دنیای قشقایی

بدبخت ملت و قومی که تاریخ خود را نداند ، تیره بخت تر از آن ملت و قومی است که علاقمند به دانستن تاریخ خود نباشد و شوربخت تر از همه ملت و قومی است که تاریخ خود را به ریشخند بگیرد .

به مناسبت طرح قراردادهای نفت در ایران
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ٩:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٦/۱٠
 

سرآغازی برای کتاب تاریخ نفت و نفت شهرهای ایران

با پیدایش نفت در اواخر دوره‌ی قاجار، سیطره‌یِ نفت تمامی عرصه‌های اقتصادی کشور را فرا گرفت. به هر حال اثر نفت از اقتصاد شروع می‌شود، اما به اقتصاد ختم نمی‌شود، بلکه به حوزه‌های سیاسی، اجتماعی و حتی در حوزه‌ی فرهنگ هم اثر دارد، چرا که نفت، فرهنگ وابستگی ایجاد کرده و به عنوان یک مانعِ رشد، خود را نشان داده است.

در عرصه‌ی سیاسی، دولت‌ها در ادوار مختلف، خود را مصون از پیاده‌سازی نظامات مدرن دیدند و تمام این‌ها از محل درآمدهای نفتی و منابع بادآورده‌ی خاص بوده است. اگر نفت نبود، دولت‌ها برای تأمین منابع لازم برای توسعه‌ی زیرساخت‌ها حتماً نیازمند طراحی و اجرای ساختار نوین بودند که می‌توانست در عرصه‌ی مالیات اثرگذار باشد. این اتفاقات نیفتاد، چون اساس استغنا و بی‌نیازی قوی‌تر بود. تک تک وقایع این دیار به همراه سرگذشت کشورِ ما در این یک قرن گذشته، در همه حال، در همه جا، در همه‌ی دولت‌ها، در همه‌ی کشور، با بوی نفت، با خبر نفت، با پول نفت، با سیاست نفت و... نفت آغشته است. در طول این سالیان دراز، این صنعت، حیات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و حتی فرهنگی ما را تحت‌الشعاع قرار داده است و چه حوادث تلخ و شیرینی پدید آورده و یا به یادگار گذاشته است.


موضوع نفت در حقیقت دایره‌ای است بسیار وسیع که می‌‌‌توان از دیدگاه‌ها و ابعاد مختلف به آن پرداخت. اقتصاد کشور ما با نفت به گردش درآمده است. سیاست در کشور ما دهه‌های زیادی در چمبره‌ی نفت و نفتیان اسیر بوده است. نفت بود که ما را به جنگ اوّل و دوّم جهانی کشاند. نفت بود که امید و آرزوی‌های ملّی ما را برای آزادی و توسعه نوید داد. نفت بود که دولت ملّی ما را فدای خویش کرد و امیدهای ما را به باد داد.

نفت بود که ما را درگیر جنگ هشت ساله با عراق کرد، و خسارات جبران‌ناپذیری به میهن ما وارد کرد. نفت بود که با افزایش قیمت خود، شوک غیر قابل تصوری را به جهان غرب وارد نمود. نفت بود که شهرهای زیادی را در دل خوزستانِ تفته از آفتاب ایجاد کرد، و نفت بود که با فوران خویش این شهرها را آباد کرد، رونق داد و سپس با نزول خود آن‌ها را به تاریخ سپرد. نفت است که برخی از صاحب‌نظران، آن را عامل توسعه‌ی ما در همین حد که هستیم می‌‌دانند. نفت است که بسیاری از کارشناسان، اقتصاد ما را وابسته و در بسته‌ی نفتی می‌‌‌نامند و بر این باورند که با تهی شدن چاه‌ها از نفت و تمام شدن گنج‌های سیاه، زندگی ما هم به سیاهی تبدیل خواهد شد. از سوی دیگر، نفت در اقتصاد و سیاست ایران همواره ابعادی منفی نیز داشته است. از اثرات نابسامان اقتصادی مانند تورم، مهاجرت روستاییان به شهر، ویرانی دهات و تراکم جمعیت در شهرها و انواع دیگر عدم تعادل‌ها میان بخش‌‌های توسعه که بگذریم، نفت به گونه‌ای اجتناب‌ناپذیر بر ابعاد سیاسی جامعه‌ی ایران تأثیر گذارده است.

