دنیای قشقایی

بدبخت ملت و قومی که تاریخ خود را نداند ، تیره بخت تر از آن ملت و قومی است که علاقمند به دانستن تاریخ خود نباشد و شوربخت تر از همه ملت و قومی است که تاریخ خود را به ریشخند بگیرد .

آشنایی با تشکیلات و سازمان مدیریت در ایل قشقایی
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٠
 

تشکیلات

تشکیلات سیاسی اجتماعی قشقائی به صورت یک ایل بزرگ به ایل ها، طایفه ها ،  تیره ها و بنکو (بیله) و خانوار تقسیم میشود. قبل از بحث در مورد تقسیمات قشقائی ، تعریفی از این بخش ها خواهیم داشت.

ایل بزرگ: از تعدادی ایل تشکیل گردیده که به صورت کنفد راسیون و زیر نظر یک رهبر قدرتمند اداره میشود. کوچ نشینانی که به نحوی در تشکیل این چنین کنفدراسیونی موفق میشدند از قدرت خاصی بر خوردار بوده و در سطح مملکتی و نیز در امور سیاست وزنه بشمار میامدند و نقش مهمی در امر سیاست به دست میاوردند. هر چه این سازمان قوی تر و بزرگتر ، جایگاه آنها بالا تر وعظیم تر خواهد بود. در تاریخ ایران میبینیم که اغلب رهبران این گونه تشکیلات در راس مملکت جای میگرفتند و به نام پادشاه فرمانروائی داشتند. مانند غزنویان ، سلاجقه ،افشاریه ، زند و قاجاریه.

رهبر کل در بزرگ ایل به عهده ایلخانی است که معاون وی را ایل بیگی می نامند. این رهبری در خانواده ایلخانی و ایل بیگی موروثی بود،  مگر در مواقعی که در جنگ و اختلافات شکست میخوردند و فاتحین ، ایل را تقسیم و در سایر ایلات منحل میکردند.   


در این نظام ایلخان بالا ترین مرجع تصمیم گیری به شمار میرود.وی مسئول برقرار نظم و امنیت در داخل کنفدراسیون است و همچنین به عنوان نماینده این واحد بزرگ سیاسی در خارج از آن شناخته میشد. مامورین دولت یا حاکم محلی ، در رابطه با امور ایل باید از طریق وی وارد گفتگو شوند. تنظیم امور مربوط به مالیات و محدوده ییلاق و قشلاق و تقسیم مناطق از طریق او با مشورت با سایر خوانین صورت میگیرد. ایلخان از یکطرف مسائل داخلی ایل را سر و سامان میدهد و از طرف دیگر نماینده دولت در ایل به شمار میرود و امور ایل را با حاکم و سایر مامورین دولت حل میکند.

داراب خان - پدر صولت الدوله - ایلخان قشقایی

ایل بیگی پس از ایلخان با قدرت ترین فرد محسوب میشود و غالبا امور چند ایل یا طایفه به وی واگذار میشود. ایلخان و ایل بیگی با هم امور ایلات را اداره میکنند.

ایل بزرگ قشقائی از شش ایل ، دره شوری ، کشکولی بزرگ ، کشکولی کوچک ، شش بلوکی و عمله و فارسیمدان تشکیل شده است.

ایل:

یک واحد سیاسی مستقل است که از تعدادی طایفه تشکیل میشود. هر یک از این طایفه ها از تیره هائی ساخته میشود. رهبری ایل را معمولا" کلانتر"  به عهده دارد که تعدادی از خان ها، او را در اداره ایل یاری میدهند. کلانتر مسائل و مشکلات و تقسیم بندی و برنامه ریزی برای کوچ و اسکان طوایف ایل را بر اساس توافقات انجام شده با ایلخان ، حل و فصل و اجراء میکند. امور مالیات بر طبق سهمیه تعیین شده را بین طایفه ها تقسیم و وصول میکند. افراد یک ایل در محدوده جغرافیائی که به آنها اختصاص دارد استقرار پیدا میکنند.  کلانتران ایل در امور داخلی خود مستقل هستند و روابط خارجی ایل را از طریق ایلخان یا ایل بیگی حال و فصل میکنند.

