دنیای قشقایی

بدبخت ملت و قومی که تاریخ خود را نداند ، تیره بخت تر از آن ملت و قومی است که علاقمند به دانستن تاریخ خود نباشد و شوربخت تر از همه ملت و قومی است که تاریخ خود را به ریشخند بگیرد .

بخشی از تاریخ باستانی قشقایی
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ۳:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱۸
 

قوم قشقا ـ Kaschkäer Die

باستان‌شناس معروف آلمانی به نام «Einar von Schuler» کتابی به نام Kaschkäer ـ قشقا‌ها، در سال 1965م. (1344 شمسی) به زبان آلمانی، به رشته تحریر در آورده است. وی مطالب این کتاب را بر اساس اسناد و کتیبه‌هایی که در کاوش‌های اولیه در سرزمین آناتولی (ترکیه فعلی) در دوران شاهان هیتّی، به دست آمده، تدوین و تالیف کرده است. هر چند در فاصله‌ی بین سال‌های 1965 (تاریخ انتشار آن کتاب) تا کنون اسناد جدید و تازه‌ای در باره‌ی این قوم قشقا به دست آمده است، اما نوشته‌های وی که در این مقاله به صورت فشرده‌ای از مطالب همان کتاب است، دارای اطلاعات بسیار ارزنده‌ای است. ما نوشته‌های مربوط به قوم قشقا در این کتاب را با مقاله محققانه وی شروع می‌کنیم و در ادامه اطلاعات و دستاوردهای جدید باسنان شناسی را نیز به آن اضافه و درج خواهیم کرد. 


«قوم قشقا که به آلمانی «Kaschkäer»، به انگلیسی «kašKa و GAŠGA» و همچنین به زبان مصری «Gašgeš, Keschkesch, Keškeš Gaschgesch» گفته و نوشته می‌شود در دوران حکومت و حیات دولت هیتّی در شمال آناتولی (ترکیه فعلی ـ م) سکونت و زندگی کوچ نشینی داشته است. حوزه‌ی سکونت آن‌ها منطقه باستانی «پافال گارنیا ـ Paphlagonia» بود که امروزه آن سرزمین‌ها در استان‌های «چانکیری ـ Çankırı » و «کارابواک ـ Karabük» بین آنکارا و دریای سیاه و در دامنه مناطق کوهستانی آسیای صغیر که 2400 متر از سطح دریا ارتفاع دارند قرار گرفته است.

اولین اسناد و منابع، مربوط به تاریخ هیتّی‌ها و قشقایی‌ها، توسط پژوهشگران باستان‌شناس در آناتولی شمالی به دست آورده‌اند، این اسناد و مدارک، مربوط به قرن 14 پیش از میلاد می‌باشند. برخی از پژوهشگران بر این باور هستند که قوم قشقا، مردم بومی و اصلی در همین سرزمین (آناتولی) بوده و در همین دیار زندگی می‌کرده‌اند ـ که درستی این نظریه محتمل‌تر است، ـ چون برخی نام‌های یافته شده، مربوط به قوم قشقا در اسناد تازه به دست آمده، همانند نام‌هایی است که در دوران تاریخی قبل از آن نیز در حوزه آناتولی مرسوم و رواج داشته است. ما در مورد تاریخ این قوم قبل از 1400 پیش از میلاد، اسناد و مدارکی در دست نداریم. اسنادی هم که به دست آمده، بیشتر مربوط به پادشاهان «هیتّی» بوده است. بنا بر این ما با توجه به این آگاهی‌ها و اسناد کشف شده است که می‌توانیم با اطمینان اعلام کنیم که در این مناطق حکومت هیتّی مستقر و این سرزمین‌ها در تصرف دولت هیتّی بوده است. و قشقایی‌ها به صورت نیمه‌عشایری در دسته‌هایی به صورت متفرق و جداگانه در بخشی از این مناطق زندگی می‌کرده‌اند. این قوم حداقل به 9 گروه (ایل) تقسیم می‌شده است.

با نگاهی به اسناد به دست آمده، چیزی که سبب می‌شود، این سؤال مطرح شود، این است: که چرا همه‌ی پیمان‌نامه‌های منعقده دولت هیتّی، با این قبایل در این دیار مرتب توسط مردم قبایل، نادیده گرفته می‌شدند؟ ظاهراً علت و سبب این نادیده گرفتن و تاخت و تاز برای غارتگری نبوده است. تنها در یک دوره و آن هم در زمان «سوپیلو لیوم اول ـ I Suppiluliuma» در 1345-1320 قبل از میلاد است که این قبایل با هم متحد شده و زیر فرمان یک شاه به نام «پیهونی جا ـ Pihhunija» جای گرفته و یک‌پارچه و قدرتمند‌تر شدند. و بعد از این دوره آن‌ها غالباً درگیر نزاع داخلی و کشمکش بین خود مشغول و با یکدیگر هم در تضاد و تعارض بوده‌اند.

