دنیای قشقایی

بدبخت ملت و قومی که تاریخ خود را نداند ، تیره بخت تر از آن ملت و قومی است که علاقمند به دانستن تاریخ خود نباشد و شوربخت تر از همه ملت و قومی است که تاریخ خود را به ریشخند بگیرد .

نام قوم قشقا در مکاتبات مصر باستانی
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ۳:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/٢۳
 

سرزمین آرزوا در کنار دولت هیتی در آناتولی(آسیای صغیر) یا همان ترکیه فعلی قرار داشت. در اکتشافات باسنانی در ترکیه، دو لوحه برنزی به دست آمده است که نشان از مکاتباتی می دهد که در سال 1305 قبل از میلاد مسیج بین سلطان مصر و شاه هیتی رد و بدل شده است.، نام مردم قشقا –(قشقایی) دیده می شود. که نشان از آن دارد که قوم قشقا در این دوره از تاریخ در سرزمین هیتی در آناتولی ساکن بوده اند. در نوشته زیرین بررسی دانشمندان در مورد این نامه ها و چکونگی ترجمه آن و متن این پیام ها را می بینیم:

مقدمه

در بیست سال گذشته،  تحولات فراوانی رخ داده و  دانش ما در باره تاریخ و جغرافیای سیاسی قوم هیتی ها در اسیای صغیرگشترش فراوان یافته است.  و اینک فرصت گرانبهایی است که  به بررسی محتوا ی ارزشمند، نامه های (آرزاوا– Arzawa)[1] پرداخته شود.

 این دو لوح سنگی(سنگ نوشته ها) که یکی از آرشیو موزه «الامارا) قاهره در مصر به شماره (ای – آ 31 – EA) و دیگری به شماره (ای –آ 32 EA) از موزه Vorderasiatisches در برلین آلمان نگهداری می شوند به زبانی ناشناخته ای نگارش یافته بودند که هنگام کشف آن ها هیچ گونه آشنایی با آن وجود نداشت. اما به تدریخ در همان آغاز بررسی، با دانش ابتدایی موجود، و از مقدمات نامه که شامل خوش آمدی گویی و احوال پرسی بود و می شد با توجه به شکل و محتوای کلی نوشته های آن، تشخیص  داده شود که این اسناد مربوط به   مراسم عروسی یک دختر و تبادل فرستادگان و فهرست جهیزیه  است.



[1] این نوشته متن سخنرانی است که در کنفرانس – مصر و هاینی در کنفرانس بین المللی مصر شناسی در ژوییه سال 2005 در موزه بریتانیا در لندن ارائه شده است.


.در سنگ نوشته شماره 31 مشاهده می شود به نامه ای از « نیمودریا -  'Nimudria(که بعدا به Nimuwaria نیودوریا ، اصلاح شده است) پادشاه برزگ سرزمین مصر است  به « تارهوندداردو - 'Tarhundaradu» سلطان (آرزاوا) می باشد. تا این موقع ما چیزی راجع به این شخص و کشور در اختیار نداشتیم و چیزی در مورد آن ها نمی دانستیم. اما خوش آمد گویی استادانه و فرموله شده در نامه، شواهد کافی را به ما داد که بتوانیم زبان نوشتاری نامه را شناسایی کنیم. این زبان یک زبان «هندو- اروپایی» به نام (آرزاوان) بود.[1]

« نیمودریا -  'Nimudria» هم در خط میخی به معنی تاج و تخت بود که در اختیار« آمنوفیس سوم - Amenophis III » بود. در کاووش ها و مطالعات انجام شده در "بوغازکوی – Boğazköy"  در سال 1906 و عملیات بعدی آن در سال 1915 میلادی، اسناد و سنگ نوشته های فراوانی به دست آمد واسرار فراوانی از تاریخ  مردم هیتی و جغرافیای سیاسی آن را به دست داده و انتشار یافته است. که به تدریج سبب روشن شدن متن و محتوی و مقاصد نامه های باستانی (آرزاوا) شده است.

