دنیای قشقایی

بدبخت ملت و قومی که تاریخ خود را نداند ، تیره بخت تر از آن ملت و قومی است که علاقمند به دانستن تاریخ خود نباشد و شوربخت تر از همه ملت و قومی است که تاریخ خود را به ریشخند بگیرد .

تاریخ باستانی قوم قشقایی - 2
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٤
 

مروری بر خاستگاه اولیه ترکان در جهان

قوم قشقایی، مردمی ترک زبان هستند، و قرن هاست که بخشی از آنان در جنوب ایران زمین در استانهای اصفهان، شیراز، بنادر و کوهگیلویه و بویر احمد و خوزستان در دامنه های کوهای دنا و زرد کوه تا کناره های خلیج فارس به زندگی عشایری اشتغال دارند. و گروه کثیری از آنان نیز در استان های مختلف کشور شهر نشین و ساکن شده اند.  از آن جا که منشاء اصلی آن در سرزمین ها ترک نشین باستانی بوده است، مروری بر خاستگاه های اولیه این اقوام، به ما کمک خواهد کرد که از سابقه تاریخی و نقل و انتقالات این اقوام  آگاهی هایی به دست آوریم.

مورخان غربی با استناد به منابع بسیار قدیمی چینی ، کوههای آلتای را میهن نخستین “ترک ها» دانسته اند در حالی که ، بعضی مورخان منطقه ای بین کوههای آلتای و دشت های قرقیز، یا جنوب غربی دریاچة بایکال را به عنوان میهن اولیة “ترک ها» ذکر کرده اند. آلتای؛رشته‌کوهی است در آسیای مرکزی و بین کشورهای مغولستان، روسیه، چین و قزاقستان واقع است و سرچشمه رودهای ایرتیش و اوبی است . بعضی از زبان شناسان ، مشرق آلتای یا شرق و غرب کوههای خینگان یا دو طرف طول شرقی ْ90 را خاستگاه “ترک ها» ذکر کرده اند. 


پژوهش های اخیر زبان شناسی ، احتمال وجود سرزمین مادری ترک ها را در دشتهای بین کوههای آلتای و اورال ، و حتی در صحراهای شمال شرق دریای خزر تقویت می کند. [1]کوه‌های اورال رشته‌کوهی است در کشور روسیه که در امتداد شمالی-جنوبی کشیده شده است و مرز میان اروپا و آسیا به شمار می‌رود. درازای این رشته‌کوه ۲۴۹۸ کیلومتر است و از دشت‌های نزدیک مرز قزاقستان و روسیه تا اقیانوس منجمد شمالی کشیده شده است. بلندترین قلهٔاین رشته‌کوه، قلهٔ نارودنایا است که ۱۸۹۵ متر (نسبت به سطح آب‌های آزاد) بلندی دارد.

آنچه مسلّم است ، (اقوام مختلفی که در این سرزمین ها بودند و بعد ها ترک نامیده شدند) در سده های پیش و پس از میلاد در مغولستان و عموماً در دشتهای شمالیِ دیوار بزرگ چین می زیسته اند و در جنوب با کشور چین ، در غرب با هند و اروپاییان و در جنوب غربی با سکاها هم جوار بوده اند و واژگانی را از آنان گرفته و به زبان خود وارد کرده اند.[2]

محققان ، تاریخ این اقوام ( ترک ) را عموماً با «هسیونگ ـ نو» ها- «هیونگ ـ نو»ها، که در منابع چینی «هون» ها» نامیده شده اند، آغاز می کنند و آنان را نیاکان “ترک ها» به شمار می آورند.[3] و همچنین بر این باورند که هیونگ ـ نوها (“هون» ها) در حدود دویستِ پیش از میلاد و انتساب لفظ ترک ها به آنان اشاره کرده و هیونگ ـ نو را نامی مشترک برای ترک ها و مغول ها و احیاناً تونگوز های باستان ذکر کرده و بنیانگذار امپراتوری بزرگ هیونگ ـ نو را ترک دانسته اند [4]

آوجی اوغلو (مورخ ترک) آورده است که با توجه به اطلاعات زبانی و فرهنگی ، خاندان قاغان (خاقان ) که در رأس “هون ها» قرار داشته ، ترک بوده است . در میان “هون ها» که حدود صد قبیله بودند، قبایل ترک و نیز قبایل مغول و تونگوز وجود داشته اند[5]  زبان “هون ها» را نوعی زبان ترکی اولیه ذکر کرده و با تجزیه و تحلیل نامهای چینی چند قبیله ای که به اطاعت “هون ها» در آمدند، ترک بودن آنها را محتمل دانسته و نوشته است که “ترک ها» در سدة سوم پیش از میلاد در استپ های آسیا بوده اند.

