دنیای قشقایی

بدبخت ملت و قومی که تاریخ خود را نداند ، تیره بخت تر از آن ملت و قومی است که علاقمند به دانستن تاریخ خود نباشد و شوربخت تر از همه ملت و قومی است که تاریخ خود را به ریشخند بگیرد .

ایران گرایان ترک ستیز
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢٩
 

   در ایران پس از انقلاب مشروطه یک نوع ناسیونالیسم رومانتیک ایرانی به عنوان واکنش به تجزیه‌‌پروری  دولت عثمانی ریشه گرفت.  یک گروه ایرانی در واکنش به تجزیه‌پروری عثمانی خواستار گسترش ناسیونالیسم بر اساس «زبان فارسی» و «ملی گرایی» ایرانی شدند و هدف آنها حفظ یکپارچگی و استقلال ایران بود . از این لحاظ آنها سیاست های یکسانگرایی براساس زبان فارسی را پیشنهاد نمودند

  از میان این گروه می‌توان به دکتر محمود افشار اشاره کرد که بنیانگذار پان‌ایرانیسم بود و این مکتب فکری را در واکنش به خطرهای پان‌ترکیسم و پان‌عربیسم و در تقویت تمامی ارضی و استقلال ایران بنا نهاد. محمود افشار در مجله آینده بحث هایی در رابطه با هویت ملی و تمامیت ارضی و وحدت ملی باز کرد و اندیشه‌های خود را در آن نگاشت.

 

 افشار مؤسس مجله ایران جوان و مجله آینده بود خود وی ترک  و  از ایل افشار یکی از ایلات تشکیل دهنده قزلباشان (ترک) در دوره صفویه بود که بخشی از آنان ساکن یزد شده بودند. وی استبداد  فرهنگی و تعمیم زبان فارسی را به عنوان زبان رسمی راه حل وحدت ملی ایران می دانست».

محمود افشار، با انتشار «آینده» به ترویج و اشاعه افکار پان فارسیستی و اندیشه های ملی گرایانه خود پرداخت. محمود افشار، سردبیر ماهنامة “آینده” بود. نخستین شماره این ماهنامه، در تیرماه سال ۱۳۰۴، درست همزمان با سال روی کار آمدن  رضاخان ، منتشر شد. بخش اعظم مقالاتِ “آینده” را خود محمود افشار می نوشت؛ با اینحال، اشخاص دیگری همچون «احمد کسروی» «رشید یاسمی»، «دکتر مشرف نفیسی (مشرف الدوله)»، «الله‏یار صالح» و … از جمله کسانی بودند که با این نشریه همکاری داشتند. این افراد در شمار روشنفکران سیاسی آن دوران (پهلوی) بودند و همزمان در نهادهای سیاسی کشور، از مجلس تا وزارتخانه ها، فعالیت داشتند.

 محتوای ماهنامه آینده بیشتر به ضرورت ایجاد دولتی مرکزی و هویت ملی یکپارچه تاکید داشت. موسس و نگارنده، مجله را با مقاله‌ای تحت عنوان «مطلوب ما: وحدت ملی ایران» آغاز می‌کرد:

 «ایده آل یا مطلوب اجتماعی ما حفظ و تکمیل وحدت ملی ایران است... (که موجب تشکیل امپراطوری و ملت بزرگ آلمان، ایطالیا و... شد) مقصود ما از وحدت ملی ایران وحدت سیاسی، اخلاقی، و اجتماعی مردمی است که در ایران اقامت دارند. این بیان شامل دو مفهوم دیگر است که عبارت است از حفظ استقلال سیاسی و تمامیت ارضی ایران باشد. اما منظور از کامل کردن وحدت ملی این است که در تمام مملکت زبان فارسی عمومیت یابد، اختلافات محلی از حیث لباس، اخلاق و غیره محو شود، و ملوک الطوایفی کاملاً از بین برود.

  کرد و لر و قشقایی و عرب و ترکمن و غیره با هم فرق نداشته، هر یک به لباسی ملبس و به زبانی متکلم نباشند... به عقیده ما تا در ایران وحدت ملی از حیث زبان، اخلاق، لباس، و غیره حاصل نشود هر لحظه برای استقلال سیاسی و تمامیت ارضی ما احتمال خطر می‌باشد. اگر ما نتوانیم همه نواحی و طوایف مختلفی را که در ایران سکنی دارند یکنواخت نماییم، یعنی همه را به تمام معنی ایرانی کنیم، آینده تاریکی در جلو ماست. 