براساس مدارک و اطلاعات جدید به دست آمده، مشخص شد که حروف استفاده شده در زبان نامه های آرزاوان، زبان هیتی به نام (نِسیت Nesite) است و مشخص شد که  درخواست های مطرح شده در آن سنگ نوشته شماره 31؛ در سنگ نوشته شماره 32 توسط «نسوم نیلی» به زبان «نستی ها» پاسخ داده شده است.[2]

تغییر زبان در میان مردم هیتی ها در دوره های قبل صورت گرفته بود و  در این جست و جوها  موضوع روشن شد و اصلاح زبان هیتی ها، از (آرزاوا  Arzawa  ) به  (مووی یا  Luwian   مورد قبول پژوهشگران واقع شد.

تلاش برای پیدا کردن، دامنه جغرافیایی   تغییرات زبانی «آرزاوا» به تدریخ به سوی مغرب گرایش پیدا کرد و از حوزه «سیلی سیا Cilicia) تا «پام فیلیا  Pamphylia» به سوی کناره های جنوبی آناتولیا گسترش یافت. هر چند که کوشش هایی نیز از به سایر مناطق از جمله «آی گین – Aegean» در شرق مدیترانه نیز تا سالهای 1980 ادامه داشته است.

مرور بر  دانسته های آرزاوا – هیتی

دانش و اطلاعات مربوط به آرزاواها بر پایه ای مستحکم و با اعتبار توسط «سوزانا هاینهولد-» بنام آرزوانای کراهمر در سال 1977 منتشر شد. بر اساس این اطلاعات که با مرجع های معتبر دیگری مطابقت داده شده و مورد تایید قرار گرفته است، آرزاوا دو بخش بوده است یکی آرزاوای خاص و دیگری آرزاوای بزرگ . آرزوای کوچک، یک بخش معین و آرزاوی بزرگ یک اتحادیه سیاسی و مرکب از چند منطقه از جمله آرزاوای خاص بوده است. مرکز آرزاوای بزرگ منطقه آرزاوای خاص بوده است.

در سرزمین «تارهوندرادو» حکومت آرزاوا، تحت سلطنت یک پادشاه با نفوذ و قدرت بود، که به صورتی دشمن و رقیب سرزمین هیتی ها محسوب می شد. در طول زمان این حکومت در جنگ های طولانی و بزرگ توسط پادشاه هیتی به نام «مورسیلی دوم - Mursilii II) در سالهای سوم و چهارم (1305-1306 پیش از میلاد) در هم شکسته  و از هم پاشیده شد. [3]

پس از شکست ارتش آرزاوا در کنار رودخانه ی «آستراپا- Astarpa» که مرز هیتی ها و آرزاوا بود، مورسیلی تا پایتخت کشور  آرزاوا (آپاسا – Apasa) پیش راند و پادشاه وقت «اوهازیتی – Uhhaziti) از مناطق ساحلی  دریا به جزایر درون دریا فرار کرد.

پس از ادامه و گسترش جنگ در سال بعد، (مورسیلی – Mursili) این بخش ها را تا سرزمین رودخانه «ساها» از دشمن دیرین خود پاک کرد و برای جلوگیری از شورش و حمله آنان در آینده ،وی یک صلح نامه دائمی را  به تمام حوزه آناتولیا  تحمیل کرد. به موجب این صلح نامه، سرزمین های اصلی پادشاهی آرزاوا، را به چندین پارچه تقسیم کرد، از جمله به مناطق، «میرا – Mira» با  پادشاهی «کووالیا – Kuwaliya» .حوزه سرزمین رود ساها به ریاست «آپاوی یا – Appawiya» همچنین «هاپالا - Hapalla.» و بر هر یک از مناطق یکی از شاهزادگان آرزاوا را که به اساس صلحنامه پای بند بودند و به  دولت هیتی ها هم  اظهار وفاداری می کردند، به سرپرستی این مناطق انتخاب نمود.

