دنیای قشقایی

بدبخت ملت و قومی که تاریخ خود را نداند ، تیره بخت تر از آن ملت و قومی است که علاقمند به دانستن تاریخ خود نباشد و شوربخت تر از همه ملت و قومی است که تاریخ خود را به ریشخند بگیرد .

نامه هایی از دکتر مصدق به خانواده قشقایی
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ٤:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٩
 

 ٭ نامۀ دکتر مصدّق  به صولت الدولۀ قشقائی  

 ( روی کاغذ ایالت فارس)

23 برج حوت پیچی ئیل 1299

فدایت شوم، مراسلۀ شریفه عزّ وصول داده از سلامت مزاج محترم  بینهایت  خوشوقت گردیده و از اینکه امورآن  صفحات درنهایت نظم وامنیت است امتنان خود را عرض می نماید و از خداوند خواهان  است که  این امنیت با این مقدّماتی که پیش آمده از فارس مرتفع نگردد.

البتّه جناب آقای میرزا عبدالله  خان  وقایع  این چند  روز را عرض  کرده اندخلاصۀ  آن این است  که از بدو تشکیل این کابینه  که مخبر روزتر اعضاء  آن و اشخاصی  که با آنها  موافقت دارند  یاغیان  قلمداد  کرده و این جانب مطلقاً با مرکز مخابرۀ تلگرافی و مکاتبه ننموده  اعمال  این هیئت ونیات آن را بر خلاف مصالح  مملکت  می دانم  و تاکنون هم چند  تلگراف  از پاره ای اشخاص که فعلاً  معرّفی آنها  را لازم نمی داند رسیده  برای اینکه این جانب  تلگراف تبریکی  به آقای سید ضیاءالدین که خود  را امروز به جای رئیس الوزراء  رئیس دولت می نامد مخابره نماید مطلقاً خود داری کرده ایم. این مطالب  رافقط لازم دانست  که برای  اطّلاع  جناب مستطاب  عالی زحمت بدهم. مقصود اینست که جناب مستطاب عالی همان مشی این جانب  را اتّخاذ  فرمائید . البتّه هرکس  برای  حفظ  مملکت  و وطن خود دلائلی دارد که اقدامات خود را باید  روی دلائل  خود قائم نماید.

 


 فقط یک تلگرافی به خاکپای مبارک  همایونی بلافاصله بعد از وصول تلگراف ملوکانه راجع  به ریاست  وزراء آقای سید ضیاءالدین عرض نموده و خطرات این مطلب  را برای  حالت کنونی  تشریح  کرده و بعد  یک تلگراف تهدیدی از طرف آقای سید ضیاءالدین رسید که آن تلگراف را بلاجواب  گذارده و بازعریضۀ تلگرافی به خاکپای مبارک عرض نمود که هردو تلگراف ازمقام ملوکانه  بلاجواب  مانده است.

دیگراز اوضاع مرکز اخبار صحیحی  نمی رسد و مخابرات  تلگرافی در مطالب  سیاسی  مطلقاً ممنوع  است و برای اینکه اگربعد مطالبی روی دهد از رأی  و عقیدۀ  جنابعالی  محروم نباشیم و بساط  امنیتی  که امروز هست فوق العاده متزلزل  و در اطراف  شهر شروع به ناامنی شده است لازم  است هرچه زودترجناب مستطاب عالی خود را به فیروز آباد  یا نقطۀ  دیگری  که به شهرنزدیکتر  باشد برسانید.

درباب انتخابات  هم امیدوارم  ان شاءالله  بزودی خاتمه یابد  و مطابق  قانون یک نفر وکیلی انتخاب  شود که بتواند  به این مملکت  در آتیه خدمت نماید.

چون قاصد  در شرف حرکت است جواب مطالب جناب اجلّ آقای ایلخانی  دامّ اقبال را توسّط  قاصد  دیگر خواهم فرستادزیاده  سلامتی وجود محترم را طالبم.

مصدّق 

 

1-  محمد ترکمان « نامه های دکتر مصدق» ( جلد اول ) –نشر هزاران – 1375 – ص 43  

 

٭ نامۀ دکتر مصدق  به صولت الدولۀ قشقائی  

 شیراز 16 حمل 1300 شمسی

 فدایت شوم، چند  ساعتی  بیش نمانده است که  از شیراز  حرکت  نمایم.  خداگواه است  از این  پیشآمدی  که دست  داد و  در این  مختصر  توقّف  روابطی  که بین  اخلاصمند  و آقایان  محترم  هموطنان  عزیزم  حاصل شد  فوق العّاده  متأثّر  می دارد که  بواسطۀ  قضایای  وارده  نتوانست  خدمت  خود را  در این نقظه  از وطن عزیز  ادامه  دهد، باری :

