دنیای قشقایی

بدبخت ملت و قومی که تاریخ خود را نداند ، تیره بخت تر از آن ملت و قومی است که علاقمند به دانستن تاریخ خود نباشد و شوربخت تر از همه ملت و قومی است که تاریخ خود را به ریشخند بگیرد .

** پژوهشی در نظام آموزش عشایری -2
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ۱:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٧
 

مدارس عشایری یکی از برنامه هایی است که در اوایل دهه 1330ش آغاز  به کار نمود. گفته و نوشته شده است که راه اندازی این مدارس با کمک و سرپرستی سازمان اصل چهار  آمریکا در شیراز صورت گرفته است. برای نمونه یکی از این نوشته ها که گزارش رویتر است در بخش اول این نوشته ها منتشر کردم. نوشته های دیگری هم در دست است که در مباحث های بعدی منتشر خواهد شد. برای آشنایی با اهداف و فعالیت ها و رجال مردان همکار این سازمان در ایران به معرفی این سازمان در کشور می پردازیم و در نوشتارهای بعدی به فعالیت های اصل چهار در آموزش عشایری خواهیم رسید.

نگاهی به جنگ جهانی دوم

جنگ جهانی دوم (World War II) یک جنگ فراگیر بین سال‌های ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵  (1318 – 1324ش) بود. این جنگ بسیاری از کشورهای جهان را درگیر کرد تا جایی که دو دسته از کشورهای مختلف به نام‌های متحدین و متفقین به وجود آمد و حوزه آن شامل کشورهای اروپایی بود. 


اما واقعه حمله ژاپن که متحد آلمان بود، به بندر «پرل هاربور» در هاوایی و خسارت دیدن سنگین نیروی دریایی آمریکا مستقر در این جزیره، باعث شد که آمریکا در دسامبر ۱۹۴۱ وارد این نبرد شد و به ژاپن اعلان جنگ داد. کشور ایالات متحده در این مرحله رسماً و عملاً با آلمان و ژاپن و ایتالیا وارد جنگ شد و جنگ از محدودهٔ اروپا خارج شد و جنبه جهانی پیدا کرد. این گسترده‌ترین جنگ جهان است که در آن بیش از ۱۰۰ میلیون نفر جنگیدند. در طول این جنگ کشورهای مختلف تمام توان اقتصادی و علمی خود را بر محور ساخت تسلیحات جنگی متمرکز کردند.

پس از پایان جنگ اعلام شد که ۱/۳ میلیون تن بمب توسط متفقین بر بسیاری از شهرهای آلمان فرو ریخته شده که نتیجه آن بی خانمانی ۸ میلیون آلمانی بود. همچنین ۱۲ میلیون نفر در طول جنگ بر اثر قحطی در چین، اندونزی، هندوچین فرانسه و هندوستان جان خود را از دست دادند که این تعداد تلفات، اغلب در آمارهای تلفات جنگ، از قلم افتاده‌اند. کل رقم کشته‌شدگان جنگ جهانی دوم که مرگبارترین نبرد تمام تاریخ است، بین ۵۰ تا ۷۰ میلیون نفر تخمین زده می‌شود. قریب به ۲۷ میلیون از مردم شوروی را به کام مرگ کشاند، یعنی روزی ۱۸ هزار نفر. پنجاه درصد این کشته‌شدگان خارج از شرایط «عادی» جنگ جان خود را از دست دادند.

ایران نیز از این چنگ خسارت فراوان دید. در روز ۳ شهریور ۱۳۲۰ نیروهای شوروی از شمال و شرق و نیروهای بریتانیایی از جنوب و غرب، از زمین و هوا به ایران حمله کردند و شهرهای سر راه را اشغال کردند و به سمت تهران آمدند. ارتش ایران به سرعت متلاشی شد. رضاشاه ناچار به استعفا شد. متفقین با انتقال سلطنت به پسر و ولیعهد او - محمدرضا- موافقت کردند.پس از اشغال، راه‌آهن سراسری ایران برای انتقال کمک‌های نظامی به پشت جبهه شوروی، بر اساس قانون وام و اجاره مورد استفاده قرار گرفت.

