دنیای قشقایی

بدبخت ملت و قومی که تاریخ خود را نداند ، تیره بخت تر از آن ملت و قومی است که علاقمند به دانستن تاریخ خود نباشد و شوربخت تر از همه ملت و قومی است که تاریخ خود را به ریشخند بگیرد .

نگاهی گذرا به تاریخ و زندگی قوم قشقایی -3
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ٦:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱/۱٧
 

مبارزه پسران داراب خان

 داراب خان  ایلخان قشقایی دارای دو همسر بود. یکی به نام نوش آفرین (دختر حاج فضل علی بیک کشکولی) بود و فرزندانی به نام عبدالله خان (ضرغام الدوله) اسماعیل خان(سردار عشایر) امیرعطا خان(صولت السلطنه) و دخترانی به نام طلعت بی بی- شاه شرف بی بی – جیران بی بی داشت و ی بعدا با شاه نساء بی بی(دختر مراد بیگ بهلولی) ازدواج کرد و فرزندانی به نام احمدخان(سردار احتشام) علی خان(سالا حشمت)- نگار بی بی و رخسار بی بی را صاحب شد.

پس از مرگ نصرالله خان در سال 1315 ه(1275 ش) ،  عبداله خان (ضرغام الدوله) پسر داراب خان جانشین وی  می شود. در این زمان قدرت قشقائی ها در حدی بود که ضرغام الدوله  سودای سلطنت در سر می پروراند.و مامور والی شیراز را به قتل می رساند.   ولی پس از مدتی در سال 1316 قمری برابر با 1276 خورشیدی اسماعیل خان صولت الدوله جانشین وی شد و مجددا در سه سال بعد جای خود را به عبدالله خان واگذار کرد. 


 عبدالله خان (ضرغام الدوله) علاوه بر ایل بیگی  قشقائی حفاظت از راه های فارس را نیز به عهده داشت.  اختلاف در میان برادران مدتها باعث کشمکش درونی در ایل بود. تا بالاخره شعاع السطنه که حاکم فارس بود تلاشهای زیادی بر رفع اختلاف برادران به عمل آورد و در نتیجه عبدالله خان (ضرغام الدوله) فرمان ایل بیگی یافت و اسماعیل خان (صولت الدوله) حاکم بهبهان شد. با عزل شعاع السلطنه از حکومت فارس این همکاری بین  پسران داراب خان  ادامه نیافت.و در جمادی الثانی 1320 قمری ( 1280 شمسی) صولت الدوله به مقام ایل بیگی قشقائی منصوب شد. و اندک زمانی بعد از تاریخ، علاءالدوله به سمت حکومت فارس منصوب شد.

صولت الدوله از سمت خود عزل و مجددا ضرغام الدوله برادرش به جای وی انتخاب شد. دیری نمی گذرد که اسماعیل خان (صولت الدوله) بنای مخالفت با برادر را می نهد و دولت از این فرصت استفاده کرد و با تقویت صولت الدوله از اقتدار ضرغام الدوله کاسته و سپس او را دستگیر و زندانی نمود و او بالاخره در زندان در گذشت. با مرگ ضرغام الدوله ،در سال 1323 قمری ( 1283 شمسی) راه برای ایلخانی گری صولت الدوله فراهم شد. رقبای دیگر اهمیت و نقش چندانی نداشتند.

صولت الدوله نیز در سالهای اولیه ایلخانی گری با مخالفت  دیگر برادران، مانند سالار حشمت و صولت السلطنه رو برو شد و تا مادامی که با این رقیبان در کشمکش بود توان مخالفت با دولت را نداشت. ولی همین که بر رقبا پیروز شد با دولت در افتاد. با وجود این بارها دولت او را خلع و برادرش سالار حشمت را به مقام ایلخانی گری منصوب کرد.

 ایلخانی گری اسماعیل خان صولت الدوله

بعد از کشمکش هائی که  به مدت هفده سال ، بین پسران داراب خان( برادران قشقائی) صورت گرفت و با مرگ ضرغام الدوله، اسماعیل خان موقتا بی رقیب شد و  بالاخره اسماعیل خان پسر داراب خان بنام صولت الدوله ملقب به سردار عشایر به ریاست ایل و سمت ایلخانی منصوب شد.