انتخاب کلانتر بر اساس سابقه خانوادگی در کلانتری و قدرت ، امادگی و مدیریت از میان یکی از خان های ایل توسط خوانین ایل بر گزیده میشود که معمولا به تائید ایلخان میرسد. اگر ایلخان با این انتخاب بدلایلی مخالفت کند و نتواند خوانین مربوطه را قانع کند ، در گیری و مشکلات زیادی بین ایل و ایلخان به وجود خواهد آورد که در بخشهای بعدی نمونه هائی را ذکر خواهیم کرد.

طایفه :

یک واحد سیاسی در بین کوچ نشینان و مهمترین چار چوب اجتماعی عشایر محسوب میشود. طایفه شامل جماعتی است که معمولا" با هم خویشاوندی دور و نزدیک دارند و در چند یا چندین نسل با هم سببا" یا نسبآ" به مبنای مشترکی میرسند. فرد عشایری در بیان وابسشگی و تعلقش غالبا" از طایفه خود نام میبرد. گویش ،آداب و رسوم و شیوه زندگی در یک طایفه یکسان است. طایفه از چند ین تیره تشکیل میشود. ریاست هر طایفه یا چند طایفه را به نسبت جمعیت و محدوده یک خان عهده دارد است که از طرف کلانتر منصوب میشود.

تیره:

طایفه ها هر چند با هم خویشاوندی دارند ولی در دل آنها هر یک از خانوادهای نزدیک که به یک پدر تا جد تعلق دارند برای خود حوزه ای را در اختیار دارند که در اجرای امور و مسا ل مشترک با هم تفاهم و نزدیکی زیادتر و قرابت بیشتری دارند و معمولا ابن طبقه بندی را تیره می نامند. و در یک طایفه با توجه به این موضوع تیره های مختلف و متعدد وجود دارد.

و هر تیره از جمع چند بنکو شکل میگیرد. بنکوهای یک تیره در مقطع زمانی در نقاط مختلفی پراکنده اند و هر کدام اجتماعی هستند عینی و در محلی محدود و معین. ولی جمع بنکوها به طور پراکنده در نقاط مختلف جغرافیائی دیده میشوند و بنا بر این در یک زمان و در یک مکان با هم قابل رویت نمی باشند. چنانچه اشاره شد هر طایفه از چند تیره تشکیل میشود و تیره ها تقسیمات فامیلی یک طایفه هستند. بنا بر این هر تیره بنام یکی از اجداد یا پدران مربوط به یک طایفه شناخته میشود.

تیره ، به بنکو مرکزیت و شخصیت سیاسی و حقوقی می بخشد. در سازمان سیاسی ایل ، تنها طایقه است که رسمیت دارد و بهمین جهت روسای طایفه ها از طرف مراکز قدرت، کلانتران ، تعیین می شوند. در مقابل بنکو واحد اجتماعی است و تیره واحد سیاسی و اداری طایفه است و طایفه هم بنوبه خود واحد سیاسی و اداری ایل محسوب میشود.

محمد ناصر خان قشقایی(نفر سوم دست راست)

ایل خان  ایل بزرگ قشقایی همراه برادران و مادرش خدیجه بی بی

ریاست تیره با کدخدا است. که از میان افراد هر تیره و معمولا" ریش سفیدان توسط هر تیره به رسمیت شناخته میشود و  نماینده رسمی بین تیره و خان است . خان نیز رابط بین طایفه و کلانتر است.

گاهی بین تیره های موجود در یک طایفه به علت اختلافات روی ، محدوده زمین و چرا و یا دلایل دیگر مشکلات بروز میکند و برخی تیره های وابسته به یک فامیل از آن جدا شده و تیره جدیدی را تشکیل میدهند. و همین امر ممکن است بین بنکو ها نیز اتفاق افتد. گرچه کد خدا باید از طرف مراکز قدرت منصوب شود ولی به سبب عرف و رسوم موجود ، خان ها و کلانتران معمولا" یکی از ریش سفیدان قوم را که معروفیت و محبوبیت دارد منصوب میکنند که مورد تائید افراد قبیله باشد و اختلافی به وجود نیاورد.

 نام تیره ها معمولا از نام نیای مشترک افراد اشتقاق می گیرد. 

 اساس نامگزاری تیره ها:

1)بر اساس نام یا فامیل یا بزرگتر ها یا کدخدایان مثل قاسم لو از نام قاسم و بهمن بیگلو از نام بهمن .

2) بر اساس تعدادتیره ها یا بنکو ها مثل دو قوزلو که از 9 تیره کوچکتر تشکیل شده.

