دنیای قشقایی

بدبخت ملت و قومی که تاریخ خود را نداند ، تیره بخت تر از آن ملت و قومی است که علاقمند به دانستن تاریخ خود نباشد و شوربخت تر از همه ملت و قومی است که تاریخ خود را به ریشخند بگیرد .

نگاهی گذرا به تاریخ و زندگی مردم ایل قشقایی -4
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٢٩
 

صولت الدوله و جنگ جهانی اول

جنگ جهانى اول در ۲۸ ژوئیه ۱۹۱۴/ ششم مردادماه ۱۲۹۳ شمسى آغاز شد و مستوفى الممالک نخست وزیر ایران در تاریخ اول نوامبر ۱۹۱۴ (آذز ماه 1293) بى طرفى ایران را در جنگ اعلام کرد. . اگر چه ایران در جنگ اعلام بى طرفى کرده بود اما ناحیه خلیج فارس در  ایران به طور فرعى تبدیل به محل وقوع جنگ میان بریتانیاى کبیر و آلمان (و نیز متحد آلمان یعنى امپراتورى عثمانى) شد. و انگلیسى ها در خلیج فارس به مقابله با آلمانى ها پرداختند. کشتى هاى آنها را ضبط و مصادره کرده، تجار آلمانى و اعضاى کنسولگرى را دستگیر کردند. و قوای انگلیش بوشهر را تصرف کرد و پرچم ملکه را در آنجا بر افراشت.

اما به دلیل شورش هایی که در این منطقه صورت گرفت ، آن ها شرایطى را هم براى تخلیه این بندر مهم تعیین کردند که از جمله آن عزل مهدیقلى خان مخبر السلطنه (که با صولت الدوله هم آهنگی هایی داشت) از حکمرانى فارس بود. 

 


با احضار مخبر السلطنه از طرف دولت مرکزى به تهران در سوم ذیعقده ۱۳۳۳/ ۱۲ سپتامبر ۱۹۱۵ (1294 ش) نامبرده تا انتصاب والى جدید حبیب الله قوام الملک رئیس ایلات خمسه را به کفالت حکومت فارس برگزید و خود عازم تهران شد! در هر حال انگلیسى ها سرانجام در اکتبر ۱۹۱۵ بوشهر را تخلیه نمودند و آنجا را به احمدخان دریابیگى که به توصیه سفارت بریتانیا در تهران از جانب وزارت داخله ایران به سمت حکومت بنادر جنوب منصوب شده بود تحویل دادند!

برکنارى مخبر السلطنه از حکمرانى فارس که با فشار انگلیس صورت گرفت هیجانات زیادى را در شیراز موجب شد و ملیون فارس را به واکنش شدید واداشت. شیراز در این هنگام همانند بسیارى از شهر هاى دیگر ایران به پایگاه ضدمتفقین تبدیل شده بود و در آن هواخواهان آلمان یکه تاز میدان بودند.

در این قیام ها؛ افسران ژاندارمرى نیز با مردم همراه شده و در ساعات نخستین روز دوم محرم ۱۳۳۴ برابر ۱۹ آبان ماه ۱۲۹۴/ نهم نوامبر -۱۹۱۵ - نقاط حساس شهر به تصرف نیروى ژاندارمرى درآمد و انگلیسیانى که باید بازداشت شوند همگى دستگیر و به ژاندارمرى انتقال داده شدند که مشهورترین دستگیرشدگان عبارت بودند از: فردریک اوکونر کنسول انگلیس، مسیو فرگوسن رئیس بانک شاهى شیراز و مسیو اسمیت رئیس تلگرافخانه هندوروپ با خانواده هایشان. بنا به تصمیم طراحان قیام دستگیرشدگان از طریق کازرون به برازجان منتقل داده شدند.

 در همین موقع اسمعیل خان صولت الدوله (سردار عشایر) رئیس ایل قشقایى  که فکر می کرد که قدرت یافتن ژاندارمرى ممکن است موقعیت ایلى او را تضعیف نماید به مخالفت با نهضت ضداستعمارى این گروه پرداخت. و اشتباه و منفعت طلبی صولت الدوله که به فکر تحکیم قدرت و نفوذ شخصی بود. سبب شکست قیام کنندگان ضد انگلیسی ها شد.  (بعدها با گذشت زمان اشتباه محاسبه صولت الدوله آشکار شد و آثار زیانبار عدم همراهى با ژاندارمرى پدیدار گردید). 