بارزترین این تأثیر را می‌توان در روابط خارجی ملاحظه کرد. نفت، پس از موقعیت سوق‌الجیشی ایران به‌مثابه حایلی میان روسیه و مستملکات انگلیس در شبه قاره هند، مهم‌ترین عامل تعیین کننده در رابطه‌ی ایران و کشورهای استعماری، به‌ویژه انگلستان و روسیه بوده است. در ابتدا ایرانیان می‌خواستند آمریکا را به عنوان نیروی سوّم در برابر انگلیس و روسیه وارد معادلات نفتی کنند، اما این سیاست تا زمان ملی شدن صنعت نفت، هیچ گاه به نتیجه‌ی عملی نرسید. کشور ما جولانگاه این دو قدرت بیگانه گشت و رجال سرسپرده‌ی آن‌ها در طی یک قرن گذشته لطمه‌های جبران‌ناپذیر‌ی بر این سرزمین وارد کردند. ملّی شدن نفت مبانی حقوقی ضروری برای این که ایران منابع نفتی‌اش را کنترل کند ایجاد کرد، امّا از سوی دیگر، چنان شکافی در بدنه‌ی سیاسی کشور وارد ساخت که آثار آن تا امروز هم چنان در جامعه‌ی ایران باقی است. با ورود آمریکاییان بعد از کودتای سال 1332 همه‌ی امیدهای دولت‌مردان طرفدار نیروی سوّم در ایران بر باد رفت، و آمریکا نه تنها نفت را به ارزانی برد، بلکه بخش زیادی از درآمدهای نفت را در قبال تسلیحات نظامی از ما پس گرفت.

اول در مناطق نفت‌خیز جنوب و بعد از آن در همه کشور، دولت‌ها با درآمد حاصل از نفت، تکنولوژی‌های آماده و حاصل دست دیگران را از غرب وارد کشور نمودند و همچنان وارد می‌‌نمایند. همین نفت سبب شده است که با فروختنش و به دست آوردن دلارهایش زحمت کار و تلاش را برای صنعتی کردن و فناور شدن کشور به خود راه نداده‌ایم، و به راحتی هر آن چه دیگران ساخته‌اند، به ما انداخته‌اند. و این ماییم که برای رهایی از دست این تاجرپیشه‌گانِ جهانی، جهدی نکرده‌ایم، و با وارد کردن دست‌ساخته‌های دیگران نیازهای خود را رفع کرده‌ایم و حاتم‌وار بهای آن را از درآمد نفت سرازیر جیب دیگران کرده‌ایم. که صد البته حقشان است. نفت است که سبب شده است که ما از کشورهایی مانند ترکیه، کره جنوبی، مالزی و سنگاپور و... عقب‌تر باشیم، چون نفت داریم و پول داریم نیاز به زحمت و تولید نداریم. مردمِ آزاده‌ی ما اسیر در دست واردات شده‌اند!!

نفت سبب شده است که دستگاه‌های دولتی گسترش یافته و دست و پاگیر ‌شوند و با آلوده شدن دستگاه‌های دولتی به فساد، مزاحمت‌های بیشتری در انجام امور ایجاد و انجام کارها کندتر و دشوارتر شده و فعالان کارآمد و سالم از گردونه فعالیت‌ها خارج شوند. فساد نفت باعث شده، منابع برای امور توسعه بهینه تخصیص نیابد و فرصت‌های زیادی برای پیشرفت و کار مولد از دست برود که سال‌ها از دست رفته‌اند و همچنان از دست می‌‌روند.

نفت عاملی شده است که ما در سی سال قبل که از حدود 300 حلقه چاه، شش میلیون بشکه نفت استخراج می‌کردیم، اینک در اثر گذر زمان و کم شدن بازده چاه‌های نفت، بهره‌وری ما از 2000 حلقه کمتر از 5/3 میلیون بشکه رسیده است و این نزول همچنان ادامه دارد.

طی یک‌صد سال که از پیدایش نفت در ایران می‌‌گذرد، دولت‌ها با درآمدهای نفتی هر کاری خواسته‌اند، کرده‌اند، به طوری‌ که طی این مدت و به‌ویژه در رویکردهای بودجه‌های سنواتی دولت‌ها قبل و بعد از انقلاب فرایندی به نام دولتی رانتی (دولت نفتی ـ بودجه نفتی) با ساختار و کارکرد رانتی و ضد توسعه‌ای شکل گرفته است که پیامدهای زیان‌بار این مدارِ دولت نفتی و بودجه نفتی به شرح زیر است:

n       بی‌توجهی به بخش کشاورزی و رکود در این بخش و عدم شکل‌گیری فرایندهای تبدیل کشاورزی معیشتی به کشاورزی تخصصی و تجاری.

n       مهاجرت سیل‌آسا از روستاها به چند کلان شهر، پیدایش پدیده حاشیه‌نشینی با پیامدهای گسترده ضد توسعه‌ای خود در قلمرو اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، زیست محیطی و امنیتی، پیشی ‌گرفتن سطح مصرف جامعه از میزان تولیدات آن.

n       ایجاد صنایع وابسته و مونتاژ و عدم تحرک و بالندگی لازم جهت تکامل کارآیی و تکنولوژیکی آن‌ها.