3)بر اساس حرفه و کار مثل عاشق لر که در موسیقی و آهنگر که در حرفه خود استاد بودند.

4)بر اساس اصل و نسب مثل :داود لو که از فرزندان داود و جهانگیر لو که از اولاد جهانگیر .

5)بر اساس وابستگی به شخص بخصوص مثل : بهرام کیخالو وابسته به بهرام و همت علی کیخالو  ، وابسته به همت علی .

6)بر اساس منشاء قومی مثل : لَک ، بازمانده ای از لکهای غرب ایران و لر از جانشین لرهای اولیه .

7)بر اساس تکیه بر محل جغرافیایی مثل: موصلو از موصل عراق

8) بر اساس اولین مرکز تمرکز مثل : دره شوری ها در دره شور یا چگینی ها در چگین پیشگوه لرستان .

9) بر اساس نام سران یا پادشاهان که از طوایف مزبور بودند ، مثل ندر لو وابسته به نادر شاه و قجر لو از قاجارها .

 (ابراهیم خان -نفر وسط- کلانتر ایل عمله قشقایی)  

بنــکو

 عبارتست از اجتماع چند سیاه چادر در یک منطقه اقامت که به بنام یورت نامیده میشود. هر خانوار عشایری در طول سال در سیاه چادر بسر میبرد و برحسب وابستگی خانوادگی و داشتن زمین مرتع مشترک ، چند چادر در کنار هم زندگی میکنند که این جمع را در ایل قشقائ" بنکو " و یا در برخی از طوایف " بیله " مینامند. افراد مستقر در یک ینکو که در امر دام داری و کشاورزی با هم توافق و هماهنگی دارند "اوبه" نیز گفته میشود

در آغاز زمان استقرار در ییلاق ، تعداد سیاه چادرهای هر بنکو حدود سه یا چهار چادر است که معمولا" افراد یک فامیل نزدیک مانند پدر و پسران یا برادران در یک محل هستندو ولی در فصل برداشت محصول در ییلاق اجتماع این چادر ها ممکن است چند برابر شود. اما در قشلاق این تعداد کمتر است و غالبا از پنج و شش چادر تجاوز نمی کند.

بنکو ها هر چند واحد های مستقلی هستند ولی بین آنها یک همبستگی و پیوند خانوادگی بر اساس اصل و نسب وجود دارد و همه متعلق به یک تیره هستند. بنکوها ، زیر شاخه تیره اند. تیره را به درختی تشبیه کرده اند که بنکوها شاخ و برگها وابسته به آن هستند. بنکو ها با تیره و تیره ها با طایفه از یک رشته و با پیوند تاریخی هستند و اصل و نسب مشترک دارند. تاریخ ونیای آنها مشترک است.

در هر بنکو هر خانواده خود یک واحد مستقل اقتصادی بر اساس دامداری است. ارتباط افراد همه بر طبق روابط فامیلی استوار است و همه از یک ریش سفید یا بزرگ خانواده فرمان می بردند. نام بنکو هما ن نام ریش سفید یا بزرگ بنکو است و در صورت فوت وی بنکو ، بنام ریش سفید جدید نام گذاری میشود

افراد بنکو دارای مرتع مشترک هستند و زمین های کشاورزی آنها در کنار هم قرار گرفته در امر کاشت و برداشت با هم همکاری بسیار نزدیک دارند. در صورتی که تعداد دامهای یک بنکو زیاد تر از گنجایش مرتع باشد باید محل جدیدی فراهم شود که این امر باعث جا بجائی بعضی از خانواده ها شده و این کار آغاز ی است برای ایجاد یک بنکوی جدید.

امر داخلی بنکو ها توسط ریش سفید بنکو حل و فصل میشود و امر خارج از بنکو توسط کدخدای تیره رفع و رجوع میشود. تعیین حرکت بنکو از طریق سلسله مراتب کدخدا، خان و کلانتر با ریش سفید است. همچنین اجاره محل چرا و جمع آوری مالیا ت و پرداخت آن به کدخدا و....