آنچه مورخان زمان (اکثرا دشمنانشان) از آنها نوشته‌اند به دست می‌آید. این شواهد گویای آن است که این قوم پیرامون ۵ سده پیش از میلاد در زمین‌های شمال چین حدود مغولستان امروزی به دام‌داری مشغول بوده و عمدتاً قومی کوچ‌نشین بودند. نامشان شاید از نام دودمان «هان»، امپراتوران وقت چین آمده باشد. معروف است که به دلیل زندگی عشایری‌شان، سوارکارانی بسیار ماهر بودند و می‌توانستند در ضمن یورتمه، تیراندازی کنند. بعد از بررسی شواهد زبانشناسی در طول دو دههٔ گذشته، اکثر دانشمندان امروزه معتقدند که قوم «هون» همان هیونگ-نو است که قرن‌ها با امپراتوری‌های چین در نبرد بود و طبق افسانه‌های چینی، دیوار بلند چین برای دورنگه داشتن آن‌ها از چین ساخته شد.

دورة روشن تاریخ امپراتوری “هون» از 209 قبل از میلاد آغاز شد [6] و قلمرو آن با مغلوب کردن قبایل مختلف ترک و مغول و تونگوز و هندواروپایی ، از دریاچة بایکال تا تبت و از دریای خزر و کوههای اورال تا رود زرد (هوانگ هو) گسترش یافت. [7] و اراضی شمالی چین را در بر گرفت . در همین دوره دیوار بزرگ چین برای جلوگیری از حملات “هون ها» ساخته شده است .[8]

با افزایش قدرت چین از اواسط سدة دوم پیش از میلاد امپراتوری “هون» رو به انحطاط گذاشت[9]. سرانجام امپراتوری “هون» ضعیف شد و در اواسط قرن اول پیش از میلاد به دو امپراتوری جنوب شرقی و شمال غربی تقسیم گردید. شاخة جنوب شرقی تحت حمایت چین در آمد و شاخة شمال غربی در آخرین دهة قرن اول میلادی از هم پاشید و “هون» های شمالی به سوی غرب و دشتهای شمالی دریای خزر کوچیدند تا بعدها زمینه ساز تشکیل دولت “هون» های اروپا شوند. [10]

امپراتوری “هون» های جنوب شرقی پس از آنکه در 216 میلادی به دست امپراتوری چین منقرض شد، چند قسمت گردید. بخشی از آنان به سوی غرب رفتند و بخشی به «سین ـ پی » های مغول تبار ــ که جانشین “هون» ها در آسیای مرکزی شده بودند [11]ــ پیوستند و بخشی دیگر به سرزمینهای کنونی ترکستانِ روس و ایران و هندوستان رفتند و نام «آق هون» » (یا هَیاطِلِه یا هَفتال / هَفتالیت / افتالیت یا “هون» های سفید) به خود گرفتند.  و بعضی نیز که در آسیای میانه ماندند، دولتهای محلی کم نفوذ و ناپایداری تشکیل دادند[12]. “هون ها»یی که به غرب و قزاقستان و اراضی شمالی دریای خزر عزیمت کردند، تحت فشار اتحادیة قبیله ای آوار ـ “هون ها» که از قبایل ترک و مغول تشکیل شده بودند ــ از اواسط نیمة دوم قرن چهارم میلادی به حوضة رود دانوب و دشتهای مجارستان رفتند

یکی از علتهای نیامدن “هون ها» از شرق و غرب دریای خزر به جنوب را حضور دولت نیرومند ساسانی در این سرزمین ها دانسته اند. در حدود    415 - ـ420 میلادی ، “هون ها»هم زمان با جنگ ایران و روم ، به مرزهای شمالی ایران حمله کردند، لیکن با شکست مواجه شدند[13]

“هون ها»پس از استقرار در مجارستان ، امپراتوری روم شرقی را وادار به پرداخت باج کردند و دامنة لشکرکشی های آنها، به ویژه پس از قرارگرفتن آتیلا از 434 میلادی در رأس آنها، تا غرب اروپا، یعنی فرانسه و اسپانیا، کشیده شد.[14]نیروهای امپراتوری “هون ها»ی اروپا متشکل از حدود 45 قوم از چندین تبار با زبانهای مختلف بود که از لحاظ سیاسی متحد شده و ژرمن ها، اسلاوها، هند و ایرانی ها (چون «آلان »ها و «سرمت / سارمات »ها)، فینو ـ اویغور و “ترک ها» اقوام اصلی تشکیل دهندة آن بودند. وی در بارة “ترک ها» نوشته است که «بش ـ اوغور» ها، «ان ـ اوغور» ها و «شرا ـ اوغور» ها در جلگه های شمالی دریای سیاه به سوی رود ولگا، آکاتیرها در غرب دریای آزوف ، سابارها و توده های دیگر ترک در شرق ولگا پراکنده بودند.