 آنها که به تاریخ ایران علاقه دارند، آنها که به زبان فارسی و ادبیات آن تعلق خاطر دارند، آنها که به مذهب شیعه علاقمند هستند باید بدانند که اگر رشته وحدت این مملکت از هم گسیخته شود هیچ باقی نخواهد ماند. پس همه باید یکدل و یک صدا بخواهیم و کوشش کنیم که:زبان فارسی در تمام نقاط ایران عمومیت پیدا کند و به تدریج جای زبانهای بیگانه را بگیرد. این کار میسر نمی‌شود  مگر به وسله : ·                                                                                                                                                                               تاسیس - مدارس ابتدایی در همه جا، وضع قانون تعلیم عمومی اجباری و مجانی و فراهم آوردن وسایل اجرای آن، تدریس زبان فارسی و تاریخ ایران در تمام مملکت چاره اصلی و قطعی است.                                                                                             - ولی بعضی طرق دیگر هم که در درجه دوم اهمیت هستند به خاطر ما می‌رسد و در شماره‌های آینده شرح خواهیم داد. مثلاً باید به وسیله ساختن راههای آهن روابط ارزان سریع میان نقاط مختلف مملکت دائر نمود تا مردم شمال و جنوب، مشرق و مغرب بیشتر به هم آمیخته شوند. -                                                                               -  باید هزارها کتاب و رساله دلنشین و کم بها به زبان فارسی در تمام مملکت به خصوص آذربایجان و خوزستان منتشر نود. باید کم کم وسیله انتشار روزنامه‌های کوچک ارزان قیمت محلی به زبان ملی در نقاط دوردست مملکت فراهم آورد. تمام اینها محتاج به کمک دولت است و باید از روی نقشه منظمی باشد. ·                                                                                                                                                                     می توان بعضی ایلات فارسی زبان را به نواحی بیگانه(غیر فارسی زبانان) فرستاد و در آنجا ده نشین کرد و در عوض ایلات بیگانه زبان آن نقاط را به جای آنها به نواحی فارسی زبان کوچ داد و ساکن نمود. اسامی جغرافیایی را که به زبانهای خارجی و یادگار تاخت و تاز چنگیز و تیمور است باید به اسامی فارسی تبدیل کرد.    

محمود افشار این  عقاید و افکار ترک ستیزی خود را در دوران پهلوی دوم نیز سر لوحه کار خود قرار داده بود. به ترتیبی که می توان اندیشه های وی در  نوشته مقاله «یگانگی ایرانیان و زبان فارسی» که در ماهنامه «آینده» (شماره ۲ ، سال چهارم، آبان ۱۳۳۸ هجری شمسی) به عنوان “سرمقاله” به چاپ رسیده است مشاهده کرد.:

….. مسلم است مغولها و تُرک‏های وحشی، کتاب و کتابخانه و کتاب خوان و کتاب نویس و کتاب شناس و کتاب دوست، همه را به آتش بیداد بسوختند. شاعر و نویسنده را کشتند و آثار تمدن ایران را تا آنجا که توانستند نابود ساختند. از آثار هجوم وحشیانه نژادهای تورانی [منظور نژاد «تُرک» است] که بیشتر از دیگر خرابی های آنها، در ملت ما (؟) اثر گذاشته و چون خنجر زهرآگینی در دل و پهلوی کشور ما فرو رفته، زبان تُرکی است که نه تنها در آذربایجان و زنجان، بلکه تا حدود قزوین و همدان نفوذ کرده، حتی در اندرون کشور، در قلب فارس که مهد ایران بوده است، سایه هولناک خود را بر سیاه چادرهای ایلات قشقایی و دیگر ایلات، افکنده و همواره چون گاز انبری در شمال و غرب ایران، از قفقاز و آسیای صغیر، مخفیانه دهان برای بلعیدن باز کرده است! … »

«    اگر مردم آذربایجان توانستند روزنامه های تُرکی را به آسانی بخوانند و به تُرکی چیز بنویسند و شعر بگویند، دیگر چه نیاز ی به فارسی خواهند داشت؟ …… می خواهم آموزش فارسی را اجباری و مجانی و عمومی نمایند و وسائل این کار را فراهم آورند ….. برا ی من تردیدی نیست که بی هیچ زحمت و دردسری برای هیچ کس و مخالفتی از هیچ کجا، به مقصود خواهیم رسید، بی آنکه آزربایجانی ها احساس کرده باشند، بعد از پنجاه سال، به زبان فارسی … صحبت خواهند کرد. ….. باید حتما این کار به دست خود آزربایجانی ها صورت گیرد ….. مطلب از دو حال خارج نیست: یا آزربایجانی، ایرانی هست، یا نیست. اگر هست، تُرک نمی تواند باشد (!!!!) ….. آزربایجانیان بـاید خودشـان پیشقـدم شده و زبان ملی خود (!؟) را رواج دهند تا کم کم تُرکی که خارجی است (!!!)، برود ». 