بنکو جائی است که در آن حمایت و امنیت وجود دارد. بنکو از افراد فامیل تشکیل شده و نیازمندیهای مشترک فراوانی با هم دارند. بنکو به افراد و افراد به بنکو وابسته و نیازمند هستند. جدائی یا عدم همکاری افراد با بنکو باعث ضعف و از هم پاشیدن انها میشود و همکاری و پیوند شان باعث تقویت بنکو می باشد. افراد در صورتیکه از بنکو جدا شده و بخواهند به تنهائی زندگی کنند دچار مشکلات زیادی از جمله نا امنی ،نداشتن کمک در مواقع نیاز است و خود به تنهائی باید تمام کارها را انجام دهد که تقریبا" غیر ممکن است. و آنها نمی توانند جدا از جوامع بنکو ها زندگی کنند.

بنکو علاوه بر اینکه واحدی است اقتصادی ، واحدی اجتماعی نیز هست ، همکاری ، تعاون ، امنیت ، کشت ، مرتع، پشتیبان داشتن و چوپان داشتن همه از امتیازات عضویت در بنکو است. هر بنکو دارای تفنگجیانی بود که پایه های قدرت رئیس بنکو و رئیس تیره به حساب میامدند. روی همین اصل روسای بنکوها همیشه در صدد جلب چنین افرادی بودند و بندرت حاضر میشدند چنین مردانی را در بنکوی خود از دست بدهند و به طور کلی در برابر از دست دادن افراد و خانوارهای بنکوی خود مقاومت و سر سختی نشان میدادند.

بنکو های عمله :

اصولا بنکو ها به دو دسته تقسیم می شوند. بنکوهای اصیل که دارای تاریخ و نیای مشترک هستند که شرح آن گذشت. د سته دیگر " بنکو های عمله " هستند. افراد بنکوهای عمله از میان طوایف مختلف ایل برای اداره امور در خدمت خوانین انتخاب شده و در کنار آنها زندگی میکردند. سیاه چادرهای آنها در کنار چادر خان مستقر می گردید. این گروه نیروی گارد و انتظامات خوانین بودند. عمله های مسلح همیشه در اطراف چادر خان دیده می شدند. زیرا چادر خان مرکز قدرتی بود که همه مجبور به اطاعت از او بودند. چادر خان همیشه مملو از میهمانان مختلفی بود که همه در حال تصمیم گیری بودند و همه چیز در آنجا پایان می یافت. بنکوی عمله وظایف مختلفی بعهده دارد. ازجمله نگهداشتن حساب و کتاب خوانین ، حساب مالیاتها ، نامه نگاری ، انتظامات ، وصول مالیاتها ، تنبیه خطا کاران ، حفظ و نگهداری دامهای خان ها کار منزل و پرستاری بچه، آشپزی و پذیرائی از میهمانان و.........

هنگامیکه افراد وابسته به خوانین منجمله فرزندان آنها زندگی جدا گانه ای تشکیل میدادند برای انجام امور مختلف خود به افراد جدیدی نیاز داشتند که یا از میان افراد موجود در بنکوی عمله ، کسانی با انها میرفت و یا از میان طوایف کسانی را انتخاب میکردند. عدهای از این گروه به سفره خان وابسته بودند و برخی جیره سالانه دریافت می داشتند. در ایل بین افراد بنکو های عمله و بنکوهای مستقل فرق می گذاشتند و آنهرا به دو دسته تقسم میکردند:

۱ـ آدم طایفه - ۲ـ آدم خان

آدم طایفه افراد و یا خانوار هائی بودند که دارای زندگی مستقل و در بنگو های مستقل و وابسته به تیره و طایفه خود زندگی میکردند و در حقیقت آدم طایفه خود بودند. ولی "ادم " خان یا نوکر خان افراد یا خانوار هائی بودند که از بنکوی خود جدا شده و در بنکوهای عمله بسر میبردند و جیره خور خان بودند. البته در اثر طول زمان این گروه خود افزایش پیدا کرده و هر یک دارای فامیل و اقوام زیادی شده و بخش اعظم آنها بطور مستقل زندگی کرده و بنگو های خود را تشکیل داده اند به طوریکه این گروه خود به صورت یک ایل در امده اند و دارای طایفه ، و تیره و بنکو شده اند.

در گذشته که افراد این گروه جز مامورین در بار خان بودند و از جمله ماموریت آنها جمع آوری مالیات و یا اجرای احکام ظالمانه خانها بودند از جمله تبیه افراد و یا کور کردن چشم گردن کشان مردم میانه خوبی با آنها نداشتند و آنها را " دور بر " مینامیدند. و حکایت از این داشت که آنها دور بر خان می پلکند.

 (به نقل از کتاب تاریخ سیاسی اجتماعی ایل بزرگ قشقایی)