آتیلا در اواخر سلطنت خود، در غرب و شرق اروپا شکستهایی خورد و ناگزیر شد به سواحل دریای سیاه بازگردد. امپراتوری “هون ها»با مرگ آتیلا در 453 میلادی از هم پاشیده شد. گروههایی از آنها به استپهای روسیه بازگشتند و گروههایی در اروپا ماندند و به اتحادیه هایی چون بلغار و آوار پیوستند. قبایلی چون قوتریغور / قوتوریغور و اوتورغور /اوتریغور / اوتریگور ، که در شمال دریای سیاه مانده بودند، بر اثر تحریکات دو امپراتوری روم غربی و شرقی ، درگیر جنگهایی با هم شدند که تا نیمة دوم قرن ششم میلادی ادامه یافت ، تا اینکه قومی به نام «آوار» آن دو امپراتوری را شکست داد و مرغزاران روس را تصرف کرد. این حمله عکس العمل ظهور «توـ کیو»ها یا “ترک ها»ی تاریخی در آسیای شمالی بود .[15]

در زندگی صحرانوردان ، قانونی حاکم بود که طبق آن هر اتحادیه ای که متلاشی می شد، اتحادیة دیگری با شرایط و قوانین متفاوت پدید می آمد و بدین ترتیب زنجیره ای از اتحادیه ها به دنبال هم تشکیل می شد. در فاصلة بین انقراض امپراتوری “هون» و شکل گیری امپراتوری گوک ترک که خاقانات ترک نیز نامیده شده اند، اتحادیه های قبیله ای کوچک ترک زبانی در مغولستان و دشتهای آسیای مرکزی به وجود آمد [16]



[1]    دانشنامه اسلامی. ترک ، ج 12، بخش 2، ص 144.

[2]  -  الاخبار الطوال ، چاپ عبدالمنعم عامر، مصر ] 1379/ 1959 [ ، چاپ افست بغداد  بی تا[ ؛ رشیدالدین فضل اللّه ؛ رشیدالدین فضل اللّه ، ج 3، تعلیقات روشن و موسوی ، ص 2030ـ2031  

[3] - چاپلیکا ، ص 62؛ د. اسلام ، چاپ اول ، ج 8، ص 900؛ بارتولد، 1376 ش ، ص 33)).

[4] - بریتانیکا ، د. ا. ترک ، ج 12، بخش 2، ص 148)

[5]  - ج 1، ص 436ـ437). کلاوسون (ص 9، 20ـ21)

[6] بانارلی ، ج 1، ص 17، ج 2، ص 1071

[7]  د. آ. ، ج 10، ص 272؛ میدان لاروس ، ج 6، ص 55

[8] کلاوسون ، ص 17؛ رنه گروسه ، امپراطوری صحرانوردان ، ترجمة عبدالحسین میکده ، تهران 1365 ش ، ص 57 ؛ آوجی اوغلو، ج 1، ص 227، 428؛ قفس اوغلو، ص 39.

[9] کلاوسون ، ص 21؛ آوجی اوغلو، ج 1، ص 452

[10]  میدان لاروس ، ج 12، ص 342؛ اوزدک ، ج 1، ص 10.

[11]  رجوع کنید به گروسه ، ص 114؛ کلاوسون ، ص 20؛ بارتولد، 1376 ش ، ص 33ـ34؛ آوجی اوغلو، ج 1، ص 455

[12]  میدان لاروس ، ج 6، ص 55

[13]  - آوجی اوغلو، ج 1، ص 496.      

[14]  - گروسه ، ص 149. به نوشتة قفس اوغلو ص 58

[15]   -گروسه ، ص 154ـ156.

[16] کلاوسون ، ص 14؛ گروسه ، ص 15؛ چاپلیکا، ص 70ـ71؛ قفس اوغلو، ص 36ـ47.