دنیای قشقایی

بدبخت ملت و قومی که تاریخ خود را نداند ، تیره بخت تر از آن ملت و قومی است که علاقمند به دانستن تاریخ خود نباشد و شوربخت تر از همه ملت و قومی است که تاریخ خود را به ریشخند بگیرد .

عشایر در دوره نظامیان رضا شاه
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ۳:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/٢۳
 

 در جلسه شماره نه دوره  سیزدهم  مجلس شورای ملی در آذر ماه 1320 هنگام طرح برنامه دولت - نماینده بهبهان سلطانى شیخ‌الاسلامى در مورد مشکلات ایلات چنین گفته است:« ... آقایان: منظور شاهانه را به موقع عمل بگذارید و مظالمى را که به افراد و جماعات شده است جبران کنید.عشایر قشقایى و کوه‌گیلویه و بختیارى و امثال آنها که دهنده قسمت اعظم مالیات و در موقع خود پشتیبان قوه نظامى مملکت و حافظ استقلال کشورند نه تنها اموال‌شان غارت شده و از هستى ساقط شده‌اند بلکه دسته دسته از این طوایف را بدون محاکمه اعدام کرده‌اند! تنها چندین دسته برادران کوه‌گیلویی مرا که به هیچ عنوانى در محاکم نظامى نتوانستند گناهى براى آنان پیدا کنند به نام قصد فرار کشتند و گفتند امر محرمانه بود! از طایفه بهمنى علا‌الدینى کوه‌گیلویه در یک روز ۹۷ نفر را کشتند که یک نفرشان کودک ۱۳ ساله بود چهار صد نفر از این طایفه را در اهواز حبس کردند و قریب سیصد نفر آنها در زندان مردند یا نفله شدند. کوه‌گیلویه به خدا قسم یاغى نبود طوایفش را مأمورین یاغى کردند. ممسنى یاغى نبود پول حاج معین بوشهرى کار خود را کرد و

مأمورین باعث خمیر مایه فتنه و انقلاب آنجا شدند. خوانین بویر‌احمدى را با دادن تأمین و سوگند یاد کردن به طهران آوردند و به عنوان این که بر علیه مملکت قیام کرده‌اند کشتند اما عایله و بازماندگان آنها را به جاى این که نگهدارى و تربیت کنند به جاى این که به حکومت و قانون آشنا و به زندگى شهرى مایل و دل‌گرم سازند نگذاشتند عواید املاک‌شان به آنها برسد و آنها را در نهایت سختى و بدبختى نگهداشتند (عواید املاک آنها را مأمورین حیف و میل می‌کردند) غافل از این که این طرز رفتار فیلسوف را جانى و خطا‌کار می‌کند تا چه رسد به مردم نادان. روشى که در خانه‌نشین کردن عشایر نشان دادند روش اعدام و افنا بود نه تربیت و اصلاح و همین روش و جامعه ایرانى را ناتوان و امید به وحدت ملى را ضعیف کرده است. بدبختى این بود که اگر برحسب تصادف مأمور پاکدامن و شرافتمندى مانند آقاى محمّد‌حسین جهانبانى را به کوه‌گیلویه می‌فرستادند و از روى ایمان و درستى به مملکت خدمت می‌کرد به جاى تقدیر و سپاس چنین کسى را خلع درجه می‌کردند (افشار- این مطالب خارج از موضوع برنامه است) خیر آقا خارج از برنامه نیست در برنامه است.