قضا دگر نشود گر هزار  ناله و آه    

به شکر یا به شکایت بر آید از دهنی

فرشته ای که وکیل  است  بر خزانۀ  باد 

چه غم  خورد که بمیرد  چراغ  پیره زنی 

حقیقۀً اگرممکن بود که تن به قضا  بدهم  برای خدمت  با کمال افتخارحاضر می شدمولی افسوس  که پیش بینهای بنده مانع شد ازاینکه خود را مطیع احکام  مرکزنمایم .این بود که استعفا  داده وپس از قبول  برحسب امرملکانه خود را عازم حرکت نموده  می خواست  که بواسطۀ عدم اطمینان از وضعیات و رفتارمرکزنسب به شخص خود خانواده را در شیراز گذارده خود چندی در بوشهرویا نقطۀ  دیگری  بماند تا سیاست مرکزی کاملاً روشن گردد.  بعد به طرف تهران حرکت کند.  افسوس که خانواده حاضرنشد  که تنها در شیراز بماند و حرکت  دادن آنها  هم به طرف نقطۀ دیگری غیراز تهران از استطاعت مخلص خارج  بوداین است  که فردای 17  حمل  همگی به طرف تهران حرکت  و به خواست و رضای الهی شاکر و خوشوقت خواهیم بود.  دیگربه این  مختصر با حضرتعالی وداع  می کنم  و چون تا مدّتی  نمی خواهم  با این قسمت  ازمملکت مکاتبه  کنم  بطورغیرمستقیم ازمجاری  حالات سلامت  وجود محترم استفسارخواهم نمود و ازخداوند بقای جنابعالی را خواهانم زیاده  تصدیع  نمی دهم.

مصدّق

 

2 -  پیشین -  صص 45 – 44  

 

( III) 

 ٭  نامۀ دکتر مصدّق  به صولت الدولۀ قشقائی  

 21 شوال  1341

 فدایت  شوم  امیدوارم  ان شاء الله تعالی وجود  محترم  را کسالت  و ملالی  نباشدهرچند  که مستقیماً چندی  است از اخبار  حضرتعالی  بی اطّلاعم ولی  بطور غیر مستقیم  همچو نیست که در این باب لاقید  بوده و کسب اطّلاع  نکرده  باشم و همینقدرکه از سلامت  وجود عالی  مطّلع  شده و  اینکه  امور  از این جهت مطابق دلخواه  و لاانتظار دوستان است کمال خوشوقتی و امتنان  را داشته  و خواهانم که ان شاء الله  همیشه  به همینطور  بگذرد.

 حالت  مخلص  هم بحمدالله  بد نیست و عمری  بدون  نتیجه در این مملکت  می گذرد.

واقعاً در این وقت که هموطنان عزیزم بواسطۀ مرخصی  عازم  تهران هستند  لازم  می دانم  که این مختصر را عرض و خاطر جنابعالی  را ازحسن  رفتار و حسن سلوک  آنها درمدّت  اقامت  در تهران مستحضر  نمایم.

از روی حقیقت هیچ  یک از دستجاتی که از خارج به مرکزآمدند مثل  این اشخاص رفتار نکردند و سلوک آنها طوری خواطر را جلب نموده که هیچ انتظارنداشتند ازاشخاصی که تاکنون به مرکز نیامده  این حسن رفتارجاری گردددراین صورت استحقاق هر قسم  توجّهی از طرف حضرت عالی دارند و  امیدوارم که آنها را مورد الطاف  خود قرارداده و طوری  تقدیر فرماییدکه باعث  تشویق سایرین  گردد

 همواره بشارت سلامت  حضرت عالی  را انتظار دارم.

مصدّق  

2 -  پیشین -  ص 45 

 ( IV) ٭  حکم دکتر مصدّق به ناصر خان قشقایی 

 نمره 3774

ربیع الثانی 1339

   ربیع الثانی  1339 مطابق پیچی ئیل خیریت  دلیل 1299؛ از آنجا که مقتضیات موقع و مناسبات حاضرۀ مملکت نظریات ایالت را بر این می دارد که  اصلاحات کامل درایل قشقائی بشود  و یک نفر  شخص کاردان  عالم به مقتضیات وقت برای ایلخانی گری ایل قشقائی که از امورات  مهمّه ی مملکتی است انتخاب گردد و نظر  به اینکه  جناب جلالتمآب اجلّ آقای محمّد ناصر خان سالار اکرم بدین صفات متّصف و جوانی لایق  و مستعد  برای همه نوع رجوع  خدمت  است و در امور ایل قشقائی بصیرت و اطّلاعات  کافیه دارد، علیهذا درهذه  السنه مسعوده  پیچی  ایل به صدوراین حکم  معزّی الیه  را به سمت  ایلخانگری ایل قشقائی منتخب و بر قرار  داشت که همواره  در تنظیم  و تنسیق ایل  و رفع مفاسد و بسط مصالح اهتمامات لازمه را مرعی داشته خود را کاملاً  مسئول انتظامات ایل بداند و جناب  اجلّ آقای نصرالله  خان هم که به موجب حکم علیحدّه به سمت  ایل بیگی گری قشقائی منصوب و برقرار شده اند باید معاضداً درانتظامات ایل قشقائی و هرگونه اصلاحاتی که لازم باشد متّفق و مساعد  باشد که  انشاءالله  به توجّهات الهی کار قشقائی من جمیع الجهات درتحت ترتیب و تنظیم  درآمده وازهرگونه  مفاسد  بری گردد.

مقرّر آنکه عموم کلانتران  و کدخدایان  و رؤسا  و ریش سفیدان طوایف  کلّ قشقائی جناب جلالتمآب اجلّ آقای سالار اکرم  را ایلخانی  بالاستقلال  خود دانسته  اطاعت ایشان فریضۀ ذمّت دانند واز امر و نهی معزّی الیه تخلّف نورزیده و حسب المقرّر معمول  داشته در عهده  شناسند.

مصدّق السلطنه

امضاءدکتر محمّد مصدّق

رقم مهر  مربّع شکلایالت فارس

 

4 -  محمّد ترکمان « نامه های دکتر مصدّق» ( جلد دوّّم ) –نشر هزاران – 1377 – ص 47