی برای مطالعات ساختار طبیعی زمین شناسی و مرزی است.  به سبب این که گسل هایی در این دیار وجود دارند که هنوز فعال بوده و  از نظر جغرافیایی و تکامل زمین شناسی و علم دگرگونی زمین دارای اهمیت ویژه  ای هستند.

چنانچه در مطالعات  (Lightfoot  - Martinez ) در سال 1955 اشاره شده است، روابط دولت هیتّی با همسایه قشقاییش، تاکنون بدون تردید و بلامنازع مورد قبول گرفته بود. یکی از دلایل آن، این بوده که تمام اسنادی که به دست آمده و مورد مطالعه قرار گرفته، همان نوشته ها و به جای مانده هایی است که  مربوط به دولت هیتّی است. از طرف دیگر قضیه یعنی قشقایی ها، هیچ سند، مدرک، از زندگی حتی قبری یا دست ساخته و نشانی از فرهنگ این قوم در کاووش های صورت گرفته پیدا نشده و به دست نیامده است. بنا بر این جای تعجب نیست که در اسناد هیتّی، به مردم این قوم از لقب های مانند؛«وحشی –متجاور و بربر و دشمن» استفاده شده است. بنا براین شناخت مردم قشقا تنها از طریق و از زاویه دید اسناد دولت هیتّی شناخته و معرفی شده است. آیا امکان بررسی و تهیه یک سابقه تاریخی از قوم قشقا به شکل مستقلی از اسناد هیتّی ها  که به آن ها عناوین وحشی و تجاوز گر داده اند، وجود دارد؟ ناتوانی ما برای دستیابی به این سابقه تاریخی، برای مقایسه با اسناد هیتّی، نباید مانع از این شود که ما برای تهیه و تدوین اطلاعات لازم برای ارائه یک نوشته مستقل از روابط هیتّی و قشقایی، تلاش نکنیم.

اسناد به جای مانده از دولت هیتّی،  مختصات مرزی این کشور با قوم هیتّی را به روشنی مشخص می کند، و مشکلات این دولت با قوم قشقایی، را که کلا متفاوت از درگیری های آن با سایر همسایگان قدرتمند آن ماند مصر و میتانی بوده است شرح می دهد. بین دولت هیتّی و قشقایی ها همواره یک ارتباط غیر معمول جریان داشته و برخلاف ساکنین سایر نواحی این منطقه  که در بخش هایی در جنوب و شرق هیتّی قرار داشتند، مردم قشقا،  هیچ گاه به فرمانبرداری از حکومت هیتّی مستقر در هاتوشا  تن نداده و اطاعت پیشه نکرده اند. روابط این دو گروه همواره، در اصول اولیه بر یک ناباوری و بی اعتمادی بین دو طرف استوار بوده است. مقابله با چنین امری نیاز به خردمندی سیاسی و نظامی دولت هیتّی داشته است.

 ادامه خواهد داشت)



[1] Hattusa

[2] Yerkapı

[3] Bogazkale

[4] کتاب قشقایی نوشته وان شولر -1965 صص 10-11

[5] Mavat Höyük/Tapikka(Alp 1991) نویسنده و باستان شناس ترکیه

[6] Paphlagonia

[7] British Institute of  Archaeology at Ankara