در دوره «هاتوسیلی دوم ـ Hattusili - II» پادشاه هیتّی؛ در سال 1450 پیش از میلاد آن‌ها در نبردی که با لشکریان هیتّی‌ها داشتند، شهر «نریک ـ Nerik» مربوط به آن دولت را تسخیر نموده و فتح کردند. همان طور که «هاتوسیلی سوم ـ Hattusili - III» در توبه‌نامه‌اش نوشته است، نبرد با قشقایی‌ها را در دوران سلطنت خود را تأیید و اعتراف کرده است که آن‌ها به مناطق تحت فرمان وی تاخته‌اند و تا مناطق «قیزلماک گل‌تپه/ کانش ـ Kızılırmak Kültepe/ Kanesh» پیش رفته‌اند، (نشمین اصلی قوم قشقا، در شمال کشور هیتی بود در حالی که شهرهای ذکر شده در این اسناد در منتهی الیه جنوبی کشور و در مرزهای آشور و مصر قرار داشته است. به این ترتیب قشقایی‌ها بیش از هفتاد سال تمام بخش شرقی کشور را در دست داشته‌اند. م)

اما بر اساس برخی از اسناد به دست آمده در سال های بعد و در دوران حکومت «هاتوسیلی دوم ـ Hattusili -‌II» در سال‌های (1340-1380 پیش از میلاد، ) لشکریان هیتّی در نبردهای بعدی با قشقا‌ها پیروزی قاطعی به دست آورده‌و آن ها را از این سرزمین ها بیرون رانده اند.

همچنین از قوم قشقا، در برخی از منابع به عنوان متحدان هیتّی‌ها، نیز نام برده شده، به عنوان مثال پشتیبانی قوم قشقا از پادشاه هیتّی‌ها، به نام؛ Hattusili ـ ‌هاتوسیلی سوم در برابر رامسس (فرعون مصر)[2]، در نبرد کادش Kadesh[3]، است که رزمندگان قشقا همراه و در کنار سربازان هیتّی با مصریان می‌جنگیدند.

رامسس دوم (فرعون مصر) در تصرف و حکومت در سرزمین‌های تحت اشغال خود از سرزمینی به نام «Keschkesch ـ قشقایی» در فهرست نام‌های این ایالت‌ها بعد از نام سرزمین بابل نام می‌برد.

و در گزارش‌های مربوط به «مش وش ـ Meschwesch»[4] و قبرس مشاهده می‌شود که «ماریانو ـ Mariannu» از وجود رزمندگان «قشقایی» اظهار نگرانی می‌کند. شباهت‌های همانندی در مبارزات «امنحتب ثانی ـ Amenhotep II» فرعون مصر در سال 1400-1426 پیش از میلاد دیده می‌شود و در فهرست‌ها نامی از زندانیان «ماریانو ـ قطنا -Mariannu Qatna»[5] دیده می‌شود. در متون کشف شده از دوران امپراتوری هیتّی‌ها، اطلاعات بسیار کمی در مورد سایر اقوام از جمله قشقایی‌ها را به دست می‌دهد، و دانسته‌های ما در این مورد بسیار محدود است. چون هیتّی‌ها در باره‌ی مبارزات و معاهدات خود در دوران فرمانفرمای خود به صورت امپراتوری، نوشته‌های کمی به جای گذاشته‌اند.

یکی از دستاوردها در این کتیبه‌ها، در رابطه با دو قوم «دورز Devrez» و «قزلرماک ـ Kızılırmak» می‌باشد که برای دفاع از خود، در برابر قشقا‌ها، یک سری پیمان‌هایی با حمایت هیتّی‌ها بین خود بسته‌اند. طبق مفادِ این پیمان‌نامه‌ها، هر دو ایالت برای حفاظت از این مناطق، یک سلسله برج و باروهای دفاعی گِرداگر منطقه خود ساخته‌اند که بتوانند بین خودشان و قبیله‌ی قشقایی یک دیوار و سد دفاعی ایجاد کنند. این برج و قلعه‌ها در فواصل مساوی و بر دامنه‌ی بلندی‌ها ساخته شده بودند که در دل خود به منابع آب و زمین‌های کشاورزی مجهز و دسترسی داشتند. وسعت برخی از این قلعه‌ها گاهی به یک هکتار می‌رسید.

راجر ماتیوس (Roger Matthews)[6] بر این باور است که هیتّی‌ها دور تا دور کشور جاده‌های ارتباطی نیز ساخته بودند، که ممکن است آثار این جاده‌ها در نبردهای میان روم و بیزانس از بین رفته باشند. اگر نظام این برج‌ها کوچک و تنها برای نگهبانی بودند، باید یک نمونه از آن مانند آن چه در نزدیک «الدوین ـ Eldivan» کشف شده به دست می‌آمد.

هرچند که سهم قوم قشقا در فروپاشی دولت هیتّی‌ها، هنوز به درستی و کاملاًًً روشن و اثبات نشده است. اما چیزی که قطعی است این که بعد از سال‌های 1200 پیش از میلاد، قشقایی‌ها از خلأ و ضعف ایجاد شده در دولت هیتّی، استفاده کرده و به فتح سرزمین‌هایی از این دیار دست زده و حوزه‌ی اقتدار خود را از شمال آناتولی، به سوی جنوب شرقی کشور گسترش داده و به آن سوی مهاجرت نمودند.