 اما نیروهای طرفدار انگیسی ها که با هدایت قوام  پیروز شدند. و  با رفتن مخبر السلطنه ،حفظ انتظام ولایت فارس را تا ورود والى جدید که همان عبدالحسین فرمانفرما بود به عهده ابراهیم خان قوام الملک واگذار شد. انتخاب فرمانفرما به حکمرانى فارس با مخالفت اسمعیل خان سردار عشایر (صولت الدوله) رئیس ایل قشقایى روبه رو شد و در ملاقاتى که بین او و فرمانفرما که به همراه سرهنگ «گاف» کنسول جدید انگلیس عازم شیراز بود در «ده بید» آباده صورت گرفت فرمانفرما مبلغ قابل توجهى معادل «ده هزار لیره»۵ حق القدم از وى مطالبه کرد که صولت الدوله از پرداخت چنین باجى امتناع ورزید و در بازگشت به شیراز وی ابراهیم قوام الملک نایب الحکومه فارس و دیگران را ترغیب کرد که جبهه مخالفى علیه والى جدید تشکیل دهند!

ورود نیروی انگلیس در قالب پلیس جنوب

هنگامى که نهضت ضداستعمارى ایلات و عشایر جنوب منافع امپراتورى بریتانیا را مورد تهدید قرار داد و راه ارتباطى بوشهر- شیراز به داخل کشور معروف به راه شاهى به روى انگلیسى ها بسته شد و قیام افسران ژاندارمرى فارس و دستگیرى و تبعید انگلیسیان مقیم شیراز بزرگترین لطمه را به حیثیت و اعتبار این امپراتورى وارد آورد، دولتین روس و انگلیس در مخالفت با نیروى ژاندارمرى تحت فرمان سوئدى ها که آشکارا از آلمان جانبدارى مى کردند توافق کردند که با انحلال واحدهاى ژاندارمرى براى ایجاد امنیت و حفظ منافع امپراتورى بریتانیا در جنوب ایران که حوزه هاى نفتى را نیز شامل مى شد سپاهى از افراد محلى زیر نظر افسران انگلیسى تشکیل شود و در مناطق شمال و غرب ایران نیز همچون گذشته بریگاد قزاق زیر فرمان فرماندهان روسى عهده دار این مسئولیت باشد!

بالاخره دولت انگلیس از این قیام ها برای اجرای  نقشه خود برای ورود قشون انگلیس به جنوب به دلیل نبودن امنیت استفاده نمود و  در تاریخ ۱۶ مارس ۱۹۱۶ میلادی برابر با ۶ اسفند ماه 1295 شمسی  )و ذیقعده ۱۳۳۵ قمری و قمری  نیرویی وارد کرد به نیروهای پلیس جنوب معروف شد.

سر انجام ناصر دیوان  که فرماندهی مردم کازرون و دشتستان را بر عهده داشت و صولت که مخالف استقرار نیروهای انگلیس در مناطق عشایری خود بود، متحداً به پاسگاه پلیس جنوب  در کازرون حمله ور شدند و نفرات آن را خلع سلاح کردند.

و این کشمکش مدتی طول کشید. انگلیسی ها که خود را از نظر نیرو و امکانات در وضعیت ضعیفی بودند، به دنبال ایجاد فرصتی برای تقویت خود می گشتند، سیاست مدارانه به صولت پیغام آشتی دادند!! و این ایلخان زیرک ایل در دام فریب آنان افتاد و این فرصت را برایشان پدید آورد. در این هنگام صولت الدوله براى توافق با دشمن (انگلیسی ها) ابراز تمایل نمود و پس از رد و بدل کردن پیام هایى در ملاقاتى که در بیست و چهارم مه ۱۹۱۷/ دوم شعبان ۱۳۳۵ بین سایکس و گاف با صولت الدوله در خان زنیان ۴۸ کیلومترى شیراز صورت گرفت موافقتنامه اى بین طرفین به امضا رسید که بر مبناى آن صولت متعهد شد براى تامین امنیت در جاده شیراز- کازرون با «اس پى آر» همکارى کند. و اس پى آر پاسگاه هاى خود را در طول جاده ابقا نماید و ناصر دیوان به توسط او از کازرون اخراج شود!!

در عوض انگلیسی ها براى نگهدارى تفنگچیان حافظ امنیت جاده ها مبلغى به صولت الدوله پرداخت  کنند. و  این موافقتنامه براى سه ماه به صورت آزمایشی امضاء شد و مقرر شد که  در صورت موفقیت تجدید شود.  اما صولت الدوله پس از سه ماه متوجه شد که باز هم اشتباه کرده است، و او را متهم کرده اند که با پلیس جنوب که دولت آن را به رسمیت نمی شناخت همکاری کرده است، ضمنا متوجه شد که فرمانفرما که همراه و همکار انگلیسی ها ست از تایید قرار داد او خود داری می کند. وی نه تنها چیزی از این همکاری به دست نیاورد بلکه سبب شد که انگلیسی ها از این فرصت استفاده کرده و نیروی زیادی از هند وارد کرده اند و عملا نیازی به نیروی وی ندارند.!


