دنیای قشقایی

بدبخت ملت و قومی که تاریخ خود را نداند ، تیره بخت تر از آن ملت و قومی است که علاقمند به دانستن تاریخ خود نباشد و شوربخت تر از همه ملت و قومی است که تاریخ خود را به ریشخند بگیرد .

برگهایی از تاریخ ایل قشقایی
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ۸:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٢٤
 

نامه زیر از طرف علی قلی خان(ایلخانی) و سهراب خان برادر داراب خان به ناصرالدین شاه داده اند.

عریضۀ دادخواهى علیقلى(خان) و سهراب (خان) قشقائى به ناصر الدین شاه

پشت عریضه دو مهر «علیقلى» و «عبده الراجى سهراب» تاریخ تحریر عریضه با توجّه به زیرنویس بین سالهاى  ١٢٨٢  و  ١٢٨٣  ه‍. ق است.(1244 – 1245 شمسی)

عرضه داشت چاکران دولت ابد مدّت قاهره، تراب آستان مروت‌نشان اقدس و خاکپاى جواهرآساى مقدّس را کحل الجواهر امیدوارى ساخته، به موقف عرض عاکفان حضور معدلت دستور بندگان قیصرپاسبان، فریدون‌مکان، حضرت سلیمان‌شوکت، دارا حشمت، سکندرعظمت، مشترى‌طلعت، شهرام‌صولت، ستاره‌خدم، انجم‌حشم، مى‌رساند: که قربان خاکپاى جواهرآساى مبارک شویم از بدو عمر الى چهار سال قبل مرحوم ایلخانى  ١ که عموى این خانه‌زادان بود، نمى‌گذاشت که به درب خانۀ حکّام فارس آمده خدمتى بنمائیم، چون مبالغ‌هاى خطیر از املاک و تنخواه که از پدران جان‌نثاران مانده همه را تصرف نموده لقمه‌نانى که قوت لا یموت بود مى‌داد. این غلامان هم‌چون صغیر و راه به جایى نداشتیم به فلاکت گذران مى‌کردیم و سکوتى داشتیم، تا هنگام تشریف‌فرمائى سرکار نواب مستطاب اشرف ارفع امجد والا شاهنشاه‌زادۀ اعظم یمین الدولة  ٢ العلیه روحنا فداه که به استقبال رفته شرفیاب حضور مبارک شدیم و مورد مرحمت و التفات گشته خواستیم مرخصى حاصل نموده به مکان خود برویم، مرخص نفرمودند و در رکاب مبارک به شیراز آوردند. شب و روز مشغول خدمتگزارى بودیم.

از این فقره ایلخانى عداوت بهم رسانیده در خیال تمامى این غلامان افتاد. از هر راه خواست مقصّر دولتى این غلامان را بکند، و هرقدر سعى نمود که بلکه کارگزار سرکار نواب اشرف والا شاهنشاه‌زادۀ عظیم روحى فداه را راضى به گرفتن این غلامان نماید، نشد. تا اینکه جناب قوام الدوله  ٣ به فارس آمدند. ایشان را راضى نموده خانه و اموالى که داشتم همه را به غارت برد، و خود غلامان گریخته به بست رفته مراتب را


 ١ ) . در نامه همه‌جا ئیل‌خانى

 ٢ ) . ظل السلطان

 ٣ ) . قوام الدوله: مراد میرزا محمد مستوفى قوام الدوله از مستوفیان درجه یک و رجال نامدار دورۀ ناصرى است، که در اواخر سال  ١٢٨٢  به جاى محمد ناصر خان قاجار دولو ظهیر الدوله، به پیشکارى و وزارت ظل السلطان حاکم فارس منصوب و به علت سوءرفتار با مردم و شورش اهالى معزول و میرزا ابو الحسن خان مشیر الملک شیرازى به جاى وى منصوب گردید. (به نقل از جلد سوّم شرح‌حال رجال ایران، ص  ٢٧١ ) .

 ===============================================

  خدمت اولیاى دولت ابدمدت قاهره عرض داشت نموده آدمى روانه داشتیم. احکام متعددۀ بلیغه به استرداد اموال این چاکران شرف صدور یافت و حکم به احضار خود جان‌نثاران شد.

ایلخانى که از آمدن به دار الخلافۀ چاکران اطلاع بهم رسانید، به قسمهاى دروغ و وعده‌هاى کذب مانع شده نگذاشت. هفت ماه قبل که از وعده‌هاى او اثرى به ظهور نرسید، خواستیم به دار الخلافۀ باهره و خدمت امناى دولت قاهره شرفیاب گشته عرض خود را نموده باشیم، اسبابى فراهم آورد که این خانه‌زادان را مقیّد و محبوس ساخت.

حال که ایلخانى تصدّق فرق فرقدان‌ساى مبارک گردیده، دولت بى‌حسابى به دست مشیر الملک  ١ افتاده، محض خاطر همشیرزادۀ خود، مدعى گردیده نمى‌گذارد که خلاصى حاصل شود و این خانه‌زادان از ترس بدنامى و مقصّر شدن خدمت اولیاى دولت جاویدعدّت قاهره لازم بود که مراتب را به خاکپاى مبارک عرضه‌داشت نمائیم که پسر ایلخانى قوۀ نظم و نسق دادن ایل قشقائى را ندارد. فردا ایلات و بلوکات هردو، از موجودى او مغشوش مى‌شود چون دشمن  ٢ هستند. این فقره را به اسم این فقیر تمام مى‌نمایند. استدعا از خاکپاى جواهرآساى مبارک آن است که از مصدر خلافت و شهریارى حکم. . . شرف صدور یابد که این غلامان را روانۀ دربار معدلت‌مدار نمایند که در این ولایت مى‌باشیم. بعد از ورود به دار الخلافۀ قاهره و رسیدگى امناى دولت ابدمدت قاهره، هرگاه مقصّر هستیم، البته به سزاى عمل خود خواهیم رسید که عبرت دیگران باشد. و هرگاه مشخّص و معلوم گردید که تقصیر نداریم و همه محض تمامى این فقیران بوده، آن وقت امناى دولت قاهره به عرایض و مستدعیات این بیچارگان رسیده، حق حساب این غلامان را گرفته برسانند و مادام الحیات در دار الخلافه در رکاب نصرت‌انتساب مشغول جانفشانى خواهیم بود.

محضا لله به فریاد این غلامان برسید. خداوند عالم جان این خانه‌زادان را به قربان وجود مبارک اعلیحضرت اقدس شهریارى روح العالمین فداه نماید. الامر الاشرف الاقدس الاعلى مطاع.


 ١ ) . مراد میرزا ابو الحسن خان مشیر الملک شیرازى است که پس از عزل قوام الدوله در  ١٢٨٢  ه‍. ق از معاونت حکومت فارس، به جاى وى منصوب گردید.

 ٢ ) . در نامه دوشمن

 به نقل از کتاب:

اسناد تاریخی خاندان غفاریجلد: ١ گردآورنده:اصفهانیان، کریمگردآورنده:افشار، ایرجگردآورنده:غفاری، بهرامگردآورنده:عمران، علیناشر:بنیاد موقوفات دکتر محمود افشارمحل نشر:تهرانسال نشر: ١٣٨۵