 -یکی دیگر از پیروان این افکار دکتر رضا زاده شفق بود وی در مقدمه ای که بر اشعار عارف قزوینی نوشت چنین آورده است؛ «....... امروز در دیار عثمانی« توران پرست« هایی هستند که از آدم و حوا گرفته تمام ملل عالم را ترکی نژاد می کنند.! اگر این عتیقه شناسان و تاریخ سازان «تورک» همتی نمایند در آینده بشر جهانی دیگر خواهد داشت و مردم خواهند فهمید که تمدن آن نیست که مصری ها اهرام از سنگ تراشیدند و یونانی ها مجسمه از مرمر، بلکه آن است که چنگیز مناره از کله انسان ساخت.

و عبدالرحمن فرامرزی سردبیر روزنامه کیهان، یکی از باورمندان این اندیشه هاست:

-   عبدالرحمان فرامرزی در مورد یگانیگی زبان ملی می نویسد:« .... وقتی در یکی از ایالات  فرانسه ورقه ای به زبان محلی انتشار یافت و دادگاه آن ورقه را توقیف و صاحب آن را محکوم به زندان و پرداخت جریمه نقدی نمود. کشور فرانسه مهد آزادی سن، آزادی از آن جا به تمام جهان رسیده است. واضع حقوق بشر و اصول آزادی در دنبا ملت فرانسه است. فرانسه آزادی را جزو قوت خود می داند و بدون آن نمی تواند زندگی کند، ولی شخصی که بخواهد به یکی از لهجه های محلی چیز بنویسد محبوس و جریمه می کنند، زیرا وحدت ملی و سلامت کشور و تمامیت حاک فرانسه مقدم بر همه چیز است. ملت فرانسه می تواند از اصول آزادی متمتع گردد که استقلال داشته باشد وقتی استقلال حقیقی خواهد داشت که نیرو مند باشد و وقتی نیرومند خواهد بود که دارای یک روح، یک منظور کلی و یک زبان باشند.....  اتفاقا وقتی مقاله ای در این موصوغ نوشته و پیشنهاد کرده بودم که مردم باسواد و روشنفکر هر شهرستان یا ناحیه ای بکوشند که زبان های محلی را از بین ببرند و حتی در خانواده خود نیز با زبان مرکزی یا فصیح صحبت کنند و حتی نوشته بودم که امروز عیب این زبان های محلی به خوبی معلوم نیست، ولی اگر وقتی حکومت مرکزی ضعیف شد و یکی از بیگانگان پا به یک گوشه مملکت گذاشت عیب و خطر معلوم خواهد شد.

در دوران رضاشاه؛ وی این افکار و اندیشه ها را سر لوحه کار خود قرار داد و به همه ی آن ها عمل کرد و در صدد برآمد که همه احاد ایرانی را به یک شکل و یک لباس و یک زبان مجهز نماید. اقوام عیر فارس زبان را از بین برده و یک دولت - ملت در ایران پدید آورد.

سوال این است که آیا این گونه افکار و اندیشه ها در کشوری مانند ایران که دارای قومیت های گوناگون و با زبان های متفاوت است، کمکی به اتحاد ملی کشور می کند و یا سبب نفاق و بیگانگی می گردد؟؟     


 

- Dr. Touraj Atabaki: Nationalism, Ethnicity and Labour in the Twentieth Century. London, , GBR: I. B. Tauris & Company, Limited, 2001. p ۸۰  .
- دانشنامه ایرانیکا- هویت ایرانی در قرن نوزدهم و بیستم- احمد اشرف                

-  یگانگی ایرانیان و زبان فارسی”، دکتر محمود افشار، مجله آینده، سال ۱۳۷۷ ، تهران

- دیوان میرزا ابوالقاسم عارف قزوین چاپ اول برلین 1303  خورشیدی ص  250 

- روزنامه آینده ایران سه شنبه 20 دیماه  1320