جنگ در اروپا پس از خودکشی آدولف هیتلر و تسلیم آلمان نازی در ۸ مه، ۱۹۴۵ (16 اردیبهشت 1324) پایان یافت، اما در آسیا و اقیانوس آرام تا بمباران اتمی هیروشیما (۶ اوت ۱۹۴۵) و ناگازاکی (۹ اوت ۱۹۴۵) و بعد آن تسلیم ژاپن در ۲ سپتامبر، ۱۹۴۵ ادامه داشت. بمباران اتمی آمریکائی ها  در دو شهر ناکازاکی و هیروشیما که بیش از ۲۰۰٬۰۰۰ نفر را در چند ثانیه نابود کرد، از پی‌آمدهای بزرگ منفی این جنگ محسوب می‌شود.این اولین کاربرد سلاح های هسته ای در تاریخ بشر بود.

در طول این جنگ ساختارهای زیربنایی و صنعتی اروپا ویران شده بود.  این مساله باعث ارائه طرح مارشال از سوی آمریکا شد که در نهایت نفوذ و تابعیت اروپای غربی از آمریکا را در دهه‌های بعد در پی داشت. از سوی دیگر تقسیم آلمان و نفوذ شوروی در اروپای شرقی عملاً این قاره را به دو نیمه تقسیم کرد. این تقسیم ریشه‌های آنچه بعدها جنگ سرد نام گرفت را تشکیل داد.[1]

مروری بر فعالیت های اصل چهار در ایران

جنگ دوم جهانی  با تسلیم بی قید و شرط آلمان و متحدینش و ژاپن  در 14 شهریور 1324 پایان رسید. بلافاصله پس از جنگ، مساعدت‌ها و کمک‌های مالی آمریکا به متحدین خود که در دوره جنگ تحت عنوان وام و اجاره پرداخت می شد و میزان آن به 48 میلیارد و پانصدهزار دلار بالغ گردیده بود قطع گردید. دلیل قطع این کمک ها این بود که هیچ یک از احزاب آمریکا با ادامه کمک‌هایی که در زمان جنگ صرفا به منظور حصول پیروزی به دولت ها پرداخت می شد، موافق نبودند.

ولی خسارات ناشیه از جنگ،  سبب شد که بنیه اقتصادی و مالی کشورهای اروپایی به قدری ضعیف شود که اگر این خسارات به سرعت جبران نمی‌شد خطر بروز و نفوذ کمونیزم در این کشورها روز به روز زیادتر می‌گردید. لذا آمریکا ناچار شد سیاست خارجی خود را بر مبنای کمک‌های اقتصادی و مالی به کشورهای اروپایی که خسارت دیدگان جنگ بودند  هدفمند و ضابطه مدار نماید.  به همین جهت طرحی به نام مارشال برای کمک به اروپا برنامه ریزی و اجرا شد. از آن جا که متحد قبلی آمریکا، یعنی شوروی اینک تبدیل به رقیب خطرناکی شده و در کشورهای توسعه نیافته فعالیت گسترده ای را آغاز کرده بود. و  با اعطای وام‌های کم سود و مدت‌دار و اعزام کارشناسان و کمک‌های دیگری که شوروی در کشورهای آسیا و خاورمیانه آغاز کرده و پایگاه های جدیدی در این کشورها به دست آورده و نفوذ خود را توسعه می داد. که سبب ترس و وحشت دولت مردان آمریکا شده بود.

 هاری ترومن رییس جمهور منتخب آمریکا، در سخنرانی مراسم تحلیف خود در ژانویه 20، 1949 (30 دیماه 1327ش)  چهار اصل را به عنوان پایه های سیاست خارجی کشور به شرح زیر اعلام کرد.

  1. اصل اول ما به کمک های خود به سازمان ملل ادامه خواهیم داد.
  2. اصل دوم، ما برنامه های خود را برای بازیابی و بهبود اقتصادی جهان ادامه خواهیم داد.
  3. ما از ملت های آزادی طلب در برابر خطرات ناشی از تجاوز حمایت خواهیم کرد.
  4. ما باید از طریق یک برنامه جسورانه، از پیشرفت های علمی و فنی موجود خود برای بهبود و توسعه مناطق  توسعه نیافته استفاده کنیم.