دوره ریاست صولت الدوله مصادف با حوادث بزرگ سیاسی و نظامی گشت که در همه حال ایل قشقائی به عنوان یکی از عوامل و نیرو های تعیین کننده و موثر شرکت داشت.  در این موقع خانواده دیگری در فارس وجود داشت، که از سالها پیش قدرت فراوانی کسب کرده بودند بیش از بیش به عنوان نیروی مقتدر و در قطب مخالف قشقائیها قرار  می گرفت و آن خانواده قوام الملک بود. اینان نواده های حاج ابراهیم وزیر سلاطین زندیه بودند که با خیانت به لطفعلی خان زند موجبات پیروزی آغا محمد خان قاجار را در شیراز فراهم نمودند و بعدها قوام الملک لقب گرفت. حاج ابراهیم فرزند حاج هاشم کدخدای محله بالا کفد " گفت" شیراز بود که او هم بنوبه خود فرزند حاج محمد از تجار قزوین بود که به فارس آمده و بین شیراز و بنادر جنوب به تجارت مشغول بود. حاجی ابراهیم که وزارت آقا محمد خان و فتحعلیشاه را به عهده داشت بعدها مورد غضب فتعلیشاه قرار گرفت و در ذیحجه ۱۲۱۵ قمری قمری  باز داشت شد و پس از آنکه کورش کردند با خانواده اش  به قزوین تبعید شد و در آنجا فوت کرد.

اسماعیل خان بعد از مرگ برادرش ضرغام الدوله در سال 1324 قمری(1285 ش) رسما به ریاست ایل منصوب شد. اسماعیل خان به علت رشادت و مهارت وی در تیراندازی و جنگ‌های چریکی، در اواخر سلطنت مظفرالدین شاه قاجار به وی لقب صولت‌الدوله داده شد.

در دوران احمد شاه که صولت الدوله ایلخان بود، با دولت مرکزی در تهران رابطه خوبی داشت. در زمان بازگشت احمدشاه قاجار از دومین سفر فرنگ (نهم ربیع‌الثانی ۱۳۴۱ قمری/هشتم آذرماه ۱۳۰۱ شمسی)، صولت‌الدوله نیز همراه با رضاخان سردار سپه و جمعی از خوانین جنوب کشور و بزرگان قشقایی از جمله زایر خضرخان اهرمی، غضنفرالسلطنه برازجانی،‌ سردار ارفع (پسر شیخ خزعل)، حاج ایازخان قشقایی، شیخ حسین خان چاهکوتاهی و ... در بندر بوشهر هنگام پیاده شدن شاه از کشتی، از احمدشاه قاجار استقبال می‌کند.

 دوران ایلخانی گری صولت الدوله در فارس در جدال و مبارزه با یا خانواده قوام شیرازی ملقب به قوام الملک بود. خانواده قوام  که از سالها پیش در فارس قدرت فراوانی کسب کرده بودند بیش از بیش به عنوان نیروی مقتدری در فارس و در قطب مخالف قشقائی ها قرار داشت. دولت های وقت برای ایجاد تعادل سعی در تضاد ایلخان و قوام ها داشتند.

 قوامی ها از  خانواده های حاج ابراهیم وزیر سلاطین در دربار زندیه بودند که با خیانت به لطفعلی خان زند موجبات پیروزی آغا محمد خان قاجار را در شیراز فراهم نمودند. سوی آقا محمد خان با لقب اعتماد الدوله به وزارت گماشته شد.اعتماد الدوله بعد از مرگ آقا محمد خان قاجار، در دوران سلطنت فتحعلی شاه نیز به مدت چهار سال در مقام وزارت باقی بود و در دوران قاجار از مال، ثروت و قدرت فراوانی برخوردار شده و بعدها قوام الملک لقب گرفت. حاجی ابراهیم که وزارت آقا محمد خان و فتحعلیشاه را به عهده داشت بعدها مورد غضب فتعلی شاه قرار گرفته و در ذیحجه ۱۲۱۵ قمری قمری باز داشت و پس از آن که  وی را نا بینا کردند و به وضع فجیعی به قتل رساندند و اکثر خاندانش نیز قتل عام شدند. در این میان، علی اکبر یکی از پسران اعتماد الدوله به دلیل بیماری از فرمان قتل عام جان به در برد. وی چند سال بعد به دستور فتحعلی شاه(که نسبت به بازماندگان وزیر مقتول بر سر لطف آمده بود)به مناصب مختلفی در فارس دست یافت.میرزا علی اکبر خان در سال 1245 ه ق.به هنگام سفر فتحعلی شاه به شیراز، از جانب پادشاه قاجار به قوام الملک ملقب شد