n       پایین بودن سطح کمیت و کیفیت تولیدات بخش‌های کشور.

n       توزیع ناعادلانه امکانات و فرصت‌ها بین دهک‌های بالا و پایین، بین مناطق، بین ده و شهر و بین بخش‌های اقتصادی، ناهنجاری‌های گسترده در شالوده‌های اجتماعی و فرهنگی و... را باعث شده است. درآمد کشور ما در همین 20 سال گذشته بالغ بر 587.800 میلیارد دلار بوده است که نصف آن به میزان 279.000 میلیارد آن در چهار ساله 1384 تا 1388 به خزانه واریز شده است. اما متأسفانه افزایش درآمد ملی در سطح مناسبی در مقایسه با این همه درآمد نبوده است. به نظر می‌‌رسد که مدیریت این دستاوردهای نفتی جایگاه شایسته‌ای نداشته است و آن‌چه مورد انتظار بوده و انتظار می‌‌رفته، از این همه درآمد به دست نیامده است.

نفت سبب خیر هم شده است، ما با آن دانشگاه و مدرسه‌های فراوانی ساخته‌ایم، بیمارستان‌های زیادی راه انداخته‌ایم، جاده‌ها و راه‌آهن ساخته‌ایم، خطوط هوایی و کشتی‌رانی دایر کرده‌ایم و در عین حال برج‌های شیک و قشنگی ساخته‌ایم، جشن دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی را با آن به نمایش گذاشته‌ایم، ماشین‌های متعدد و مختلف را سرهم بندی کرده‌ایم، و صنعت خودرو داشته باشیم و ...

نگاهی به وقایع مربوط به نفتِ ایران در طول تاریخ، همانند آینه‌ای است که مطالب و حقایق بسیاری را درباره‌ی تاریخ ایران و جهان آشکار می‌نماید و ریشه‌ی بسیاری از رویدادهای معاصر را روشن می‌کند. شمال و جنوب ایران علاوه بر تحمل زیان‌های جنگ اول و دوم جهانی، در کام جنگ نفتکش‌ها نیز فرو افتاد. این نفت چیست؟ نقش قراردادهای نفتی در تاریخ معاصر ما کدام است؟ و این بازدارنده‌ی توسعه‌ی کشور ما چگونه و در کجا و توسط چه کسانی به دست آمده و می‌‌آید؟ این کسان چگونه کار و زندگی کرده‌اند و از این زحمت چه حاصلی داشته‌اند؟ توسعه‌ی نفت و نفت‌شهرهای کشور ما به چه صورتی بوده است؟ درآمد‌های نفتی در چه میزان، و نفع و زیان آن کدامند؟ در بخش‌های مختلف این کتاب به این موارد پرداخته شده است. نوشتارهای این کتاب در چهار فصل تدوین شده است که شامل بخش‌های زیر است:

n     فصل اول نفت و قراردادهای نفتی

n     فصل دوم دستاوردها و از دست رفته‌های نفت

n     فصل سوم ایجاد - توسعه و نابودی نفت‌شهرها

n     و شرایط کار و زندگی در نفت‌شهرهای ایران

این نوشته‌ها به این امید به قلم کشیده شده است که یک آگاهی از وقایع این ثروت خدادادی را نشان دهد و از سرگذشت نفت و درآمد‌های آن و مردمی که به کار در صنعت نفت پرداخته‌اند یادی شده باشد که آنان  چه روزگاری را در نفت‌شهر‌های ایران گذرانده‌اند، این سرنوشت دردناک را کالبد شکافی نماید تا که شاید برنامه‌ریزان ملی کشورمان به ارزش مدیریت درآمدهای نفتی همچنان که پی برده‌اند، آن را از قوه به عمل درآورند و ما بتوانیم شاهد یک صنعت نفت توانمند و توسعه یافته در کشور خود باشیم و بعد از یک قرن فراز و نشیب‌های فراوان، از این ثروت خدادادی به شیوه‌ی بهتری بهره‌برداری و از آن برای توسعه‌ی کشورمان استفاده کنیم و به سرزمین‌های نفت‌خیز کشور که این گنج خدادادی را از دل خویش به مردم ما ارزانی داشتند، قدر نهیم و با ایجاد صنایع وابسته به نفت و گاز، نه تنها آن‌ها را از ویرانی نجات دهیم، بلکه به رونق و توسعه‌ی آن‌ها نیز همت کنیم. به امید روزهای بهتر برای کشور و استفاده‌ی بهینه از درآمدهای نفت و توجه بهتری به نفت‌شهرهای ایران زمین.

(کتاب تاریخ نفت و نفت شهرهای ایران در انتظار چاپ و همت ناشر است)

نوروز درّداری (فولادی)