وی در آن سخنرانی، درباره اصل چهارم چنین گفت: ما باید از امکانات علمی و صنعتی خود برای بهبود و رشد کشور های در حال توسعه استفاده کنیم. با در دسترس قرار دادن توانایی های خود، این کشورها را یاری دهیم. بیش از نیمی از مردم جهان در شرایط بسیار بدی زندگی می کنند. غذای آنها کافی نیست و قربانی بیماری های گوناگونی هستند، زندگی اقتصادی آنها ابتدایی و  عقب مانده است. فقر یک مشکل است و همه را به خصوص مناطق مرفه را تهدید می کند و (آمریکا) برای اولین بار در تاریخ بشر  از دانش و مهارت استفاده می کند تا به این مردم رنج کشیده دنیا کمک کند.  "[2]

اصل چهارم  که بخشی از سیاست های برون مرزی آمریکا بود، بعدها بیش از باقی اصول اعلام شده توسط ترومن شهرت یافت و عامل مهمی در گسترش سیاست خارجی و همچنین برنامه کمک های خارجی آمریکا  در جهان و به عنوان اصل چهارم ترومن معروف شد.

اهداف اعلام شده در این برنامه شامل؛ کمک و همکاری در زمینه های کشاورزی، صنعت و بهداشت و سلامت در جهان سوم بود. زمامداران آمریکا بر این باور بودند که کمک های دولت در این زمینه ها سبب بالا رفتن استاندارد زندگی مردم در این کشورها شده و آن ها را به حسن نیت کشورهای دموکراسی و سرمایه داری در راه بهتر سازی جهانی تازه آشنا خواهد کرد و به این وسیله خطر نفوذ کمونیسم را کاهش خواهد داد. [3]

اما در پس این اهداف اعلام شده، آمریکا به دنبال یک هدف اساسی نیز بود. این هدف که نگفته ولی نهفته بود ،همان (تسخیر اندیشه و محبت) مردم این سرزمین ها بود. تا مسیر فکری مردم این کشورها را به سوی جهان غرب هدایت نماید.

در آغاز اچرای این سیاست، برنامه کمک‌های ایالات متحده آمریکا محدود به کمک‌های فنی بود ولی از سال ۱۹۵۰ (1329ش) برنامه امنیت مشترک آمریکا برای کمک به کشورهای ضعیف، جهت جلوگیری از گرایش آنان به سوی اردوگاه  کمونیستی در شرق محور این سیاست قرار گرفت.

گر چه ایران از کشورهای مشارکت کننده  و خسارت دیده مستقیم در جنگ نبود. اما  شرایط ایران درهم پیجیده و حساس نشان می داد. اوضاع سیاسی ایران در این زمان(1329ش) بسیار مغشوش و نا آرام بود.  به علاوه ایران همسایه کشور شوروی بود. حزب توده که یک گروه سیاسی کمونیستی و متمایل به شوروی و فعالیت بسیار گسترده ای در کشور داشت. به همین دلیل ترومن رییس جمهور آمریکا تصمیم گرفت که اجرای این برنامه جسورانه و نو را در ایران به مرحله «آزمایش» بگذارد. برای این کار ویلیام وارن را برای این کار انتخاب کرد. وی معتقد بود که «وارن» با توجه به تجربیات گذشته اش و آگاهی هایی که دارد برای این کار مناسب است.[4] «وارن» برای اداره امور سازمان اصل چهار ترومن مامور ایران شد. وی در 28 نوامبر 1951 (8 دیماه 1330) وارد فرودگاه مهر آباد تهران شد.

امضای موافقت‏نامه اصل چهار در ایران

پس از سقوط دولت قوام در آذرماه 1326؛ سه نخست وزیر به کار پرداختند؛ولی تزلزل دولت های آنان، که بازتابی از بی ثباتی وضع عمومی کشور بود،چنان سبب ترس و نگرانی آمریکایی ها شد که کوشیدند با برخی اقدامات مقطعی از دولت ایران حمایت کنند.آمریکایی ها ابتدا یک‏ اعتبار 10 میلیون دلاری را برای کمک به ایران از تصویب کنگره گذراندند و سپس هیاتی‏ از مهندسان آمریکایی در 26 مهر 1327 به تهران آمدند تا درباره برنامه عمرانی‏ هفت سالهء کشور مطالعه و بررسی کنند.حضور کارشناسان مؤسسه ماوراء بحار،که در واقع برای احیای حیات صنعتی و کشاورزی به ایران آمده بودند،سبب شد تا دولت‏ آمریکا مبلغ 25 میلیون دلار دیگر به دولت ایران کمک کند[5].

