دنیای قشقایی

بدبخت ملت و قومی که تاریخ خود را نداند ، تیره بخت تر از آن ملت و قومی است که علاقمند به دانستن تاریخ خود نباشد و شوربخت تر از همه ملت و قومی است که تاریخ خود را به ریشخند بگیرد .

پیشینه‌ی زبان قشقایی
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ٦:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢٦
 

اخیرا یک پژوهش در مورد پیشینه‌ی زبان قشقایی از دکتر حسین محمدزاده صدیق, مطالعه کردم که آن را در نوع  خود یک کار خوب و با ارزش در ادبیات قشقایی می دانم و به همین سبب مطالعه آن را به دوستان قشقایی توصیه می کنم.

زبان ترکی مادر، دارای دو تنه‌ی بزرگ «ترکی شرقی» و «ترکی غربی» است و ترکی قشقایی یکی از شاخه‌های پربار ترکی غربی به شمار می رود. از دیگر شاخه‌های مهم آن می‌توان ترکمنی، ترکی آذربایجان و ترکی عثمانی یا استانبولی را نام برد.

در تقسیم بندی و دوران بندی تکوین زبان و گویش‌های ترکی و ادبیات آن به سه دوره‌ی اصلی زیر توجه و اعتنا بایسته است:

الف. دوران نخستینه یا باستانی که در بستر فولکلور، گستره‌ی اسطوره‌ای و میتولوژیک (Mithologiqu) و در زمینه‌ی کتابت و نگارش پاره‌های نظم و نثر ترکی به کار رفته در الواح سومری و عبارت پروتوترک (Proto Tourk) سرودهای «گاثه» و بخش‌های گونه‌گون مجموعه‌ی اوستا مورد‌نظر است.

ب. دوره مشترک و همسان (Common Period) که حکایت از وحدت فرهنگی اقوام ترکی زبان دارد و نمادهای آن هم در ادبیات مکتوب و هم در مواد ادبیات شفاهی و فولکلور قشقایی به چشم می‌خورد.




. دوران خود ویژه، که از پانصد سال پیش، برای هر یک از گویش‌ها طالعی جداگانه را رقم زده است و برای ادبیات قشقایی نیز خصوصیت‌هایی را ایجاد کرده است. نام‌های درخشانی چون «میرزا محمد ابراهیم مأذون و جهانگیرخان قشقایی»، بر تارک این دوره از تاریخ زبان و ادبیات قشقایی می‌درخشد.

اما، به هر انجام، به نظر ما، نمی‌توان تاریخ زبان و ادبیات قشقایی را از دوره‌ای که ادبیات خود ویژه شروع می‌شود، آغاز کرد و آن را نوعی ظلم و بی‌انصافی در برخورد با پیشینه‌ی فرهنگ قشقایی به حساب می‌آوریم و همزیستی مشترک ترکی، قشقایی را با شاخه‌های دیگر ترکی غربی انکار و بی‌اعتبار می کنیم.

در میان این شاخه‌ها، ترکمنی ویژگی‌هایی در ساخت آوای (Phonologi) و هم در ساختار لغوی و سازه‌پردازی (Morphologi) بدون وجوه افتراق نحوی، دارد که باعث جدایی اندک آن با دیگر شاخه‌ها شده است. اما در ترکی قشقایی این ویژگی‌ها، بسیار کم‌رنگ و ضعیف است. ولی به هر تقدیر، وجوددارد که می‌توان آن‌ها را در دو گروه دسته بندی کرد:

الف. ویژگی‌های دیر پای یا سومری و خلجی.

ب. ویژگی‌های نوین یا صفوی.

 به جاست که به هر یک از این ویژگی‌ها، نظری گذرا بیندازیم:

ویژگیهای سومری

ترکی قشقایی، نسبت به دیگر شاخه‌های ترکی غربی، نشانه‌های نیرومند و ریشه‌داری را از ترکی سومری در خود حفظ کرده است و بدین‌گونه باید ادعا کنیم که پیشینه‌ی ادبیات مکتوب دوران نخستینه‌ی ترکی قشقایی در ایران به هفت هزار و دویست سال پیش می‌رسد. الفاظ ترکی به کار رفته در این الواح اکنون با اندک تغییرهای آوایی در ترکی قشقایی رایج است. در این‌جا برای نمونه برخی از قواعد ابدال، اسقاط، حذف و قلب آوایی آواکها و واکها را در سیر تاریخی ترکی سومری تا ترکی قشقایی در زیر می آوریم:

 

1. ابدال D در سومری به Y در قشقایی

فارسی

قشقایی

سومری

شعر و سرود

ییر

Dir

قطع کردن و بریدن

یار (ماق)

Dar

طناب

ایپ (ییپ)

Dip

روغن

یاغ

Dig

زمینی

یئر (یک)

Dirig

ضخیم

یوغون

Dughud

انجام دادن

یاپ (ماق)

Dap- tap

دشمن

یاغی

Daghi-taghi

شستن

یو (ماق)

Du-tu

بزرگ

اولو

Dulu

 

