دنیای قشقایی

بدبخت ملت و قومی که تاریخ خود را نداند ، تیره بخت تر از آن ملت و قومی است که علاقمند به دانستن تاریخ خود نباشد و شوربخت تر از همه ملت و قومی است که تاریخ خود را به ریشخند بگیرد .

پژوهشی برای شناخت تاریخ باستانی قوم قشقایی
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ٧:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٧/٥
 

مقدمه

در کتاب تاریخ گمشده قشقایی- بخشی از گذشته قوم قشقا بر اساس اسناد و مدارک و نوشته های دولت هیتّی که به صورتی آن ها را دشمنان این دولت معرفی می کند، تهیه و تدوین شده بود، چاپ و توسط انتشارات تخت جمشید/قشقایی شیراز منتشر شده است. یک طرح مطالعاتی برای شناخت تاریخ باستانی قوم قشقایی توسط پژوهشگران به صورت مستقل و جدای از اسناد دشمن این قوم یعنی دولت هیتّی نیز در سه بخش مد نظر بوده و برنامه ریزی شده است. یک بخش آن بررسی وضعیت این قوم براساس مطالعات مرزی؛ تاریخی و انسان شناسی -منطقه هیتّی – قشقایی تکمیل شده است که فشرده آن در این سلسله نوشته ها ترجمه و منتشر خواهد شد.

   انسان شناسی از یک منطقه مرزی در شمال آناتولی مرکزی-  

روابط هیتی- قشقایی در اواخر عصر برنز

  امپراتوری هیتّی، در سرزمین آناتولی واقع بود. دیار اناتولی، در تاریخ ایران به آسیای صغیر شهرت دارد . این امپراتوری در  عصر قبل از میلاد در دوره برنز تاسیس و ادامه حیات داشت.

در بخش شمالی و شمال شرقی  امپراتوری هیتّی، قوم قشقا با این امپراتوری همسایه و هم مرز بود. قشقاها گروهی از مردمی بودند که به صورت یک فدراسیون آزاد به صورت کوچ روی و نیمه عشایری در این ناحیه زندگی می کردند. بیشتر اسناد به دست آمده از کشور هیتّی، که نوشته شاهان این کشور است، همگی حاکی از آن است که این دو  گروه یعنی دولت هیتّی و سران قشقایی در ادوار مختلف با هم در کشمکش ،چالش و نبرد بودند.

برای شناخت مردم قشقایی در این سرزمین که متکی براسناد و اطلاعات خود این قوم باشد، به استثنای چند بررسی کوچک، تلاش جدی و اصولی تا کنون صورت نگرفته است. در نوشته حاضر سعی شده است که: از یک چارچوب تفسیری و انعطاف پذیر، گزارشی  متکی به مطالعات مرزی، برای شناخت روابط دولت هیتّی و قشقایی ارائه داده شود.

این کنکاش قبل از بررسی های انسان شناسانه خواهد بود . این کاوش متکی به دستاوردهایی مانند،  کارهای دستی سوفال، سرامیک سازی، روش تغذیه و امرار معاش، در دوره های پایانی مفرغ و آغاز دوره آهن خواهد بود.

بخش بعدی مطالعات بر اساس یافته هایی است که در ناحیه پفلاگونیا به دست آمده است (این منطقه پفلاگونیا نشیمن و ییلاق قوم قشقایی در کناره های دریای سیاه بود). این اسناد - سنگ نوشته های باستانی در رابطه با مراوده و روابط  این دو قوم یعنی دولت هیتّی و قشقایی می باشند.

مطالعه و بررسی شواهد طبیعی مانند مرزها و رودخانه ها نیز اهمیت بسزایی در شناخت این قوم خواهد داشت.

سر آغاز

– نگاهی از زاویه شمالی به  شهر «هاتوشا»[1] پایتخت دولت باستانی هیتّی

 

اگر امروز ما در بلندای منطفه «یرقاپی»[2] درکنارِ حصار بزرگی که از جنوب شهر هاتوشا- مرکز کشور باستانی هیتّی  به جای مانده است، به تماشا بایستیم  با یک منظره وسیع و گسترده ای به سوی شمال شهر رو به رو خواهیم شد.

(عکس شماره1). نمای شهر هاتوشای کشور هیتّی در ترکیه امروز

در افق دید این منظره، تمام شهر مزبور مشاهده شده و رو به روی ما خواهد بود.نمای تمام شهر، به صورت اعجاب آمیزی در ارتفاع 300 متری در یک فاصله 2 کیلومتری شهر باستانی و در جوار دهکده مدرن و امروزی« بوقاز کَل»[3] قرار دارد.