از این پس،توجه به‏ برنامه‏های اقتصادی و صنعتی در ایران شروع شد.و اصلاحاتی نیز در این زمینه‏ها آغاز گردید؛زیرا این اصلاحات نه تنها مورد نیاز اساسی کشور بود بلکه می‏توانست به مثابه‏ یک وزنه مهم در برابر تبلیغات ضد شاه به کار رود.

سفر شاه در آبان 1327(برابر با نوامبر 1949)برای جلب حمایت آمریکا و دریافت‏ کمک های اقتصادی و نظامی بیشتر صورت گرفت.شاه برای نشان دادن علاقه خود به‏ اصلاحات اجتماعی-اقتصادی مطلوب نظر ترومن به او یاد آوری کرد که املاک موروثی‏ خود را با شرایط آسانی به کشاورزان فروخته است. اگرچه شاه در این سفر اعلام کرد که قصد الحاق به بلوک غرب را ندارد،اما روند مذاکرات او با مقامات آمریکایی از گرایش شاه به سیاستهای آمریکا پس از جنگ دوم جهانی حکایت داشت.

شاه و دربار امیدوار بودند که رزم آرا،که به عنوان فردی اصلاح طلب و طرفدار اصلاحات اجتماعی و اداری در محافل آمریکایی شهرت یافته بود،بتواند با تصدی مقام‏ نخست وزیری،کمکهای مالی لازم را برای اجرای برنامه عمرانی کشور از آمریکا دریافت کند.بدین ترتیب،ایران اولین کشوری بود که در منطقه خاورمیانه مشمول اصل‏ چهار ترومن می‏شد.در ایران طرفداران حضور آمریکا چنین استدلال می‏کردند که اگر آمریکا با صراحت بیشتری در ایران عمل کند اولا به خوبی خطر شوروی را درک خواهد کرد و ثانیا به عنوان وزنه‏ای جهت ایجاد تعادل در برابر شوروی و جلو گیری از بسط قدرت آن دولت در ایران به کار خواهد رفت. این در حالی بود که دولت آمریکا در برابر خواسته‏های مالی و نظامی ایران،در سال های اولیه پس از جنگ جهانی دوم،انعطاف‏ چندانی نشان نمی‏داد.دولت ایالات متحده در برابر فشارهایی که از طرف دولت ایران‏ جهت دریافت کمک به آن کشور می‏شد اعتراف می‏کرد که دولت ایران درباره‏ خسارت هایی که تصور می‏کند در اثر حضور متفقین به کشورش وارد شده اغراق می‏کند.

در نتیجه،آمریکایی ها متقاعد شدند که نیاز اصلی و ضروری ایران در زمینه کمک های‏ فنی و اقتصادی است.به نظر آمریکایی ها،دولت ایران حتی می‏توانست با جزئی ترین وام‏ بانک جهانی به اهداف اقتصادی دو یا سه سال خود برسد.این تأکید آمریکا برای‏ پرداخت کمک های اقتصادی با تصویب قانون توسعه بین المللی در کنگره آمریکا،که به‏ دولت آن کشور اجازه می‏داد در چهار چوب اصل چهار ترومن کمکهای فنی و کارشناسی‏ به کشورهای موردنظر را ارسال کند،شکل جدیدی به خود گرفت.پس از تصویب این‏ قانون،ایران اولین کشوری بود که از محل آن کمکها بهره مند می‏شد.در این ضمن،پس از اعلام دکترین ترومن،اداره‏ای در وزارت خارجه آمریکا شکل گرفت که دفتر امور یونان، ترکیه و ایران نامیده شد.

 این امر دلیلی بر آن بود که گرچه در دکترین ترومن صریحا نامی از ایران برده نمی‏شد اما در نظر آمریکایی ها،ایران اهمیتی همپایه ترکیه و یونانی،که‏ مستقیما در حال نبرد با چریکهای کمونیست بودند،داشت.باوجوداین،دریافت ایران‏ از هر دو کشور مذکور کمتر بود و این مسئله ناخرسندی دولت ایران را در پی داشت.

