دنیای قشقایی

بدبخت ملت و قومی که تاریخ خود را نداند ، تیره بخت تر از آن ملت و قومی است که علاقمند به دانستن تاریخ خود نباشد و شوربخت تر از همه ملت و قومی است که تاریخ خود را به ریشخند بگیرد .

مروری بر تاریخ نفت در دیار قشقایی ها
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ٦:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱۳
 

سرزمین میشان - نشیمن ایل کشکولی

شرکت نفت ایران و انگلیس که سهام‌دار عمده‌اش دولت فخیمه‌ی انگلستان شده بود، تحت فشار این دولت برای افزایش بیشتر تولید نفت بود. در سال 1294 شمسی (1915 میلادی) بررسی‌هایی در  جزیره قشم به عمل آورد و گزارش زمین‌شناسان حاکی از وجود نفت در این منطقه بود. به همین جهت شرکت، تجهیزات اکتشاف نفت را به جزیره‌ی قشم وارد کرد و عملیات چاه شماره‌ی یک در سال 1295 شمسی (1916 میلادی) در قشم آغاز شد. ولی پس از چندین ماه تلاش و حفاری، نفتی از آن به دست نیامد. کار حفاری در این جزیره برای بار دوم تعطیل شد، چون تلاش برای پیدایش نفت سال‌ها قبل در این دیار به نتیجه نرسیده بود، این بار نیز نفتی از آن به‌دست نیامد. اما چندین سال بعد شرکت ملی نفت باز هم به کاوش در این جزیره دست زد و پنج چاه در این ناحیه حفاری نمود که همه به گاز رسیدند. گاز حاصله از آن به بندرعباس منتقل می‌‌شود. اما در سال‌های اولیه، بعد از آن که شرکت نفت ایران و انگلیس از یافتن نفت در این جزیره ناامید شد، برای ادامه‌ی شناسایی مناطق جدید نفت، یکی دیگر از نواحی در جنوب خلیج‌فارس را انتخاب کرد. بر اساس گزارش معدن‌شناسان، شرکت مجدداً عملیات خود را به «میشان» در نزدیکی بندر گناوه  در غرب بندر بوشهر واقع در حوزه کناره های خلیج‌فارس منتقل نمود. شرکت یک فرودگاه برای فرود هواپیماهای کوچک خود در گناوه ساخت و همچنین یک ایستگاه برای دریافت و ارسال تلگراف‌های خویش ایجاد کرد. علاوه بر این‌ها تعمیرگاهی برای تعمیر ماشین‌آلات و خودرو‌ها و انباری برای کالاهایش بنا نمود. اما به سبب مشکلات موجود در محل و ادامه‌ی جنگ جهانی اول این فعالیت‌ها چند سال طول کشید.[1]

 

قرارداد شرکت نفت با خآن های قشقایی

یکی از مواردی که شرکت نفت در کارهای خود به قدرت‌های محلی واگذار می‌کرد، نگهبانی، حفظ امنیت و رسیدگی به مشکلات منطقه‌ای و مردم بومی بود. شرکت نفت طبق سیاست کلی خود که تاکنون در مناطق نفت‌خیز از جمله در قصر شیرین، ماماتین، مسجدسلیمان و خارک به‌کار برده بود، پس از حضور در منطقه، با قدرت حاکم در منطقه‌ی میشونِ بندر گناوه که همان خآن های کشکولی از ایل قشقایی بودند وارد مذاکره شد و قراردادی برای حفاظت و نگهداری تأسیسات خود و همچنین تهیه‌ی کارگران مورد لزوم شرکت با احمدخان کشکولی منعقد نمود.

احمد خان کشکولی

ولی این قراردادها مانند ایام قاجار و زمان فتح‌علی‌شاه نبودند. قرار داد شرکت نفت در مسجدسلیمان با خان های بختیاری دارای امتیازات زیادی بر خان های بختیاری بود. خان های بختیاری  زمین های لازم برای حفاری و ساختمان سازی به شرکت نفت می فروختند. بابت امتیاز نفت 3% لز کل درآمد نفت حق الامتیاز می گرفتند و بابت نگهداری و نگهبانی نیز سالیانه 2000 تا سه هزار پوند وچه دریافت می کردند که یکی از بزرگترین درآمدهای در آن دوره از تاریخ ایران بود.اما شرکت نفت، حالا دارای تجربه‌ای بود و قدرت حکومت مرکزی هم رو به افزایش می‌رفت. به همین دلیل نه از سهیم شدن در شرکت سهامی خبری بود و نه حق‌الزحمه‌ی دیگری.

