دنیای قشقایی

بدبخت ملت و قومی که تاریخ خود را نداند ، تیره بخت تر از آن ملت و قومی است که علاقمند به دانستن تاریخ خود نباشد و شوربخت تر از همه ملت و قومی است که تاریخ خود را به ریشخند بگیرد .

تاریخ باستانی قوم قشقایی
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ٥:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٩
 

تاریخ ؛  هویت و شناسنامه و کارنامه ی تلاش های هر قوم و ملتی، است.  تاریخ  حافظه  جمعی؛  گروهی از  انسان ها یی  است که  بر  اساس  شرایط و موقعیت های خاص ، سر نوشت  و حیات   آن ها به هم گره خورده است. 

تاریخ؛ نیاز هر قوم و ملتی برای درک درست و حقیقی از هویت واقعی خود است. و اجرای این مهم بر عهده تاریخ نگاران است، که با کشف اسناد و مدارک، حقایق پنهان را کاوش کرده و خاطرات گذشتگان را که  تاریخ ما هستند، انتشار داده و زنده نگه دارند.  

بررسی تاریخ مردم قشقایی مانند بسیاری از حوادث تاریخی دیگر تاکنون مبهم بوده و دانستنی ها ما در باره گذشته دور و تاریخ این مردم، بسیار اندک ، و غیر مستند بوده است. به درستی معلوم نبود که ترکان قشقایی چه تاریخی داشته و در کدام سرزمین ها می زیسته اند و چه حوادثی را پشت سر نهاده اند. و اغلب نوشته ها در مورد تاریخ این قوم با حدس و گمان مورخین  همراه بوده است.    


قدیمی ترین متن فارسی که نام قشقائی را به عنوان عشیره در بر دارد کتاب جامع التواریخ حسنی، تالیف تاج الدین حسن ابن شهاب یزدی، از سال ۸۵۵-۸۵۷ هجری(831 تا 833 شمسی) است. و در این کتاب، در قسمتی که به احوال باز ماندگان و شاهزادگان تیموری اختصاص دارد  ذیل اطلاع در باره حکومت سلطان ابراهیم در شیراز اینطور نوشته است:

-         “بای قره چون به حوالی شیراز رسید سلطان ابراهیم لشگر بیرون آورده مصاف دادند. لشکریان ابراهیم غیبت نمودند و سلطان ابراهیم هزیمت یافته به ابر قوه آمد و بای قره پادشاه شد. بر حسب قرار چون به گندمان رسید احشام قشقائی معلوم کردند و اورا گرفته پیش امیر زاده رستم بردند. او اعلام سریر اعلی کرد."

-         و بعد از آن در تاریخ حبیب السیر نوشته خوندامیر در سال 929 قمری برابر با( 901 خورشیدی) می خوانیم که ضمن شرح حوادث سال 813 هجری مطابق با 789 خورشیدی از سرزمین قشقا، در ماورالنهر نام می برد.[1]

-         و در نوشته های مورخین معاصر نیز هر کس بر اساس برداشت خود، در این مورد حدس و گمان هایی زده است. از جمله در مورد وجه تسمیه نام این قوم نوشته اند: چون آنان دارای اسب های پیشانی سفید بوده اند، قشقا نامیده شده اند، و یا آنان از کاشغر آمده اند، و کاشغر در طول زمان به قشقر و سپس به قشقا تبدیل شده است، و یکی مورخ نیز نوشته؛ چون آنان فراری بوده اند و کلمه فراری؛ قچقنده می باشد، به مرور تبدیل به قشقا شده است و یا آنان را از شهر قش و از طایفه قایی بوده اند قش قایی شده اند و.....

مورخان، در مورد هر رویداد تاریخی، نظرهای متفاوت خود را دارند. و هر مورخی بر اساس عقاید و برداشت و نظرات شخصی اش با تاریخ رو به رو می شود. این امری است که از آن گریزی نیست. و نباید فراموش کرد که یک مورخ قبل از آن که پژوهش گر باشد، یک انسان است. انسانی که در باره هر پدیده ای نظرات و عقاید مختص به خودش را دارد و جایز الاشتباه است. شاید این سوال طرح شود که پس؛ تکلیف کشف حقیقت که نسل های بعدی به آن محتاج هستند چه می شود؟ آن چه که یک مورخ ارائه می دهد، بر اساس برداشت و تحلیل شخصی او از حوادث و وقایع تاریخی است. نمی توان در این باره منکر شخصیت انسانی، عقاید و نظرات و خواسته هایش شد. فرض کنید که یک ایرانی و یک آلمانی بخواهند در باره تاریخ ایران قلم زنی کنند. آن ها زاویه نگاه هایشان متفاوت و هر یک از دیدگاه خود قلم خواهند زد. در این بین حقیقت کدام است؟