در همین راستا،دولت ترومن سفیر جدیدی را که دربارهء کمک های اقتصادی و نحوه‏ مصرف آن در یونان تجربیات ارزنده‏ای اندوخته بود،به ایران فرستاد.وی دکتر هنری‏ گریدی نام داشت و پس از انتصاب رزم آرا به نخست وزیری به ایران آمد.چند هفته بعد نیز سه تن از نمایندگان کنگره و بانک صادرات و واردات آمریکا به ایران آمدند تا از نزدیک نیازهای مالی ایران را بررسی و با رزم‏آرا دربارهء روابط اقتصادی دو کشور مذاکره‏ کنند. پس از این مذاکرات رزم‏آرا،که قول مساعدی برای دریافت کمکهای آمریکا گرفته بود،در جلسه 28 مهرماه 1328 مجلس شورای ملی چنین گفت:

"در مورد کمکهای آمریکا در سالهای گذشته،با رهبران آن کشور مذاکراتی انجام‏ داده‏ایم.اخیرا که نمایندگان بانک صادرات و واردات به ایران آمدند به این نتیجه‏ رسیدیم که ایران می‏تواند از وام مزبور در چهار حوزه مختلف اقتصادی به مبلغ 250 میلیون دلار استفاده کند."

هنری گریدی نیز در پرداخت این وام به ایران اصرار داشت؛ولی،در نهایت،دولت‏ آمریکا فقط با پرداخت 500 هزار دلار به عنوان کمک فنی اصل چهار به ایران موافقت‏ کرد.اما دولت رزم‏آرا،که به علت بدی محصول کشاورزی در سال 1329 همچنان با مشکلات اقتصادی روز افزونی روبه‏رو بود،از این بی توجهی آمریکا نا امید نشد و بر دریافت وامهای دیگری اصرار ورزید.رزم‏آرا برای آنچه براساس برنامه عمرانی اول‏ پیش‏بینی شده بود،نیاز به پول داشت و چون امیدوار بود قسمتی از هزینه‏های برنامه را با استفاده از کمکهای اصل چهار تأمین کند در 27 مهر 1329 قرار دادی را با هنری گریدی‏ سفیر آمریکا درباره همکاری های فنی و اقتصادی دو کشور امضا کرد. دولت ترومن‏ قصد داشت با امضای این قرار داد،از طریق کمک های فنی،به مقصد اصلی خود از طرح‏ اصل چهار که همان ایجاد پایگاهی محکم برای دیپلماسی آمریکا در ایران بود،برسد و به این ترتیب از نفوذ کمونیسم در ایران جلوگیری کند.

نکته قابل توجه این است که هرچند،به نظر برخی از کار شناسان در دوره کوتاه‏مدت‏ نخست وزیری رزم‏آرا نشانه‏هایی از ثبات در امور سیاسی پدیدار شد،اما،از دید عده‏ای‏ دیگر،این دوره زمینه ساز حوادث متعددی بود.

از مدتها قبل،در مجلس زمزمه‏هایی مبنی بر ملی شدن صنعت نفت ایران-که تسلط بی چون و چرای انگلیسی ها را بر نمی‏تابید-به گوش می‏رسید.مجلس 16 که بیشتر اعضای آن،از جمله آیت الله کاشانی و دکتر مصدق،موافق ملی شدن صنعت نفت‏ بودند،همزمان با دوره نخست وزیری رزم‏آرا بود.از سوی دیگر،رزم‏آرا تمایلی به ملی شدن صنعت نفت نداشت و معتقد بود که ایران امکان اداره تاسیسات نفت را ندارد.به همین‏ دلیل فدائیان اسلام،که وی را مانع بزرگی بر سر راه ملی شدن صنعت نفت می‏دانستند، او را در اسفندماه 1329 ترور کردند. یک روز پس از ترور رزم‏آرا،کمیسیون نفت مجلس شورای ملی به طرح دکتر مصدق‏ در مورد ملی شدن صنعت نفت ایران رأی مثبت داد و،در نتیجه،در 29 اسفند همان‏ سال صنعت نفت ایران ملی اعلام شد.[6]

سابقه همکاری آمریکا و ایران

قبل از ورود و فعالیت اصل چهار در ایران ، تنها مؤسسه آمریکایی‏ فعال در ایران بنگاه خاور نزدیک یا          ( The Near East Foundation ) بود که‏ مؤسسه‏ای غیردولتی و غیرانتفاعی محسوب می‏شد و تحت سرپرستی Charles Wright اداره می‏شد. این بنگاه چند روستا را در منطقه ورامین،مانند بلشت و قلعه‏نو،برای اجرای برنامه‏های ترویج و آموزش حرفه‏ای انتخاب و چند حلقه چاه نیز در این روستاها حفر کرده بود.مرکز، بنگاه خاور نزدیک در روستای مامازن ورامین قرار داشت.این بنگاه در روستای مامازن با اجاره ساختمان هنرستان‏ دخترانه،دانشسرای روستایی مامازن را در محل‏ آن راه‏اندازی کرد بود.به دانش‏آموزان این‏ دانشسرا پس از پایان سیکل اول متوسط، برنامه‏های حرفه‏ای کشاورزی،بهداشت و غیره‏ تدریس می‏شد.بنگاه خاور نزدیک در روستای‏ قلعه‏نو نیز،یک آموزشگاه دخترانه دائر کرده بود و ظرف یازده ماه به دانش‏آموزان برنامه خانه‏داری‏ آموزش می‏داد.