اسناد مربوط به  اصل این صلح نامه ها همراه با مهرهای(مورسیلی – Mursili)   در کاووش های «بوغازکوی – Boğazköy» در ترکیه به دست آمده و در آرشیوهای آن جا موجود است.[4]  «هین هولد کراهمر - Heinhold-Krahmer» استدلال می کند که جدایی یا استقلال آرزاوا مدت زیادی طول نکشید و آن منطقه جزیی از سرزمین (میرا – Mira» شد.

در دوره پادشاهی بعد از (مورسیلی – Mursili)، که پسرش « موات آلیMuwatall» جانشین وی شده بود، بر اساس پیمان نامه ای بخش دیگری از سرزمنی آرزاوا را به نام  «وی لوسا Wilusa, » را مجددا جدا کرده و تحت حکومت «آلاکساندو – Alaksandu» قرار داد. [5] از آنجا که از این سرزمین در هیچ یک از اسناد مربوط به غرب که از زمان (مورسیلی –Murcilili )، بر جای مانده است ذکری از این سرزمین به میان نیامده است، چنین تصور می شود که ممکن از دید وی پنهان شده و یا از قلم افتاده باشد.

محل و جایگاه کشور آرزاوا

محل آرزاوا ی اصلی و بزرگ و سرزمین های تشکیل دهنده آن و همچنین شهرهای آرزاوا، و مناطق همجوار آن، با جزییات فراوانی توسط « هین هولد – کراهمر  Heinhold-Krahmer,» همراه با نظریات پژوهشگران منتقد، در کتابش در سال 1977 در صفحات 317 تا 368 مندرج است.

شاید نقدی که بتوان بر این مطلب گرفت، این است که مولف، خود اظهار نظر و جمع بندی ارائه نداده است و شگفت انگیز این که نقشه ی که محل این مناطق را نشان دهد، در کتاب وی دیده نمی شود. شاید این احتیاط کاری از آن سبب بوده است که نوشته های کتاب در بیست سال قبل تدوین شده است و از آن زمان تاکنون اکتشافات زیادی در محل آرزاوا کاووش های «بوغاز کوی» صورت گرفته و اطلاعات ارزشمند تازه ای به دست آمده است. از جمله در ناحیه بوغاز کوی، یک لوح برنزی به دست آمده است که ترجمه آن در سال 1988 منتشر گردیده است و یک معاهده جدیدی به خط هیروکلیف در سالهای 1970-1970 کشف شده است. نوشته های تازه ای در کتیبه (کارابل – KARABEL) در سال 1996 یافت شده و در سال 1988  انتشار پیدا کرده است. که آگاهی های زیادی را بر دانسته های ما از قرن نوزدهم اضافه کرده است.

در لوح برنزی که به دست آمده، متن پیمان نامه ای است، بین « تودهالیای چهارم Tudhaliya IV» سلطان کشور هیتی و پسر عمویش، «کورن تیا- Kuruntiya» پادشاه سرزمین « تارهونت آسا- Tarhuntassa» که در آن اندازه و اهمیت این سرزمین را مرز شرقی «پارها – Parha» در کنار رود «کاستاریا – Kastaraya» واقع بوده، نشان می دهد. «پارها – Parha» به صورت یک منطقه امنیتی در ناحیه سنتی «پرژ -  Perge» در ناحیه رود کاستاریا بوده است.