یکی از اصلی ترین دلیل پراکنده نویسی، مورخین در مورد مردم قشقایی ، فقدان سند و مدرک و نوشته ای در مورد وقایع و حضور در تاریخ باستانی این قوم بوده است؛ از آن جا که این قوم؛  به زندگی کوچ روی اشتغال داشته و سکونت شهری نداشته و مدینه گرا نبوده اند، از خود آثار مدونی به یادگار نگذاشته اند، و چنانچه در دورانی هم به صورت نیمه عشایری و شهری زندگی کرده اند، آثار به جای مانده از آنان شاید از بین رفته و یا تا کنون به دست نیامده باشد.

و چون نوشته و آثار مستندی در دست نبوده، هر یک از مورخین برداشت و احتمالات خود را در این باره ارائه کرده اند. و هیچ ایرادی نیز بر مورخ نمی توان گرفت که چرا چنین نظری داشته و یا مطرح کرده است. من خود را مورخ نمی دانم بلکه یک خواننده ی تاریخم و تمام سعی خودم را  برای انعکاس یافته هایم، به کار برده ام؛ اما ممکن است که در نوشته هایم ناخواسته چنین مواردی هم وجود داشته باشد.

من اولین بار  در بیش از سه دهه قبل بود که با یک نوشته در مورد (قشقا) بر خورد کردم، و آن متنی در یک لغتنامه بسیار قدیمی به نام برهان قاطع در کتابخانه مجلس شورای اسلامی بود و قشقا، را  چنین معنی کرده بود، " قشقا، سرزمینی است در ترکستان". و منبع خود را نیز کتاب حبیب‌السیر فى اخبار افراد البشر ذکر کرده بود.

در مطالعات سال های بعدی پی بردم که در ازبکستان فعلی نیز سرزمینی وجود دارد که ایالت(قشقا دریا) نامیده می شود، و مردمی ترک زبان دارد، و زبانی هم به نام ترکی قشقا دریا، موجود است؛ که شرح آن را در کتاب تاریخ اجتماعی و سیاسی ایل بزرگ قشقایی درج کردم و به همین دلیل، نوشتم که این قوم قشقایی احتمالا باید از  منطقه (قشقا دریا )باشند.

اما هنوز شک و تردید هایی در من وجود داشت؛ چرا که؛ سرزمین ها، به خودی خود نامی خاص ندارند، و غالبا نامشان را از ساکنین خود و یا به سبب حوادثی کسب می کنند، مانند؛ مغولستان، ترکستان، ترکمنستان، روسیه، و حتی کشور خودمان ایران که همه نام خود را از اقوام ساکن در این سرزمین ها به دست آورده اند. پس این قوم قشقا ست که نامش را به این دیار داده است و نه این که نامش را از این منطقه گرفته باشد. پس آنان که بوده اند؟ و از کجا به این سرزمین آمده اند ؟، و تاریخشان چیست؟ و سوال های دیگری هم داشتم و دارم که بدون پاسخ باقی مانده بود. به همین دلیل به جستجوی خود برای یافتن پاسخ هایی در این باره ادامه دادم. و اینک خوشحالم که دست یافته های  جدیدم را در مورد تاریخ گمشده قوم قشقا، در این نوشتار تقدیم  به علاقمندان نمایم.

در دهه های گذشته بر اثر کاوش باستان شناسان در ترکیه در حوزه ای که آسیای ضغیر خوانده می شد،  اسناد و سنگ و گِل نوشته ها و الواحی در حفاری های ناحیه (مشات هویوک)[2]  در باره تاریخ هزاره دوم «پیش از میلاد» و تمدن های موجود در آن دیار به دست آمده است که در مورد تاریخ باستانی آن دیار و اقوام ساکن در آن بسیار ارزشمند هستند.