2.  اسقات G در سومری و یا ابدال آن به Y در قشقایی

سنگین

آغیر

Gamir

لاغر

آریق

Gariq

جوی

آرخ

Garq

بیرون

ائشیک

Gishig

تکان دادن

ایت (مک)

Gid

کار و بیشه

ایش

Gish

درخت و گیاه

یی

Gi

 

3. ابدال M در سومری به Q  در قشقایی

ماندن

قاله (ماق)

Mal

شکم

قارین

Marin

ابرو

قاش

Mash

هفت

قوشا

Mosh

صدا، فریاد

کوی

Mu

خون

قان

Mun

غلام

قولو

Mulu

پرنده

قوش

Mush

 

4. اسقاط و یا ابدال N در سومری به Y  در قشقایی

بریدگی

یاریق

Narum

گوهر

اینجی

Yinji

توده، انباشته

ییغین

Nighin

نزد، ساحل

یانگ

Nang

خوابیدن

یات (ماق)

Nat

 

5. ابدال S در سومری به Y در قشقایی

پشم

یونگ

Sung

نصف، نیمه

یاریم

Surim

یخه

یاخا

Zag

برهنه

یالینگ

Zaling

نوشتن

یاز (ماق)

Saz

باریدن

یاغ (ماق)

Sagh

راه رفتن

یئر (یمک)

Sir

 

6. ابدال sh در سومری به ch در قشقایی

وقت

چاغ

Shagh

پشه

چیبین

Shibin

چوپان

چوبان

Shipad

شعله‌ور کردن

چاخ (ماق)

Shaq

 

7. ابدال D در سومری به N در قشقایی

روز

گون

Kud

چوپان

چوپان

Shipad

ضخیم

یوغون

Dughud

شمار و اعتبار

سان

Shad

 

8. ابدال M در سومری به K در قشقایی

دو (عدد)

ایکی

Immi (a)

آبجی، خواهر بزرگتر

اکه

Geme

 

9. ابدال R در سومری به Z در قشقایی

کندن

قاز (ماق)

Khar

بریدن

أوز (مک)

Gur

 

10. حفظ نون غُنه در قشقایی

صباح، پگاه

تانگ

Dang-tang

کلفت

قالینگ

Qalang

چیز، شئی، چه؟

ننگ

Neng

خداوند

تانگری

Dingir

 

11. حفظ و انتقال تلفظ سومری به قشقایی

سنگین

آغیر

Aghar

آویزه

آسقی

Azghoo

گفتن

دئ (مک)

Di

دویدن

قاش (ماق)

Qash

انجام دادن

قی (لماق)

Qi

ریختن

تؤک (مک)

Dug

ظرف و ظروف

قاب قاجاق

Qubqaqaq

زمین و خاک

قورو

Qur

عقل و خرد

اوس

Ush

آهن

تمیر

Tibira

روح و روان

تین

Tin

بافتن

توخو (ماق)

Tuq-u

 

بررسی تطبیقی و تکمیل جدول فوق باید در برنامه‌ی قشقایی پژوهی معاصر قرار گیرد. گویش ترکی قشقایی، امروزه به لحاظ ویژگی‌های آوایی و سازه شناسی، یکی از کُهنترین و اصیلترین اسناد ترکی باستان و سومری و خلجی شمار می‌رود که برای ایل سرافراز، پیشینه‌ی حضور هفت هزار ساله در بین النهرین و استان فارس و مداین تا شیراز را رقم می‌زند. در قشقایی واک‌ها، مانند همه‌ی شاخه‌های دیگر ترکی غربی صورت کوتاه دارند و این حالت به خلاف ترکمنی و برخی استثناها در استانبولی، سبب تحقق قانون هماهنگی آوایی می‌شود. از سوی دیگر نون غُنه (ng) که ویژگی ترکی باستان و ترکی سومری و ترکی خلجی است، هنوز در قشقایی حفظ شده است و نیز آواک‌های بسیاری از افعال قشقایی با صورت کهن خود رایج است.

ویژگیهای نوین یا صفوی

از دوران صفویه و نیز قبل و بعد از آن گروه‌های کثیری از قبایل و عشیره‌های آذربایجان به میان قشقائیان کوچانیده شدند به گونه‌ای که از سویی سبب گسترش ایل سرافراز در سرتاسر منطقه گشتند تا جایی که منطقه در تقسیم‌بندی جغرافیایی دوره‌ی قاجار «ولایت قشقایی» نامیده شد و از سوی دیگر ویژگی‌های گویشی ترکی آذربایجان با ویژگی‌های سومری و خَلجی باستان در هم آمیخت و سبب پیدایی دوره‌ی ادبیات کلاسیک نوین قشقایی نیز گشت که امروز فرزندان ایل سرافراز یاد درخشانترین چهره‌ی این دوره «میرزا محمد ابراهیم مأذون قشقایی» را گرامی می‌دارند.

