دنیای قشقایی

بدبخت ملت و قومی که تاریخ خود را نداند ، تیره بخت تر از آن ملت و قومی است که علاقمند به دانستن تاریخ خود نباشد و شوربخت تر از همه ملت و قومی است که تاریخ خود را به ریشخند بگیرد .

اقدامات محمد کریم خان کشکولی در اختلافات صولت الدوله و برادرانش
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ٥:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٩/٩
 

هنگام درگیری صولت الدوله با برادرانش، محمّد کریم خان کشکولی در کنار مخالفین صولت الدوله قرار داشت. در یکی از تلگراف های برادر صولت الدوله احمد خان[1]  که دارای لقب  سردار احتشام بود به نخست وزیر چنین آمده است:          «ریاست وزرا، تلگراف از کازرون نمره 1، مورخ 20 حمل(29 ربیع الثانی) سیچقان ئیل 1330 {28فروردین 1291 شمسی): توسط جناب آقای اورنگ دام اقباله - مقام منیع حضرتین اشرفین ریاست وزرا و وزارت جلیله داخله دامت شوکت ها، ….عجالتا نورچشمی امیر عشایر [2] را با حاجی محمّد کریم خان آورده ام به اردوی دولتی که مشغول خدمات دولت شوند.پس از ملاقات با تعلیمات صحیحه مامور کردم برود ایل را از گرمسیر حرکت دهد. یک اظهار مرحمتی در باره مشارالیه و حاجی محمّد کریم خان بشود به توسط فدوی ضرر ندارد.

ایاز کیخا را هم به توسط خوانین کشکولی امیدوار کرده که در خانه حبس (خان خبیس =  خان خویس) که پنج فرسنگی شیراز است بیاید به اردو و مشغول خدمت شود. خود فدوی هم تا آخر ماه به خانه حبس(خان خبیس) خواهم رسید. از خداوند توفیق می خواهم موافق تعلیمات حضوری حضرت اشرف یک خدمت بزرگی به این آب و خاک بکنم که در ایران بعکس سابق مسلم شود، بختیاری و {قشقایی} با کمال اتحاد برای جان فشانی دولت اتحاد کامله دارند. فقط به همین یک ملاحظه از امروز گوشزد مردم کرده ام که باید سوار {قشقایی} خودش را چنان حاضر خدمت نماید که به محض دولت هر اندازه سوار لازم شود  فوری برای خدمت و جانفشانی به هر نقطه امر شود حرکت نماید. امیدوارم به فضل الهی و توجهات مراحم کامله بعد از سه ماه دیگر به این خیال نایل شوم. در باب مخارج اردو رجوع می نمایم به انصاف خود حضرت اشرف که در میان ایل چه محذوراتی هست و چه قسم باید مخارج نمود. از پانزده هزار تومان برات مالیه هنوز یک دینار وضول نشده در صورت وصول هم کفایت نخواهد کرد. در این مدت یکماه آن چه توانسته از ادارات قرض نموده و مخارج کرده ام خوب است در این باب بذل توجهی بفرمایید که فدوی در بین کار معطل نمانم...... با این ترتیبات صولت الدوله، تا دو سه ماه ناچارم از داشتن یک اردوی مطمئن از {قشقایی} و نظام. استدعای عاجزانه این است برای مخارج اردو ترتیب درستی مرحمت که مالیه از هذه السنه حواله بدهد به همین قسم فشنگ. اگر امروز استدعای مخارج و فشنگ می کنم این عرض و تعهد را هم می کنم که پس از دو ماه بدون مخارج تمام نظم روال {قشقایی} را از ایل و بلوک بدهم که دولت بدون مخارج نظم و مالیات این صفحه را از فدوی بخواهد. امروز با این ترتیبات نمی شود از کهنه مالیات گرفت با این که دست صولت الدوله به هر جا رسیده مالیات گرفته پس از تنبیه صولت الدوله باید از خود او و بستگان او مالیات تنگوزئیل را گرفت و او را هم خود فدوی تعهد وصول و پرداخت دارم. اخباری هست سلیمان خان رفته است فورا اطلاع بدهند. (احمد {قشقایی}) .[3]

  • ·         در جمادی الاول سال 1331 مخبرالسلطنه والی فارس در مورد اغتشاشات فارس در تلگرافی چنین گزارش می دهد:  « ... آن چه راجع به صولت الدوله و حاجی محمّد کریم خان و محمّد علی خان(کشکولی) است، همه اسباب اغتشاش {قشقایی} و تعویق کارها همین سه نفر و اختلاف بین آن ها ست.. هر روز که راست بگویند دعوی تمام است. مقصرین در خانه محمّد علی خان هستند. صولت(السلطنه) زورش به او نمی رسد، خودش هم(مالیات) نمی دهد. حاجی محمّد کریم خان هم باطنا طرفدار محمّد علی خان است، ظاهرا همراه صولت الدوله و میانجی.

..... از نقشه حاجی محمّد کریم خان و محمّد علی خان و علم کردن صولت السلطنه، سابق عرض کرده ام از طرف بنده، اقدامی جز تقویت صولت الدوله صلاح نیست و ندارد، آن روز که نقشه ظاهر شد البته تکلیف دیگری است. اکثر کلانتران {قشقایی} با محمّد علی خان همراه هستند. مسئله را زیاد سهل تصور نفرمایید. .....»[4]



[1] احمد {قشقایی}، نام سردار احتشام برادر صولت الدوله است که در این موقع به کمک قوام الملک و سران ایل کشکولی به جای صولت الدوله به ایلخانی گری {قشقایی} منصوب شده بود.

 [2] (امیر عطاخان صولت السلطنه معروف به امیر عشایر – برادر صولت الدوله و سردار احتشام بود-م)

 

[3] فارس از مشروطیت تا جنگ جهانی اول ص  210

[4] فارس از مشروطیت همان ص 236-237