علی اکبر قوام الملک که در صدد بازیابی قدرت خانواده در فارس بود، اینک خود را در برابر رقیبی چون قشقائی ها ضعیف می دبد و از آن گذشته کاروان های تجارتی او در راه های شیراز و بنادر در معرض خطر از طرف راهزنان و رقبا قرار داشت. لازم دید تکیه گاه قدرتی از آن نوع که ایل قشقائی از آن بر خوردار بود ، به دست آورد. طهماسب‌ میرزا مؤیدالدوله‌ والى‌ فارس‌ با کمک‌ خاندان‌ با نفوذ قوام‌الملک‌ شیرازی‌ اتحاد عشایری‌ خمسه‌ را در 1278ق‌ به‌ فرمان‌ ناصرالدین‌ شاه‌ در منطقة فارس‌ تشکیل‌ داد تا هم‌ در برابر قدرت‌ روزافزون‌ ایل‌ قشقایى‌ در منطقه‌ مقابله‌ کنند و هم‌ امنیت‌ راههای‌ بازرگانى‌ از بندرعباس‌ و بنادر خارک‌ و بوشهر به‌ شیراز را برای‌ حمل‌ کالا تأمین‌ نمایند . لذا اتحادیه ای از پنج طایفه در قسمت دیگری از فارس (جنوب شرقی) به وجود آورد که به ایلات " خمسه " معروف شدند. این پنج طایفه عبارت بودند از اینانلو ـ بهار لو ـ نفر ـ عرب و باصری.

شروع رقابت بین قشقائی ها و قوامی ها مصادف با بروز حوادث بزرگی در کشور و به خصوص در فارس گردید. و اینگونه هر یک در قطبی به مبارزه بر خاستند. بزرگترین این حوادث، آغاز جنگ جهانی اول بود که منجر باشغال سواحل جنوبی ایران به وسیله نیروهای نظامی انگلستان گردید. و جز این مسئله کنترل و جلب حمایت نیرو های حکومتی در شهر یک عامل دائمی کشمکش به شمار میرفت و بار ها کنترل بر قوای حکومتی بین رقبا دست به دست می گشت در این زمان بیش از بیش قوام الملک در کنار حبهه حکومتی قرار میگرقت و قشقائی ها بدون آن که زیاد مایل باشند در جبهه مخالف بودند . بروز جنگ جهانی اول این جدائی را تشدید و قطب ها را مشخص تر ساخت.

در دوره رئیس الوزرائی مستوفی الممالک ، ظفرالسلطنه والی فارس، که  خود را از اداره امور فارس عاجز می بیند و مسند والی گری را ترک کرد، در این هنگام حبیب الله خان قوام الملک از سوی دولت به عنوان نایب الحکومه فارس برگزیده شد. وی آن مقام را تا زمان ورود حاکم جدید فارس، نظام السلطنه، به شیراز بر عهده داشت. صولت الدوله چاره را در شروع حمله و اشغال شهر ها و دهات و بالاخره حمله به شهر شیراز  را تدارک می بیند، تا دست قوام الملک را از حکومت فارس قطع نماید.