از اواخر قرن 12 پیش از میلاد ما نام «قشقا» را بارهاو بارها در منابع آشوریان مشاهده می کنیم. بر اساس سالنامه‌ی به جای مانده از «Tukulti-apil-Ešarra I توکولتی ـ اپلی ـ إشارا ـ اول» (تیگلات‌ ـ پیلسر)  که در سال‌های حدود 1114 - 1071 پیش از میلاد  حکومت می کرده است،گزارش های داده و نوشته شده است که؛ قشقایی ها زمین های فراوانی را از دولت هیتی ها تسخیر کرده بود. اما سر انجام در نبردهای بعدی که با همین دولت داشتند؛ متحمل شکست هایی شده و مجبور شدند که آن‌ها را به دولت هیتی باز پس دهند و نتوانستند آن‌ها را برای همیشه مالک شده در دست خویش نگهدارند. ولی می‌توان استنباط کرد که آن‌ها مناطق مسکونی خود را در حوزه‌ی دریای سیاه در غرب آناتولی ترک کرده و به سوی آناتولی شرقی مهاجرت کرده‌اند.تا قرن هشتم پیش از میلاد نام قوم قشقا گاه به گاه در نوشتارهای آشوریان دیده می‌شود، و چنین به نظر می‌رسد که قشقا‌ها در آناتولی شرقی مستقر شده و یک امپراتوری را تأسیس کرده‌اند. بعد از این دوره پیگیری نام آن‌ها در متون تاریخ مفقود شده و تاکنون سندی به دست نیامده است. و برای آخرین بار نام آن‌ها در دوران پادشاهی «سارگون دوم ـ Sargon II» در کتیبه‌ای کشف شده است.[7]

در کاوش‌هایی که اخیراًً در بخش مرکزی آناتولی در ترکیه صورت گرفته است در منطقه‌ی «پافلاگونیا ـ Paphlagonia» که مرکز حکومت و سرزمین نشیمن قشقا‌ها بوده، برخی اسناد مربوط به شهرک‌هایی در آن دیار به نام «اشیاء خاکستری پافلاگونیا» به دست آمده است. حدس و گمان قوی این است که شهر «پونتیر ـ Pontier» تحت پادشاه رومیان به نام «میتریداتس ـ Mithridates» درآمده بود، توسط اجداد قشقایی‌ها بنا گذارده و ساخته شده باشد. شواهد باستان‌شناسی در مورد آثار مربوط به قوم قشقایی هنوز ضعیف است. یک دلیل عمده آن این است که آنان به سبب کوچ‌روی، در یک شهر و مکان ثابتی سکونت دایمی نداشته‌اند و دوم این که نمی‌توان دست‌یافته‌های خاصی را به مردم معینی در این منطقه منتسب کرد، مانند سفال‌های به دست آمده در این مناطق است. دیگر این که کاوش‌های باستان‌شناسی سازمان‌یافته در منطقه شمالی آناتولی هنوز در مراحل ابتدایی است و در حد نازلی قرار دارد.[8]

 



[1] برای اطلاعات بیشتر به کتاب تاریخ گمشده قوم قشقایی انتشارات تخت جمشید شیراز مراجعه کنید.

[2] رامسس دوم یا رامسس بزرگ  Ramessesزاده ۱۳۰۲، پادشاهی ۱۲۷۹-۱۲۱۳ پیش از میلاد فرعون مصر باستان از دودمان نوزدهم پادشاهان آن سرزمین بود. بسیاری او را نیرومندترین فرعون تاریخ مصر باستان می‌دانند.

[3] نبرد کادش،(قادش) یکی از بزرگ‌ترین نبردهای دوران باستان، میان «هاتسلی سوم» شاه هیتی و «رامسس دوّم» فرعون مصر، بر روی رود «ارونتوس» در شهر « کادش »، در سوریه امروزی روی داد. این نبرد به احتمال بزرگ‌ترین نبرد ارّابه ای بوده که در آن دوران رخ داده است. و در آن ۵.۰۰۰ ارّابه و بیش از ۹.۰۰۰ سرباز پیاده نظام در این جنگ شرکت داشتند. این نبرد در سال 1274 پیش از میلاد در شهر کادش در شمال سوریه فعلی رخ داده است. و هر دو کشور متحمل تلفات سنگینی شدند و نهایتا به عقد یک پیمان بین دو کشور منجر شد.

[4] این سرزمین به عربی المشواش نامیده می‌شود و در سرزمین لیبی فعلی قرار داشته است. و در قدیم نام یکی از قبایل در قرن 19 قبل از میلاد بوده است.

[5] Mishrifeh, -  یک منطقه باستانی در سوریه است که  نام داشته و در حال حاضر نام آن مشرفه است Qatna خطنا

[6] Roger Matthews Professor London South Bank University

[7] سارگن دوم امپراتور آشور ۷۲۲-۷۰۵ ق‌م‌. و بنیان گزار سلسله سارگن

[8] Einar von Schuler: Die Kaškäer. Ein Beitrag zur Ethnographie des alten Kleinasien. de Gruyter, Berlin 1965