فرا تر از این منطقه شهری، بیشتر نواحی  از تپه و دشت های گسترده تشکیل شده که در حال حاضر این منطقه بوسیله کشت و  آبیاری به مزارع و کشاورزی تبدیل گشته و بهره برداری می شوند.

از این مکان ما می توانیم مرزهای کشور باستانی هیتّی را در جوار یک قوم تاریخی  دیگری را مشاهده کنیم که در تمام دوران قدرت و موجودیت کشور هیتّی، سران این قوم با آن  همواره در چالش و ستیز و نبرد بودند. این گروه هم نشین و هم مرز، با کشور هیتّی قوم قشقایی بود.

قوم قشقایی که جمعی از مردم کوچ رو و آزاد پیشه در زندگی بود در عصر برنز(2000 سال پیش از میلاد) به ویژه در قرن های پایانی آن نقش سیاسی برجسته ای در این دیار داشته است. اهمیت این قوم در تاریخ هیتّی از آن جهت مورد توجه است که در اسناد مختلفی که در دولت های گوناگون هیتّی به دست آمده، از جمله؛ در مدارک مذهبی، تفاهم نامه ها، نبردنامه ها و زندگی نامه ها و مکاتبات خود، همواره قوم قشقایی را دشمن خود نام برده اند.[4] این برداشت دشمنانه در تمام دوران حیات امیراتوری هیتّی، از زمان شکل گیری آن حکومت تا زمان نابودی و از بین رفتنش در تاریخ آناتولی در عصر هزاره دوم پیش از میلاد، در نوشته های کشور هیتّی دیده می شود.

هر چند ما از نوشته هایی که در مورد «شهر هاتوشا» وهمچنین از مقالات «موات هویوک تاپیکا»[5] در سال 1991 اطلاعاتی در مورد کشور هیتّی و هم مرز شمالیش (قوم قشقا) در دست داشتیم اما هیچ گاه یک پژوهش میدانی بر اساس آثار باستانی به دست آمده در  باره شناخت قوم قشقا صورت نگرفته بود.

بین سالهای 1997 تا 2001 (1376 -1380ش) یک بررسی گسترده و فشرده ای تحت عنوان پروژه (پفلاگونیا)[6] در پنج فصل صورت گرفته است. نام این منطقه (پفلاگونیا) از نام تاریخی آن که در «رم» باستان ثبت شده گرفته شده است. این ناحیه در حال حاضر در استان «چانگری و قره باغ» ترکیه واقع است.

یکی از دستاوردهای مهم این پژوهش، روشن کردن بخش هایی از تعامل و ارتباط دولت هیتّی و مردم قشقایی می باشد.که زمینه های لازم را برای یک پژوهش موردی در باره مرزهای امپراتوری هیتّی فراهم می نماید.

در کاووش هایی که در یک مساحت 8500 کیلومتر مربعی در این ناحیه صورت گرفته ، درسی نقطه از این ناحیه  اسناد و مدارکی کشف شده است که مربوط به اواخر عصر برنز می باشد.

در پاره ای از این مدارک که در بررسی های بخش شمالی ترکیه فعلی به دست آمده است،نوشته ها همه بر لوح های سرامیکی نگاشته شده اند. این کشفیات همه مربوط به دوره برنز است ولی زمان دقیق آن هنوز مشخص نشده است.(زمان یا عمر قطعی آن در دوره دوم پیش از میلاد، در دست بررسی است و در گزارش نهایی باستان شناسی منطقه تعیین و منتشرخواهند شد.)

پژوهش برای شناسایی و تکمیل اطلاعات تاریخی این منطقه بر اساس اسناد و مدارک باستان شناسی کشف شده مربوط به عصر مفرغ  در سه سطح در حال بررسی و تکمیل است:

  1. تهیه و تدوین یک  گزارش کامل و مبسوط  از کاووش های باستان شناسی و تفسیر آن ها.  این برنامه در حال حاضر با مشارکت گروه زیادی از کارشناسان فن در دست تکمیل می باشد و به عنوان یک رساله، توسط موسسه بریتانیایی باستان شناسایی در آنکارا[7] منتشر خواهد شد.
  2. مطالعه تاریخی - جغرافیای شمال مرکزی آناتولی در دوره هیتّی ها بر مبنای بومی سازی شناسایی شده ی منطقه است که توسط نویسندگان همین مقاله در دست تهیه می باشد.
  3.  تحقیق براساس مطالعات مرزی؛ تاریخی و انسان شناسی -منطقه هیتّی - قشقایی در اواخر دوره برنز  است که یافته های آن در همین نوشته به صورت اختصار گزارش می شود.