چند روز بعد از ورود نظام السلطنه (که با صولت الدوله هماهنگ بود) به شیراز، به دستور او حبیب الله خان قوام الملک و برادرش نصر الدوله  بازداشت شدند.نظر به تعدیات آن دو جمع زیادی از مردم شیراز از نظام السلطنه خواستار قتل قوام الملک و نصر الدوله گردیدند و نظام السلطنه قول داد آنان را پس از محاکمه، مجازات نماید. در این اوضاع، دولت انگلیس برای رهایی حبیب الله خان قوام الملک و نصر الدوله دست به کار شد. فشارهای روزافزون دولت انگلیس بر ایران سرانجام موجب صدور فرمانی از سوی حکومت ایران به نظام السلطنه گردید که برمبنای آن مقرر شده بود نظام السلطنه، حبیب الله خان و برادرش را جهت محاکمه به تهران بفرستداما این دستور با اعتراض نظام السلطنه روبه‏رو گردید. اما سرانجام دولت ایران از یک سو به دلیل ترس از شورش مردمی که از قوام الملک و نصر الدوله به سختی آزرده بودند و از سوی دیگر تحت فشار دولت انگلیس تصمیم گرفت آن دو برادر را به اقامت اجباری در اروپا وادار سازدو  گفته و نوشته شده است که هنگام اعزام آن ها به بندر، نصر الدوله  یع قتل رسید و قتل وی به عوامل ایلخان قشقایی نسبت دادند. اما وی در مجلس ختم او شرکت کرد و این اتهام را رد کرد.. این قتل مسیر حوادث را تغییر داد، اگر این اتهام صحت داشته باشد، باید آن را به قهرست اشتباهات ایلخان قشقایی اضافه کرد. زیرا که برگشت قوام الملک به شیراز، علاوه بر اختلافات قبلی این قتل سبب تشدید آن شد و قوامی ها در صدد حذف صولت بر آمدند.

در دوره ریاست وزرائی صمصام السطنه بختیاری قوای متحدی از نیروی ایالتی فارس و قوام الملک که وسیله نیروی نظامی انگلستان حمایت میگردید در برابر قشقائی ها به وجود آمد. در چنین اوضاعی دستور عزل  صولت الدوله(سردار عشایر) از تهران صادر میشود و صیغم الدوله (سردار احتشام) برادر ایلخان بجای وی به مقام ایلخانی منصوب میگردد. نظام السلطنه والی وقت چندان راضی به اجرای این دستور نبوده است. قوام الملک نایب وی عملا زمام امور را به دست می گیرد. سردار احتشام ایلخانی جدید به کمک قوای متحد دولتی و محلی و افسران سوئدی ژاندارمری و انگلیسی به دستور قوام مامور سر کوبی صولت الدوله می شود (سال ۱۹۱۴ م) 1293 شمسی. مدتها جنگ بین طرفین ادامه مییابد. در این جنگ قوام بسیاری از تفنگداران ایلات خمسه را نیز شرکت میدهد.

پس از چندی چون سر کوبی کامل صولت الدوله ممکن نمی شود و کار به مصالحه میکشد و حاج مخبر السلطنه به سمت والی گری فارس منصوب و قنسول وقت انگلیس در شیراز نیز تغییر میکند. بار دیگر صولت الدوله ایلخان قشقائی میشود. این در حقیقت نه اولین بلکه دومین مصاف قشقائی ها با نیروی انگیس بوده است. به مصاف اول در زمان ناصر الدینشاه در موقع محاصره هرات و حمله نیروهای انگیس  به بوشهر بود

صولت الدوله و انقلاب مشروطه

قوام الملک که حکمرانی شیراز از سالها پیش عملا در خاندان ایشان بوده و در فارس پیروان و زیر دستان بسیاری می داشت ، با مشروطه دشمنی می نمود و میان او و پسرانش با انجمن اسلامی و آزادی خواهان مشروطه کشاکش سختی بر خواسته بود.  " اسماعیل خان صولت الدوله" ایلخان قشقائی در صدد برآمد که از این فرصت استفاده کرده و قوامی ها برای همیشه  نابود کند.. از آنجا که قوامی ها با نظام استبدادی همراه بودند ، به همین دلیل وی به مشروطه خواهان پیوست و از انجمن مشروطه خواه شیراز حمایت کرد و از این رو جای پای مستجکمی در مرکز منطقه که حوزه نفوذ قوامی ها بود پیدا کرد و قشون او بار ها به شهر آمده و مورد استقبال گرم مردم قرار گرفته بود.