آنچه مورد بحث بود و در قراردادها گنجانیده شده بود تأمین نیروی کار و فراهم کردن تعدادی افراد به عنوان نگهبان بود. که در ازای آن ها شرکت به خان وجهی می‌پرداخت و خان نیز مبلغی از آن را به کارگران و نگهبانان می‌پرداخت و بقیه را سهم خود برمی‌داشت. در این دوره کشتیبان را سیاست دیگری به دست آمده بود و رضاخان که خود را برای تشکیل دولت آماده می کرد از همان زمان، پیرو سیاست استقرار قدرت دولت، مخالف تماس شرکت با خوانین محلی بود. در این رابطه و به خصوص در سال 1302 شمسی به ایل‌خان قشقایی صولت‌الدوله نامه‌ای نوشت و تأکید کرد که خوانین قشقایی حق ایجاد ارتباط با شرکت نفت را ندارند. نامه رضا خان که در آن دوره وزیرجنگ بود چنین است:

«14 مهرماه 1302: طبق گزارش‌های رسیده بعضی از افراد و کلانتران ایل کشکولی مستقیماً با نماینده‌ی کمپانی نفت انگلیس داخل مذاکره شده و خیال عقد قرارداد دارند. از طرف من به کلیه‌ی آن ها قدغن کنید که دخالت در این امور از وظایف مخصوص دولت است و افراد ایل حق ندارند که به این گونه امور دخالت نمایند.                 وزیر جنگ ـ رضا»

ولی به علت درگیری‌های دولت و عدم استقرار نیروی دولت در منطقه، این قرارداد بین شرکت نفت و خآن های قشقایی تا سال 1303 که نیروی نظامی دولت ایران در منطقه مستقر شد و یک افسر نظامی همراه تعدادی سرباز به میشان اعزام شد معتبر بود و اجرا می‌شد، ولی از آن موقع این قراردادها فسخ گردید و امنیت منطقه در اختیار دولت مرکزی قرار گرفت و نیروی نظامی انگلیسی و هندیِ شرکت نیز ناحیه را ترک کردند. در میشان گروهی تفنگچی از احمدخان کشکولی به خدمت گرفته شد و مادامی که شرکت در میشان بود، نگهبانان شرکت از طریق احمدخان کشکولی فراهم می‌‌شد.

دولت  بعد از درهم کوبیدن شیخ خزعل به فرماندهی رضا خان میرپنج، برای تمام ایلات و عشایر ایران، حاکم نظامی تعیین کرده بود و این منطقه هم که در میان عشایر قشقایی و باشت و باوی قرار داشت، یک نظامی را به عنوان مسؤول حفاظت در کار شرکت نفت در گچساران و میشان مستقر کرده بود که تفنگچی‌های مأمور حفاظت و سرپرست آنان تحت نظر وی بودند.

 مأمور  نظامی در این منطقه به نام نایب سوم «عبدالله‌خان مهاجر» و رابط دولت با شرکت نفت در منطقه بود و افراد بومی از طریق ایشان مأمور به کار نگهبانی بودند. فعالیت شرکت برای کشف و استخراج نفت در ناحیه‌ی میشان، چلنگر ادامه یافت و گروه حفاران نفت به مدت پنج سال در میشان به کاوش نفت پرداختند.

دفتر مرکزی آنان در میشان، ولی عملیات آن ها در ناحیه‌ی چشمه نفت در سال (1923-1922م.) 1301و 1300 شمسی و سولابدر در سال (1924م.) 1303 شمسی و چلینگر در سال‌های (1923-1925م.) 1302 تا 1304 شمسی ادامه داشت و پس از حفر پنج حلقه چاه به عمق‌های 520 فوت تا 2360 فوت، نفتی در این حدود یافت نشد و آنچه هم به دست آمد، از نظر اقتصادی قابل بهره‌برداری نبود.

شرکت برای اکتشاف نفت، حوزه‌ی فعالیت جدیدی را انتخاب کرد و برای ادامه‌ی حفاری جاده‌ی گناوه به میشان را تا «قره‌گُل‌« “بابامحمد»در گچساران فعلی ادامه داد و بساط حفاری را به این دیار منتقل کرد. پنج سال کار شبانه‌روزی و صرف هزینه‌های فراوان، توسط شرکت نفت در این منطقه دستاوردی نداشت. و شرکت ناحیه جدیدی در دیار قشقایی ها را برای کاووش نفت که همان گجساران باشد انتخاب نمود.

(ادامه خواهد داشت)



[1] تا چند سال پیش آثار این ابنیه هنوز در میشان دیده می‌شد.