نصرت الدوله فیروز، صولت الدوله قشقایی و پسران صولت الدوله

به زودی آن چه که انگلیسی ها در نظر داشتند رخ داد. ودر نیمه شعبان ۱۳۳۶ ه.ق (1296 ش) جنگ بزرگی میان مجاهدین و نیروهای قشقایی از سوئی و انگلیس ها و مزدورانشان از سوی دیگر در خان خویس در منطقه کوهمره سرخی در میگیرد که در آن ۱۲۰۰۰ نظامی انگلیسی و هندی در مقابل مجاهدین قرار داشته اند. نبردی سهمگین در میگیرد که طی آن انگلیسی ها و هندیها ۸۰۰ کشته و ۱۳۰۰ مجروح به جای میگذارند و ایرانی ها ۹۲ کشته و ۱۳۶ مجروح داشته اند.این جنگ با پیروزی مجاهدین به پایان میرسد و دامنه تعقیب قوای شکست خورد انگلیس و دولتی تا باغات حاشیه شیراز ( عفیف آباد) کشیده میشود.

قسمت دوم جنگ با صولت که شاید از جهت پلیس جنوب ایران خطر ناک بود محاصره شیراز بود. محاصره پلیس در شیراز توسط ایلات در ماه ژوئن و ژوئیه ( خرداد وتیر ) بود.

تظاهرات به رهبری روحانیون و دمکراتها در شیراز راه اندازی میشد بازرها و دکان ها بسته میشد. خسارت زیادی به شهر وارد شده و صدمه شدیدی دیده بود. کمبود اب نبودن نان و ارد و شیوع بیماری وبا ، بدبختی فراوانی را به مردم تحمیل کرد و سپاهیان قشقائی قادر به تسخیر محله پلیس نشدند و پلیس نیز نمی توانست آنها را از شهر براند. قوام الملک و فرمانفرما با برادران صولت الدوله در حال مذاکره مخفی بودند و توانستند که سردار احتشام و سالار حشمت برادران ناتنی صولت را ازاو جدا نمایند و قرار دادهائی با یکدیگر برای همکاری ببنندد و در نتیجه حکم ایلخانی گری بنام سردار احتشام صادر شد. انها و افراد همراهشان از صولت بریده و او را تنها گذاشتند. این کار که با نقشه فرمانفرما اجرا شده بود ضربه سنگینی به صولت وارد کرد. با وجود حمایت روحانیون ، دمکراتها و برخی از ایلات و عشایر و مردم کازرون ، نیروی صولت به تدریج ضعیف تر شده و در شیراز شکست خورد .

مرحله سوم جنگ : قیام آباده بود روز هشتم ژوئیه محمدعلی خان ( پسر عموی صولت ) امیر عشایر و صولت السلطنه ( برادر بزرکتر و صلبی صولت الدوله ) به اردوی پلیس جنوب ایران در اباده حمله کردند. گروهی از بختیاری ها از اصفهان به آنها در این حمله کمک کردند و همچنین دمکرات های آباده از طریق کمینه خود به فعالیت ضد انگلیسی و پلیس جنوب ایران شرکت داشتند. و سر انجام نیروی بزرگی از چهار گروه، انگلیسی ها، دولتیان به کمک فرمانفرما، نیروی قوام الملک و نیروی ها برادران و پسر عموی ایلخان به مقر وی در این نیرو  توسط قوام الملک و فرمانفرما فراهم شده به سوی مقر نهایی وی حمله کردند. قوام الملک ۴۰۰۰ نفر مرد مسلح از ایل عرب و بهارلو به فرماندهی خودش و ۱۵۰۰ نفر همراه فرمانفرما و در مجموع ۹۰۰۰ مرد مسلح به سوی فیروز آباد حرکت کردند تا بتوانند ترتیب کار صولت را برای همیشه بدهند. آنها به مقر وی در فیروز آباد حمله کرده و تمام اموال وی و فامیلش را غارت کردند. آخرین درگیری سه ماه بعد از واقعه آباده در دره فیروزاباد صورت گرفت که صولت شکست خورد و افراد خود را جمع کرده به سوی جنوب فارس عقب نشینی کرد و به ایل ملحق شد. شیوع مرض آنفولانزا در بین ایل که باعث از بین رفتن گروه کثیری شد ، خیانت برادران صولت الدوله و بعضی از کلانتران ایل از جمله محمد علی خان کشکولی و برتری تجهیزات پلیس جنوب و همکاری کابینه جدید در تهران با انگلیسی ها ، دست به دست هم داده و باعث شکست صولت الدوله شد.

حکم ایلخانی گری بنام سردار احتشام  (برادر ناتنی صولت) در ۲۳ رمضان ۱۳۳۶ ه.ق.(1297 شمسی) توسط فرمانفرما صادر و امضاء شد. وی به توطئه خود و انگلیسی ها جامه عمل پوشانید و سبب رضایت خاطر دوستان انگلیسیش شد.