در پی این اطلاعات در مورد منطقه و سرزمین های باستانی آرزاوا در حوزه آناتولی و دریای سیاه، اینک متن نامه هایی که در این کتیبه های برنزی به دست آمده است به شرح زیراست:

ترجمه  متن یادداشت های نامه های آرزاوا -  Arzawa

برخلاف  نظر های مرسوم اخیر که توسط پژوهشگر «هاس – موران»، مطرح شده بود و آن این که، نامه شماره «ای.1 - EA 32 » پاسخی در جواب نامه شماره «ای.ا -  EA 31» می باشد،  به نظر من، نظریه قبلی که توسط «هوروزنی» عرضه شده بود و بعدا نیز توسط « روست Rost و کوهن Kühne  » در سال 1956 و در سال 1973مورد تایید قرار گرفته است، درست تر به نظر می رسد، یعنی عکس این مورد صادق است و نامه شماره 31 در پاسخ نامه شماره 32 صادر شده است. من در این بحث یک ترجمه جدیدی از این نامه ها و در پی آن تفسیر کوتاهی در موارد خاص و معینی در باره محتویات آن ارائه می دهم.

نامه شماره «ای.آی   EA 32 

اولین بخش این نامه در لوح برنزی از دست رفته است . ترجمه ای که توسط «میلر- Miller» در سال 2006 انجام شده است، مطالب منسجم تری را از این یادداشت ارائه می دهد.

  • ترجمه سطربه سطر این این نوشته ها به شرح زیر است.
  1.  ببینید ، این پیام که «کالابایا  Kalbaya»  
  2.  با من گفتگو کرد،  (و گفت) : «اجازه بدهید به ما 
  3.  که خودمان را با با یک پیوند ازدواج
  4. ]حال] من به  Kalbaya  اعتماد ندارم.
  5. او  این مطلب را شفاها حرف می زند،، اما کتبا در یک لوح 
  6. آن را رقم نمی زند.
  7. حال اگر واقعا  در صدد به دست آوردن دختر منی
  8. فکر می کنی که من سعی خواهم کرد
  9.  که او را به شما ندهم ؟ (البته من او را به شما خواهم داد).
  10. سطرهای 10 تا 12 : اکنون « کال بایا  ؛ Kalbaya »؛ را  فوری همراه نماینده اعزامی من به من تحویل بده. 

13    - این موضوع را کتبا در لوحی  برای من بنویس.

 در این لوح یادداشتی هم توسط کاتب به این شرح نوشته شده است:

14    -15  خواننده ای که نوشته های این لوح را می خواند،

15    – 18 ممکن است که  (نابو Nabu) خدای عقل و دانش و خدای خورشید، دروازه های او را حفظ کند.

19-20 همچنین ممکن است که آن ها، او را در آغوش گیرند

21-23  شما خواننده، جوابت را برایم بنویس و در پی آن نام خود را هم بنویس.

24-25 الواحی که آن ها خواهند آورد همیشه به زبان هیتی نوشته می شود.- (نشوم نیلی)

ترجمه متن لوح برنزی شماه 31 (شکل 2)

  1. شاه بزرگ، شاه سرزمین مصر، «نیموواریا  Nimuwaria,» می گوید،
  2. به: «تارهوندرادا Tarhundaradu» پادشاه سرزمین آرزاوا زبانان،
  3. همه چیز من خوب است، اسبان من، خانه های من، همسران من، پسران من،
  4. اشراف، سپاهیان من، اسب من،
  5. هر چیزی که مال من و  در سرزمین  من هست،
  6. همه خوبند
  7. از شما نیز همه چیز خوب باشد
  8. خانه های شما، همسران شما، پسران شما، اشراف،
  9. سپاهیان شما، اسبان شما، و هر چه که مال شماست
  10. در سرزمینتان خوب باشد.
  11. -12 توجه نما یید، من نماینده ام «آرشاپپا - Iršappa,» را به سوی شما فرستاده ام،

12-13 اجازه دهید دختری که قرار است برای عروسی به دربار شاهنشاهی ما آورده شود، تا او را ببینیم.

14-  او (مامورما) سر دختر را با روغن آغشته خواهد کرد.

