دنیای قشقایی

بدبخت ملت و قومی که تاریخ خود را نداند ، تیره بخت تر از آن ملت و قومی است که علاقمند به دانستن تاریخ خود نباشد و شوربخت تر از همه ملت و قومی است که تاریخ خود را به ریشخند بگیرد .

مروری بر خاستگاه اولیه ترکان -2
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٢٠
 

آتیلا در اواخر سلطنت خود، در غرب و شرق اروپا شکستهایی خورد و ناگزیر شد به سواحل دریای سیاه بازگردد. امپراتوری “هون ها»با مرگ آتیلا در 453 میلادی از هم پاشیده شد. گروههایی از آنها به استپهای روسیه بازگشتند و گروههایی در اروپا ماندند و به اتحادیه هایی چون بلغار و آوار پیوستند. قبایلی چون قوتریغور / قوتوریغور و اوتورغور /اوتریغور / اوتریگور ، که در شمال دریای سیاه مانده بودند، بر اثر تحریکات دو امپراتوری روم غربی و شرقی ، درگیر جنگهایی با هم شدند که تا نیمة دوم قرن ششم میلادی ادامه یافت ، تا اینکه قومی به نام «آوار» آن دو امپراتوری را شکست داد و مرغزاران روس را تصرف کرد. این حمله عکس العمل ظهور «توـ کیو»ها یا “ترک ها»ی تاریخی در آسیای شمالی بود .[1]

   


در زندگی صحرانوردان ، قانونی حاکم بود که طبق آن هر اتحادیه ای که متلاشی می شد، اتحادیة دیگری با شرایط و قوانین متفاوت پدید می آمد و بدین ترتیب زنجیره ای از اتحادیه ها به دنبال هم تشکیل می شد. در فاصلة بین انقراض امپراتوری “هون» و شکل گیری امپراتوری گوک ترک که خاقانات ترک نیز نامیده شده اند، اتحادیه های قبیله ای کوچک ترک زبانی در مغولستان و دشتهای آسیای مرکزی به وجود آمد [2]

شکل گیری حکومتهای ترک زبان : هستة اولیة اتحادیة گوک ترک قبیله ای بود از بازماندگان دودمان حاکم تسو ـ کو که آخرین دولت “هون» را تشکیل داد. نام این دودمان که از پانصد خانواده تشکیل می شد آشینا به معنای «گرگ نجیب » بود. این دودمان در همان ایالت که “هون ها»و سین ـ پیها در قرن چهارم میلادی از چینیها گرفته بودند، از در هم آمیختن طوایف مختلف ساکن مغولستان و دشتهای آسیای مرکزی به وجود آمدند.[3]

منشأ این نام روایتی از افسانة بوزقورت است که بر اساس آن ، از قبیلة آشینا، که به دست دشمن نابود شده بود، تنها پسری دست و پا بریده باقی مانده بود که گرگی ماده او را نجات داد و از وی باردار شد و به کوههای آلتای گریخت . در آنجا ده پسر به دنیا آورد که هرکدام منشأ قبیله ای شدند. آشینا که عاقلترین برادر بود، فرمانروای “ترک ها» شد و به یادبود، پرچمی مزین به کلة گرگ بالای خیمة خود نصب کرد.[4] در اواسط قرن پنجم میلادی ، پس از برافتادن آخرین دولت “هون» ها به دست دولت ترک تبار تبقاچ / طمغاج (به چینی : تو ـ با، تو ـ پا ) دودمان آشینا از غرب ایالات شمالی چین به منطقة کوهستانی آلتای فرار کرد و به امپراتوری ژوان ـ ژوان ها ملحق شد و برای آنها آلات و جنگ افزارهای آهنی تولید کرد[5]. از قبایل بومی پراکنده در حوالی آلتای ، که از بقایای “هون ها»و غالباً ترک زبان بودند، اتحادیه ای در اطراف دودمان آشینا شکل گرفت . آشیناها، پیش از رانده شدن از چین به کوههای آلتای به زبان مغولی تکلم می کردند، لیکن طی یک قرن که در محیط ترک زبان آلتای ماندند ترک زبان شدند و نشانه های زبان مغولی را در نظام عناوین خود حفظ کردند .[6] از آنجا که چینیها و ژوان ـ ژوان ها اتحادیة پدید آمده در اطراف دودمان آشینا را، تو ـ کیوئه / تو ـ کیو می نامیدند، نام «ترک » که برگرفته از همان نام تو ـ کیوئه است ، بتدریج و بویژه با تشکیل و گسترش قلمرو امپراتوری گوک ترک ، یا خاقانات ترک ، عمومیت یافت.

با عمومیت یافتن نام ترک ، در منابع بیزانسی از قرن ششم میلادی ، آسیای میانه «تورخیا» (ترکیه ) نامیده شد. در حدود سدة سوم تا چهارم / نهم تا دهم ، همین نام به سرزمینهایی که از رود ولگا تا اروپای مرکزی گسترده بودند اطلاق گردید. از قرن ششم / دوازدهم ، آناطولی ، به سبب جنگها و مهاجرتهای “ترک ها» به آنجا ــ که این مهاجرتها از اوایل نیمة دوم قرن پنجم آغاز شده بود ــ به ترکیه معروف شد. یک قرن بعد، سوریه و مصر نیز، با به قدرت رسیدن ممالیک ، نام ترکیه به خود گرفتند .[7] در منابع ایرانی نیز سرزمینی که توران نام داشت ، بتدریج ترکستان خوانده شد. [8] جغرافیدانان مسلمان قلمرو ترک ها را از سیحون تا شمال و مشرق دانسته اند .[9]



[1]   -گروسه ، ص 154ـ156.

[2] کلاوسون ، ص 14؛ گروسه ، ص 15؛ چاپلیکا، ص 70ـ71؛ قفس اوغلو، ص 36ـ47.

[3] گومیلیوف ، ص 30.

[4] بانارلی ، ج 1، ص 24.

[5] قفس اوغلو، ص 49، 78ـ79؛ آوجی اوغلو، ج 2، ص 566

[6] گومیلیوف ، ص 34.

 [7]   - میدان لاروس ، ج 12، ص 342؛ د. ا. ترک ، ج 12، بخش 2، ص 143.

[8]  - آوجی اوغلو، ج 1، ص 296.    

 [9] - درتهیه این بخش از، مقاله ترک و ترک ها نوشته دوست دانشتمندم؛ رحیم  رییس نیا استفاده کرده ام.