زمینه های تحقیق  این بخش دارای اهداف زیر است:

  • برای ساخت و تهیه یک چارچوب مفهومی برای دسترسی به اطلاعات لازم در منطقه شمال مرکزی آناتولی در اواخر عصر مفرغ،
  •   به منظور بررسی شواهد تاریخی مربوط به تعامل و ارتباط دولت هیتّی و قوم قشقایی
  • به کار گیری یک رویکرد و شیوه انسان شناسی برای شناخت قوم قشقایی و
  • برای بررسی ماهیت؛  روابط دولت هیتّی-قوم قشقایی با استفاده از نتایج باستان شناسی به دست آمده از پروژه (Paphlagonia) پفالاگونیا

 چارچوب مفهومی و فیزیکی: مطالعات مرزی در شمال مرکزی آناتولی

 در سال های اخیر؛ مطالعات تاریخی و باستان شناسی مربوط به امپراتوری،  سرحدات و مرزبین اقوام، مورد توجه و علاقه شدید جهانیان قرار گرفته است. پژوهشگران در یافته اند که فرایندهای تعریف فرهنگی و پیوندهایی که در منطقه مزبور رخ داده می تواند تنگناها و ابهاماتی که در شناخت این دیار وجود دارد را از بین برده و آگاهی های مارا در مورد مسائل گسترده فرهنگ اجتماعی و هویت مردم افرایش دهد.

 منطقه پفلاگونیا اینک شامل استان های مدرن، چانقیر و قراباغ در ترکیه است. که دارای شرایط بسیار مساعد و مناسبی برای مطالعات ساختار طبیعی زمین شناسی و مرزی است.  به سبب این که گسل هایی در این دیار وجود دارند که هنوز فعال بوده و  از نظر جغرافیایی و تکامل زمین شناسی و علم دگرگونی زمین دارای اهمیت ویژه  ای هستند.

چنانچه در مطالعات  (Lightfoot  - Martinez ) در سال 1955 اشاره شده است، روابط دولت هیتّی با همسایه قشقاییش، تاکنون بدون تردید و بلامنازع مورد قبول گرفته بود. یکی از دلایل آن، این بوده که تمام اسنادی که به دست آمده و مورد مطالعه قرار گرفته، همان نوشته ها و به جای مانده هایی است که  مربوط به دولت هیتّی است. از طرف دیگر قضیه یعنی قشقایی ها، هیچ سند، مدرک، از زندگی حتی قبری یا دست ساخته و نشانی از فرهنگ این قوم در کاووش های صورت گرفته پیدا نشده و به دست نیامده است. بنا بر این جای تعجب نیست که در اسناد هیتّی، به مردم این قوم از لقب های مانند؛«وحشی –متجاور و بربر و دشمن» استفاده شده است. بنا براین شناخت مردم قشقا تنها از طریق و از زاویه دید اسناد دولت هیتّی شناخته و معرفی شده است. آیا امکان بررسی و تهیه یک سابقه تاریخی از قوم قشقا به شکل مستقلی از اسناد هیتّی ها  که به آن ها عناوین وحشی و تجاوز گر داده اند، وجود دارد؟ ناتوانی ما برای دستیابی به این سابقه تاریخی، برای مقایسه با اسناد هیتّی، نباید مانع از این شود که ما برای تهیه و تدوین اطلاعات لازم برای ارائه یک نوشته مستقل از روابط هیتّی و قشقایی، تلاش نکنیم.

اسناد به جای مانده از دولت هیتّی،  مختصات مرزی این کشور با قوم هیتّی را به روشنی مشخص می کند، و مشکلات این دولت با قوم قشقایی، را که کلا متفاوت از درگیری های آن با سایر همسایگان قدرتمند آن ماند مصر و میتانی بوده است شرح می دهد. بین دولت هیتّی و قشقایی ها همواره یک ارتباط غیر معمول جریان داشته و برخلاف ساکنین سایر نواحی این منطقه  که در بخش هایی در جنوب و شرق هیتّی قرار داشتند، مردم قشقا،  هیچ گاه به فرمانبرداری از حکومت هیتّی مستقر در هاتوشا  تن نداده و اطاعت پیشه نکرده اند. روابط این دو گروه همواره، در اصول اولیه بر یک ناباوری و بی اعتمادی بین دو طرف استوار بوده است. مقابله با چنین امری نیاز به خردمندی سیاسی و نظامی دولت هیتّی داشته است.

 ادامه خواهد داشت)



[1] Hattusa

[2] Yerkapı

[3] Bogazkale

[4] کتاب قشقایی نوشته وان شولر -1965 صص 10-11

[5] Mavat Höyük/Tapikka(Alp 1991) نویسنده و باستان شناس ترکیه

[6] Paphlagonia

[7] British Institute of  Archaeology at Ankara