15-16همچنین مشاهده خواهید کرد که من یک هدیه طلایی زیبا «(zu)halaliya.» فرستاده ام،

17- کاری که به من نوشته  و به من گفته بودی:

18- ، آن ها را برایم بفرست: من آن ها را بعدا برایت می فرستم،

19-21   فورا همراه فرستاده من، فرستاده خودت را هم بفرست،

22-24  - آنها هنگام آمدن، جهیزیه عروسی دخترتان،

23-  فرستاده من،(آمد) اما کسی که شما به عنوان فرستاده همراه کرده بود( مرده ؟)

25-26 مردان سرزمین «قشقا» را برایم بیاور. من همه چیز ... را شنیده ام،

27- حال سرزمین هیتی ها، یخ زده است(؟)

28-29 و حال من یک محموله به همراه «آرساپپا Iršappa» سفیرم، برایت فرستاده ام.

30-8 فهرست حاضرین

اولین مترجم و سردبیر لوحه شماره32  در سال 1932«آقای هورزنی Hrozný» متن و محتویات نامه را به خوبی درک کرده بود. این دو نامه در ارتباط با هم بود، و تعجب آور نیست که آن ها تنها دو نامه ای هستند که به زبان هیتی ها ست که بین سلطان مصر و پادشاه هیتی رد و بدل شده و  در آرشیو «آمارنا – Amarna» موجود هستند.

لوح شماره 32؛ نامه ای از این گروه دو گانه بود، اول این که نامه دیگری به دست نیامده است، بنا براین نامه شماره 31 پاسخی بر این نوشته می باشد. «نیموواریا – یا همان آمنوفیس سوم - Nimuwaria (Amenophis III)) یک پیام شفاهی (به زبان هیتی ؟)برای کالبایا (Kalbaya) که  همان پادشاه آرزاوا است فرستاده بود، و احتمالا همراه لوحه ای(بستگی به این دارد که ما پیام را چه چیز بدانیم) و شاید نوشته لوح به زبان اکدی «آکادیان – Akkadian» بوده  که برای «آرزاوا» یان ناشناس و قابل خواندن نبوده است. به همین دلیل بوده که شاه آرزاوا خواسته است که پاسخ کتبی در لوحی  به زبان هیتی باشد.

بازسازی و دگربینی موضوع:

  1. «کالابایا – Kalbaya » به همراه یک پیشنهاد شفاهی، برای ایجاد اتحاد از طریق عروسی که این پیشنهاد احتمالا به زبان اکدی( آکادیان - Akkadian ) بوده است به سرزمین« آرزاوا - Arzawa »وارد می شود
  2. «تارهاوندارادو – Tarhundaradu» به این پیشنهاد شفاهی که در لوحی نوشته نشده بود، بدبین بوده و اعتمادی به آن نداشته است.
  3. «تارهاوندارادو – Tarhundaradu» شاه مصر یک فرستاده ای را همراه «کالابایا – Kalbaya » فرستاده سرزمین آرزاوا به آن دیار اعزام می کند و لوح نوشته ی  نامه شماره 32 را با آن ها  به آن کشور می فرستد.
  4. «آمنوفیس سوم - Amenophis III» شاه آرزاوا در پاسخ این نامه، لوح برنزی شماره 31 را نوشته و از طریق فرستاده خود « آرساپپا – Iršappa» می فرستد  که یک  نفر دیگر آرزاوایی را همراه او می فرستد.(چون فرستاده قبلی در راه مصر فوت کرده بوده ؟) به این هدف که در مراجعت جهیزیه عروس را همراه آورد.

در مورد مردم قشقا و شرایط مردم هیتی نیاز به بررسی بیشتری دارد

فهرست حاضران، همراه فرستاده شاه« آرساپپا – Iršappa» حمل شده است، به روشنی از جهیزیه که قرار است حمل شود متمایز شده است.[6]



[1] (Knudtzon 1902; Singer 2005).  

[2] (Hrozný 1931).

[3] Beal 2000, 82–85).

[4] (see Beckman 1996, nos. 10, 11, 12),

[5] (Beckman 1996, no. 13).

[6] British Museum Studies in Ancient Egypt and Sudan 14 (2009): 73–83

 The Arzawa letters in recent perspective

J. David Hawkins