این اسناد ، عمدتا نامه ها و برخی از لیست های اداری ، وصیت نامه  و نبرد نامه های به جای مانده از دوران مفرغ یعنی هزاره دوم پیش از میلاد هستند که یک شرح و تصویری، از زندگی روزمره و همچنین گزارش درگیریهای مستمر و تهدید ناشی در این دوره در دسترس پژوهشگران قرار می دهد.

در بخشی از این اسناد و مدارک به دست آمده، پاره ای از اطلاعات مردم قشقا منعکس شده است. این اسناد باستانی، مربوط به قرن شانزدهم -  پانزدهم «پیش از میلاد»  در دوران حکومت و حیات دولت هیتّی است که در آناتولی(ترکیه فعلی) زندگی می کردند. این اسناد نشان می دهند که در حوزه آناتولی و در کنارهای جنوبی دریای سیاه قومی زندگی می کرده که نامش «قشقا» و منطقه ی سکونت آن ها منطقه باستانی «پافال گارنیا» بوده است؛ این ناحیه امروزه در استان های «چانکیری(شانکری)  - Çankırı »  و «کارابواک – Karabük»  بین آنکارا و دریای سیاه و در دامنه مناطق کوهستانی آسیای صغیر قراردارد، و به همین دلیل حوزه و منطقه زندگی این قوم ، به نام سرزمین قشقامعروف بوده است. و در اسناد به دست آمده از شهرهای زیادی به عنوان نشیمن قوم قشقا نام برده شده اند؛ از جمله: کاتهادووا )- ایشوپیتا –(هومسنا-  -تی پیا-        کوماماآشارپیا .                  

آیا این قوم شهر نشین بودند و یا نیمه شهر نشین و نیمه عشایر؟ و اگر چنین است باید منتظر اسناد و دست ساخته هایی در اکتشافات این دیار در آینده باشیم.

بر اساس این اسناد کشف شده، قوم قشقا، بیش از سه هزار و ششصد سال  در تاریخ جهان سابقه دارد. و اگر برخی از نوشته ها را در مورد حمله های قبلی قشقایان به سرزمین هیتّی در چهارصد سال قبل از قرن شانزدهم پیش از میلاد را هم به حساب آوریم ، قدمت آن ها در تاریخ به بیش از چهار هزار سال می رسد. و برای درک طولانی بودن این دوره، می توان گفت که تاریخ شناخته شده ایران باستان، که با معرفی قوم ماد، از آن یاد می شود، و در قرن هشتم پیش از میلاد است. و سابقه تاریخی کشورمان دوهزار و هشتصد سال است.  

این دستاوردها تنها، برگ هایی چند از دفتر گمشده ی تاریخ قوم بسیار باستانی قشقا ست، و بخش کوچکی از تاریخ طولانی این قوم را در یک دوره شش – هفت قرنی در قبل از میلاد را تا حدی روشن می سازد. از آن جا که این اسناد مربوط به امپراتوری و سلطنت اقوام حاکم در آناتولی هستند. و نویسندگان این مدارک هم شاهان و درباریان آن کشور ها می باشند، نظریه ها و نوشته ها همه، یک طرفه است و خواسته های آنان را در باره این مردم نمایش می دهد.

بنا بر این اسناد، قشقایی ها نه، فراری بوده اند و نه از کاشغر آمده بودند و نه چون در قش(که چنین مکانی در تاریخ وجود ندارد) آمده بودند و نه .......... بلکه قومی باستانی هستند که از چهار هزار پیش به همین نام در تاریخ وجود داشته اند.

من در دو سال گذشته اسناد متعدد و گوناگون این یافته های باستانی را به دست آورده و آن ها را تدوین کرده و به صورت کتابی به نام تاریخ گمشده قوم قشقایی در فرن پانزدهم و شانزدهم قبل از میلاد آماده کرده ام و امیدوارم که به زودی به دست علاقمند تاریخ ایل قشقایی برسد. در یافته های جدید از سرزمین قشقایی ها، زبان، مذهب، نبردها و مهاجرت های گوناگون آنان به سرزمین مصر، آشور، و ایران دوره ماد و هخامنشیان و ..... اطلاعات ارزنده ای به ما می دهد.

(در ادامه به سرزمین و سایر آگاهی های به دست آمده خواهم پرداخت. شاد باشید)



[1] به نقل از کتاب تاریخ اجتماعی و سیاسی ایل بزرگ قشقایی – نوروز دّرداری(فولادی)

[2]  دهکده تاریخی در استان توکات کشور ترکیه