 


آقایان: وحدت ملى باید در سایه عدالت و قانون ایجاد و تأمین شود. براى ایجاد وحدت براى تشویق معدودى که در این عصر وحشت با کمال شرافت و بى‌طمعى انجام وظیفه کرده‌اند و براى ارشاد و دلالت خدمت‌گذاران آینده که با دل گرم و امیدوار به آنها تأسى کنند و براى تسلیت دل‌هایى که از حکومت و قانون و عدالت و جامعه رمیده است گناهکاران را تسلیم دادگاه و حقوق ملت را از آنها دریافت کنید. آقاى سپهبد امیر احمدى که از افسران لایق و فدا‌کارند و امروز به خدمت وزارت کشور گماشته شده‌اند و شخصاً لیاقت ایشان را در خدمت به امنیت کشور دیده و شناخته‌ایم به خوبى می‌دانند که امروز آوازه عدل و داد بیش از صداى غرش توپ و خمپاره تأثیر دارد. پس باید کارى کرد که کافه طبقات مردم به عدل و داد و حکومت امیدوار کردند. امروز تأمین خواربار و امنیت مهم‌ترین موضوعى است که فکر دولت را به خود مشغول داشته و بنده بر طبق ادله و براهینى که در دست دارم به دولت اطمینان می‌دهم که اگر مأمورین متعدى سابق را تعقیب و مجازات کنند نخست امنیت و سپس خواربار تأمین می‌شود و اگر در این امر قصورى رود خطر قحط و غلا روز به روز شدید‌تر خواهد شد. مملکت تنها طهران نیست که نانش را تأمین کرده‌ایم و دولت البته می‌داند که در بیشتر نواحى مملکت بلاى قحط و غلا بالا گرفته و حیات جامعه را تهدید می‌کند. این قحط و غلا را باید جدیت همین مردم در کار و پیشه مرتفع سازد و کسانى که کشندگان پدر و برادر و غارت‌کنندگان اموال خود را سالم مى‌بینند ممکن نیست که با دل شاد و امیدوار به خدمت مملکت آماده و مهیا شوند. گناهکاران شهربانى مگر همین دو سه نفر بودند که زندانى شدند؟ مگر پاسیار دو نیرومند کشنده جوان دانشمند بی‌گناهى مانند خان بابا اسعد متهم به چندین جنایت دیگر نیست که با کمال آزادى و بى‌ترسى راه می‌رود و بدبختانه می‌شنوم او را برخلاف عدل و انصاف از مقاماتى به او حمایت می‌شود و به عنوان تفتیش،، آرى تفتیش از مردم (بیچاره مردم!) او را به خوزستان فرستاده‌اند خان بابا اسعد را همه مى‌شناسیم که پسر مرحوم سردار اسعد بزرگ پدید آورنده اساس مشروطیت و حافظ همین مجلس شوراى ملى و خادم راه آزادى و استقلال مملکت بوده. سردار اسعد را تاریخ این کشور به نام مجاهد بزرگ آزادى معرفى کرده و کسى بود که جنازه‌اش را می‌خواستند در مجلس دفن کنند تا از خدماتش قدردانى شده باشد. پسرهاى این مرد بزرگ هر کدام به نوبت و سهم خود خدماتى به این مملکت کردند یکى از آنها شادروان جعفر قلى سردار اسعد وزیر جنگ اسبق بود که همین مجلس شوراى ملى در سخت‌ترین بحران‌هایى که براى کشور در استبداد صغیر پیش آمده بود از خدمات بزرگ او تقدیر و تمجید کرد. این شخص را به طوری که می‌دانیم برخلاف نصر صریح قانون اساسى به زندان افکندند و به فجیع‌ترین وضعى کشتند و خانواده‌اش را به روز سیاه نشاندند و از هستى ساقط شده‌اند. من به نام حقوقی که سردار اسعد بزرگ به مملکت و به همین مجلس شوراى ملى دارد از پیشگاه مبارک دولت استدعا می‌کنم که متهمین به قتل فرزندان او مخصوصاً مرحوم جعفر قلى اسعد وزیر جنگ اسبق را تعقیب و مجازات و خسارت‌هاى وارد به بازمارگان او را اندازه امکان تلافى و جبران کنند

.رئیس- اینها جزء برنامه است آقا؟ چرا وقت مردم را تلف می کنید