در این میان کسانی که از قبل با قوام و خاندانش دشمنی داشتند فرصت یافته بنام مشروطه خواهی به دنبال انتقام از انها بودند. بالاخره در روزی که محمد رضا قوام الملک در باغ دیوانخانه بود و گروه کثیری در اطراف او بودند به ضرب گلوله جوانی از پای در آمد . و قاتل که بنام نعمت الله بروجردی بود خود را نیز بکشت.

دلیل دیگری که صولت برای حمایت از مشروطه خواهی داشت ،موفقیت های بختیاری در امر مشروطیت و قبضه کردن امور مملکت توسط سردار اسعد و سپهسالار و سایر سرداران ملی ، موجب همکاری صولت الدوله شده و ضمن ایجاد ارتباط با علما و روحانیون مقیم نجف اشرف به ابتکار آقا سید کاظم خراسانی برای همراهی سران عشایر جنوب با مشروطیت ، قرارداد یا قسم نامه ای تنظیم شد که  امرا و سرداران جنوب آنرا امضاء کرده اند. امضاء کنندگان : صولت الدوله سردار عشایر ـ معزالسلطنه سردار ارفع ـ غلامرضا سردار اشرف. بودند.

قدرت گرفتن بختیاری ها و صولت الدوله

بختیاری ها ستون اصلی نظامی رژیم جدید مشروطه به شمار می امدند، و این موقعیت بختیاری ها ضربه ای نیز بر پیکر ایل قشقائی وارد می آورد ، چرا که هیچگاه بین این دو ایل روابطه حسنه ای وجود نداشت. کنسول موقت انگیس در گزارش خود در این باره می نوسد: " قشقائی ها به طور کلی و ایلخان به خصوص از ارج و مقامی که بختیاریها در اثر وقایع اخیر به دست آورده اند حسادت بسیار نموده و خود را هم از نقطه نظر شجاعت و هم تعداد از آنها بر تر میدانند. قشقائی ها گذشته از این بر موقعیت مالی بختیاری ها غبطه میخورند چرا که سران بختیاری اکنون مجاز هستند که مالیاتهائی که در منطقه آنها جمع آوری میشود نزد خود نگاهدارند و نیز بدلیل مسئولیت های تازه نظامیشان بخشی از بودجه نظامی را به خود اختصاص داده اند."

در هر حال اختلاف میان قشقائی ها و بختیاری ها سبب شد که قوامی ها (مخالفان قشقائی) خود را به بختیاری ها نزدیک کنند. ( قوامی ها که تاکنون محافظه کار و طرفدار رژیم  استبدادی گذشته بودند به مشروطه طلبی گرویدند) در این حال انگلیسیها که منافعشان ایجاب میکرد از بختیاری ها حمایت کنند روابطشان بد تر از گذشته ، و با "صولت آلدوله " رو به تیرگی نهاد.

ولی در دوران متأخر قاجاریه سران ایلات کشکولی (محمدعلی خان و حیدرعلی خان) و دره شوری (ایاز کیخا) مستقل از صولت‌الدوله (ایلخان) بودند و مستقیماً از حکمران فارس حکم  کلانتری می‌گرفتند.

در ذیقعده 1330 ق./ اکتبر 1912 م. کلانتران مقتدر ایلات بزرگ قشقایی، محمدعلی خان رئیس ایل کشکولی و ایاز کیخا رئیس ایل دره شوری، صولت‌الدوله را رها کرده بودند و لذا او به عزل و نصب ناموفق در ایلات فوق دست زد؛ ابوالفتح خان کشکولی را به کلانتری ایل کشکولی و علی‌پناه کیخا دره ‌شوری را به کلانتری ایل دره شوری منصوب کرد. در این زمان، شهباز خان سُرخی در جبهه صولت‌الدوله جای داشت.از سال 1333 ق. شهباز خان سُرخی به حمایت از علی خان سالار حشمت، برادر ناتنی صولت‌الدوله که در آن زمان بیست و هفت ساله بود، برخاست و به قدرتمندترین حامی او بدل شد. در این زمان، صولت‌الدوله با حبیب‌الله خان قوام‌الملک و پسرش ابراهیم خان رابطه مسالمت‌آمیز برقرار کرد   ولی علی خان سالار حشمت همچنان به جنگ ادامه می‌داد.