سوای بنگاه خاور نزدیک،در اوایل دهه پنجاه‏ میلادی تعداد شهروندان آمریکایی در ایران بسیار محدود بود.در این زمان مهمترین فردا آمریکایی‏ غیردولتی در ایران دکتر گارنی Dr.Gruney معاون دکتر جردن Dr.Jourdan معروف(رییس‏ کالج آمریکایی ها در تهران)بود.توسط این فرد، تازه‏واردین اصل چهار به دولتمردان ایرانی معرفی‏ می‏شدند و بدین ترتیب بین طرفین ارتباط برقرار می‏شد.ضمنا چون آمریکایی ها نسبت به طرز زندگی ایرانیان و تاریخ و فرهنگ آنها بیگانه‏ بودند،نامبرده تازه‏واردین را با روش‏ها و طرز تفکر و رفتار ایرانیان آشنا می‏کرد.در آن زمان‏ منزل مسکونی این فرد یکی از مراکز پررفت‏وآمد ایرانیان کنجکاو بود که درباره اهداف و برنامه‏های‏ اصل چهار در ایران پرس‏وجو می‏کردند.

بدین ترتیب در ماه اکتبر 1950(مهرماه سال‏ 1329)بین دولت ایران و دولت ایالات متحده‏ آمریکا(نخست وزیر ایران تیمسار علی رزوآرا و گریدی،سفیر آمریکا)موافقت‏نامه‏ای درباره آغاز فعالیت‏ «اصل چها ترومن»در ایران امضا شد.به موجب‏ این موافقت‏نامه دولت آمریکا اجازه یافت در بخش‏های کشاورزی،آموزش و بهداشت به ایران‏ کمک‏های فنی ارائه دهد.

در آن زمان کشور ایران‏ منطقه برخورد منافع دو ابرقدرت وقت یعنی‏ انگلستان و شوروی بود و هیچکدام از این دو قدرت با ورود آمریکا به صحنه سیاست ایران‏ موافق نبودند.چند ماه بعد،یعنی در اسفندماه‏ 1329 صنعت نفت،ملی اعلام شد و پیچیدگی‏های جدیدی را در برنامه کمک‏های‏ مالی و فنی دولت آمریکا،که از متحدین انگلستان‏ بودایجاد کرد.

«وارن» اولین رییس سازمان اصل چهار، هنگامی که وارد تهران شد، نفت ایران ملی گشته و دکتر محمد مصدق  در اردیبهشت 1330 نخست وزیر ایران شده بود. «وارن» می نویسد که به من گفته شد که دکتر مصدق، قرار داد امضاء شده با رزم آزا را قبول ندارد. و من  8 روز بعد از ورود به تهران. توسط «لوی هندرسون» که در آن زمان جانشین گریدی سفیر پیشین شده بود، برای معارفه به ملاقات دکتر مصدق رفتیم. تلاش من برای تهیه و امضاء قرار داد اصل چهار با دولت ایران، به درازا کشید. و دکتر «هارولد بنت»[7] که قرار بود برای بازدید اصل جهار ایران به تهران بیاید و در رابطه با امضاء قرار داد مذاکره نماید، هواپیمایش نزدیک فرودگاه سقوط کرد. وی و همسرش هر دو به قتل رسیدند.  در هر حال قرار داد جدید نهایتا در  20 ژانویه 1952 (29 دیماه 1330 ) به امضاء دکتر مصدق رسید. و دولت بک هیاتی از وزیران را برای هماهنگی و نظارت بر قرار داد تعیین کردند.[8]فعالیت های اصل چهار در سال 1331 -32 به دلیل در گیری دولت انگلیس با دکتر مصدق به کندی پیش رفت و توسعه زیادی نداشت اما بعد از کودتای 1332 سرعت و توسعه یافت.