دوران خود ویژه

همان‌گونه که گفتیم یافته‌های باستان شناسی و اسناد مکتوب تاریخی و نیز قرائن موجود در مواد ادبیات شفاهی اقوام مختلف ساکن مناطق جنوبی و مرکزی ایران، حکایت از حضور فعال هفت هزار ساله‌ی قشقائیان در این مناطق دارد و روشن ساختیم که برخی از وجوه افتراق ویژگی‌های دیالکتولوژیک و گویشی ترکی قشقایی با ترکی آذربایجان و دیگر گویش‌های ترکی غربی به همین سبب است. ایجاد این همه وجوه افتراق دیالکتولوژیک یا گویشوری و سمانتیکی یا معنایی را نمی‌توان تفاوت‌های لهجه‌ای به حساب آورد که آن هم در 200-300 اخیر به وجود آمده باشد. ضوابط زبانشناسی علمی اجازه‌ی چنین قضاوتی را به ما نمی‌دهد.

اما باید بگوئیم که از دوران صفویان به این سوی، مجموعه‌ی خودْ ویژه‌ی تاریخ ادبیات قشقایی آغاز می‌شود. پژوهشگران زبان و ادبیات قشقایی این دوره‌ی نوین را با نام سید محمد ابراهیم میرزا مأذون آغاز می‌کنند و با ذکر احوال یوسف خسرو قره قانلی، مسیح خان قره چایلی، حسینعلی بیگ بیات و قول اروج آن را تا به امروز می‌رسانند.

مأذون سه سال پس از حکیم جهانگیرخان در میان تیره‌ی «قادرلو» متولد شد و دوران جوانی را با نواختن و خواندن «الهی»‌ها در ساز و تحصیل علوم و معارف اسلامی عصر سپری کرد. تلمیحات قرآنی و اشاره به آیات متعدد قرآن مجید در اشعار او، و مفاهیمی چون اعراض از زخارف این جهانی، نعت رسول اکرم(ص) و ذکر فضائل حضرت علی (ع) ، همه نشانگر آن است که مأذون حاصل دین مداری و فضیلت محوری در تاریخ شعر قشقایی بوده است و در کنار آن توجه عمیق به فلسفه و ذکر علل و اسباب خلقت کائنات و آوردن اصطلاحات فلسفی در شعر، نشان می‌دهد که وی در فلسفه‌ی اسلامی نیز ید طولایی داشته است:

منع ائدن باطیلی، حقّی بویوران،

حلالی حرامدان سئچن آییران،

ییخان بتخانه‌نی، منبر قاییران

قدم باسان مصلّایا، ‌محمد (ص)

 

عارف بیلر بوکلامی، بو دینی،

اوخوسا حق کلامیندا یاسینی.

یارب اولور باخا قیامت گونی

مأذون کیمی بینوایا محمد(ص) ؟

 

وارد کردن فرازهای اندیشه‌ی فلسفی در شعر دوره‌ی نوین قشقایی، ‌شاید اول بار نصیب مأذون شده است:

من گلمه‌دیم بو دنیایا غم چکم،

غم وار ایمیش، بو غمخانا وار ایمیش.

می ایچمک چین گؤتورمه‌دیم جام جم

می وار ایمیش بو میخانا وار ایمیش.

 

بیری‌نین دردی چوخ، بیری دردی آز

بیری دل‌پریشان، ‌بیری دلنواز.

مجنون مست عشق و لیلی مست ناز

داغ وار ایمیش،‌ بو دیوانا وار ایمیش.

مأذون گرچه فلسفه می‌داند و شعر فلسفی می‌سراید،‌ اما در تعارض عقل و عشق، راه عشق را برمی‌گزیند و عاشقانه جامه‌ی کهانت از تن بر می‌کند و همه جا را خانه‌ی عشق می‌پندارد:

الست ربکّم طبلین چالاندا،

دوست و دوشمن امتحانی قیلاندا،

دوست سؤال ائدنده جواب آلاندا،

بیان ائتدیم عشق آدینی داها هئچ.

 

باخین نجدین تورپاغینا، داشینا

یاس توتوب مجنونون گؤزو یاشینا

مسکین مأذون اؤلسه قبیر داشینا

یازین: آمان، عشق ائوی‌دیر، داهی هئچ!

این عشق سبب می‌شود که مأذون قشقایی، گاهی چون نباتی به رقص درآید و چون مولوی فغان بردارد و چون فضولی مست و مدهوش شود و سر از پا نشناسد. و گاه مانند شیخ محمود شبستری در فراسوی کفر و ایمان سخن گوید:

دلبر بئله بیزدن آپاریب آرام،

بیلمنم دل نه‌دیر، دل آرام نه‌دیر.

بئله مست عشق اولموشام آنلامام،

ساقی نه‌دیر، شراب نه‌دیر، جام نه‌دیر؟

 بیلمم نه‌یم یا نه ایدیم ازلدن

یا نه اولاسیام چیخام بو حالدن

چکیب گتیردیلر نئچه محلدن

هئچ بیلمه‌دیم مطلب نه‌دیر، کام نه‌دیر.




:ادبیات قشقایی در پژوهش  دکتر حسین محمدزاده صدیق,