دنیای قشقایی

بدبخت ملت و قومی که تاریخ خود را نداند ، تیره بخت تر از آن ملت و قومی است که علاقمند به دانستن تاریخ خود نباشد و شوربخت تر از همه ملت و قومی است که تاریخ خود را به ریشخند بگیرد .

نگاهی به زندگی عشایری در ایران -1
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ٧:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱٥
 

واژه‏ی ایل تا قرن سوم هجری در زبان فارسی دیده نشده است.این‏ واژه ترکی-مغولی«اویغوری»است و احتمالا برای اولین بار از سوی‏ سلجوقیان وارد ادبیات فارسی شده است.برای این واژه معانی زیادی ذکر شده است. از جمله: دوست،رفیق، هم پیمان، قبیله،عشیره و حتی ملت.از نظر جامعه‏شناسی ایل به معنی خیل و گروه و مردم متحد و سازمان‏یافته‏ای است که در یک منطقه زندگی می‏کنند و یک خان بر ایشان فرمانروایی دارد که ایل‏بیگی و ایل‏خانی نامیده می‏شود.در دوران‏ ایلخانیان،شاه وجود ندارد،ایلخانی وجود دارد.که در هر ایل و طایفه، ریش‏سفیدها و اشخاص دیگری هستند،مردم ایل بزرگ قشقایی از دیر زمان تا چندین دهه پیش همه گی به صورت عشایر و از شیوه کوچ روی برای زندگی استفاده می کردند. هم اینک نیز گروهی از آنان زندگی ایلی در عشایردارند، اما بخش زیادی از آنان هم از کوچ روی بریده و ساکن روستاها، شهرهای ایران و خارج از ایران شده ند.    

 


در جامعه ایلاتی بر مبنای مناسبات عشیریی؛ مردم اطاعت پذیری محض از رؤسایشان داشتند و از سویی داشتن نیروی مسلح ازضروریات زندگی ایلی در گذشته بوده‌است. در اختیار داشتن این دو مؤلفه دو اهرم قدرت برای سران ایلات و عشایر فراهم نموده بود. مطالعات تاریخ ایلات ایران نشان می‌دهد که گروه های عشایری در گذشته نه چندان دور در سیاست داخلی کشور دارای نفوذ فراوان بوده و نقش مهمی را در به وجود آوردن سلسله‌های حکومتی بازی می‌کرده‌اند و این امر در بعضی مواقع باعث می شده‌است که بامر پادشاهان وقت و سیاست کشوری، دسته‌هائی از ایلات از محل اصلی خود کوچانیده شده و در محل جدیدی به زندگی بپردازند

تاریخ عشایر ایران با تاریخ پر فراز و نشیب ایران آغاز شده و سر گذشت آنان با عمق زندگی و فرهنگ پر بار این ملک عجین گشته است. زندگی انان از سوئی امیخته با رنج ها و ظلم ها و ستم هائی است که توسط حاکمان و مباشران، ایلخانان، کلانتران،و خانان و.... بر آنها رفته و از سوئی توام با مجاهدت ها و سلحشوری ها و ستم ستیزی هائی است که به منظور دفاع از آب و خاک و دیانت و شرف و ناموس خویش در  مقابل بیگانگان و دست نشاندگان داخلیشان از خود نشان داده اند.

جمعیت عشایری ایران زمانی اکثریت نفوس ایران را تشکیل می داد به ترتیبی که در سالهای نه چندان دور یعنی در سال ۱۲۶۷شمسی (۱۸۸۴ میلادی)  حدود یک صد و سی سال پیش ؛جمعیت کشورِ ما شش میلیون نفر بوده که ، نیمی از آن یعنی سه میلیون نفر از  این جمعیت، عشایر کوچنده بودند.

در یکصد سال گذشته دگر گونی های بزرگی در جهان پدید آمده است که چهره این سیاره و به ویژه جماعت های انسانی آن را به نحو بی سابقه ای تغییر داده است. در طول این مدت جامعه عشایری نیز دچار تحول گردیده است. با توسعه شهرها و فراوانی وسایل ارتباط جمعی، گسترش صنعت و امور نظامی و انتظامی جامعه عشایری، نقش پیشین خود را از دست داده و از متن به حاشیه رانده شده است. اینک جمعیت عشایر در مقایسه با گذشته و نرخ ازدیاد جمعیت ایران، به شدت رو به افول گذاشته است، جمعیت عشایر در سال ۱۲۸۸ شمسی دو و نیم میلیون نفر و حدود یک چهارم جمعیت کشور بود و در حال حاضر جمعیت آن کمتر از یک میلیون و دویست و پنجاه هزار نفر بالغ است که حدود دو در صداز جمعیت ایران را تشکیل می دهد.

جمعیت عشایر قشقایی بر اساس آمار سال 1365 برابر با 250.000 نفر معادل نیم در صد جمعیت کشور و طبق آمار سال 1378 حمعیت کوج روی ایل بزرگ قشقایی بالغ بر 110.000 نفراست.و  این جمعیت در سال 1387ش به میزان 96.339 نفر اعلام شده است. که بیش از نصف این جمعیت یعنی 54.832 نفر در استان فارس زندگی می کنند.