مدیریت سازمان اصل چهار

در سال 1330 اصل چهار فعالیت خود را در ایران تحت سرپرستی«ویلیام.ای.وران» آغاز کرد.نامبرده کشور را به 150 بخش (zone) تقسیم کرد و هفت معاون برای‏ خود برگزید.در این تقسیم‏بندی شهر تهران،به‏ لحاظ پایتخت بودن از اهمیت ویژه‏ای برخوردار بود.به همین مناسبت گروه جداگانه‏ای به نام‏  گروه تهران    ( Tehran Team )برای انجام مقاصد اصل چهار در تهران اختصاص داده شد.یکی از معاونین وارن‏ به نام Workinger سرپرست تیم تهران بود. طرف ایرانی سرپرست اصل چهار،که رییس‏ اجرایی کل اصل چهار نیز محسوب می‏شد دکتر محمد مقدم بود. اولین رییس اصل چهار آقای‏ وارن حدود چهار سال در ایران فعالیت داشت.

پس از انکه وارن، ایران را ترک کرد آقای‏ «کلارک گریگوری» Clark Ggregory سرپرست اصل‏ چهار شد و این پست را تا پایان سال فعالیت اصل‏ چهار،یعنی تا سال 1336 در اختیار داشت.بنابراین‏ دوران فعالیت اصل چهار در ایران فقط 7 سال بود. آقای‏ گریگوری هنگام ترک ایران،  اموال اصل چهار را به دولت ایران انتقال‏ داد. هنگامی که کلارک گریگوی؛ Clark Gregory سرپرست‏ اصل چهار،در سال 1336 تهران را ترک می‏کرد مهندس خلیل طالقانی در باشگاه افسران‏ ضیافت مفصلی به افتخار وی داد.معاون وی در آن‏ سال Heimer سخنرانی مبسوطی کرد و گفت: «هدف ما این بود که به ایرانیان خدمت کنیم و سطح زندگی آنها را بالا ببریم.»آقای گریگوری‏ نیز گفت«برنامه اصل چهار انجام پروژه‏های‏ گوناگون بود.ما به ایرانیان برای این پروژه‏ها آموزش لازم را دادیم»

سپس شرح مبسوطی درباره‏ کارهای انجام‏شده ارائه داد.به پاداش فعالیت‏های‏ نامبرده نشان درجه 2 همایون به وی داده شد.به‏ معاون امور عمومی وی روبرت هردر( Robert Herder ) نیز نشان درجه 3 همایون داده شد.

پس از وی نیز آقای‏ Harry Barne جانشین‏ وی شد.ولی در همین ایام‏ نام اصل چهار به«هیأت‏ عمران بین‏المللی‏ آمریکا» و سیاست های پیشین آن تغییر کرد.این‏ سازمان هم تا سال 1346 در ایران فعال بود،تا اینکه‏ مدیر وقت آن Edward Lafayette اعلام کرد«در دهه  (1340) 1960 ایران به‏طور شگفت‏انگیزی‏ مدارج ترقی را پیموده است.»سپس در یک‏ میهمانی که در سال 1968 (1347) توسط هوشنگ‏ انصاری سفیر ایران در آمریکا به افتخار«دین‏ راسک» Dean Rusk ،وزیر امور خارجه آمریکا ترتیب یافته بود،فعالیت‏های اصل چهار و هیأت‏ عمران بین‏المللی در ایران را خاتمه یافته اعلام کرد.

(ادامه دارد)



[1] از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

[2] Text of the Speech in Department of State Bulletin, January 30, 1949, p. 123

[3] Point Four Program - From Wikipedia, the free encyclopedia

[4] Mission fo peace- Point 4 in Iran. William E.Warne-Ibes publishers Meryland. P v.

[5] ویدا همراز.بررسی اهداف و عملکرد اصل چهار ترومن در ایران.تهران،وزارت امور خارجه-اسناد و تاریخ‏ دیپلماسی،1381

[6] ویدا همراز.بررسی اهداف و عملکرد اصل چهار ترومن در ایران.تهران،وزارت امور خارجه-اسناد و تاریخ‏ دیپلماسی،1381

[7] دکتر بنت در نوامبر 1950(13 آبان 1329) توسط ترومن به سمت معاون وزیر کشور و مسئول برنامه اصل چهار منصوب شده بود.

 

[8] نقل از Mission for Peace همان 38-46