دنیای قشقایی

بدبخت ملت و قومی که تاریخ خود را نداند ، تیره بخت تر از آن ملت و قومی است که علاقمند به دانستن تاریخ خود نباشد و شوربخت تر از همه ملت و قومی است که تاریخ خود را به ریشخند بگیرد .

قلمرو ییلاق و قشلاق ایل بزرگ قشقائی
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢
 

مردم ایل بزرک قشقائی زندگی کوچ نشینی دارند،که از راه پرورش حیوانات و کشاورزی زیست می کنند. در پی چراگاه های طبیعی سالیان از محلی به محل دیگری کوچ می کنند. در ایران این نوع زندگی از دیر باز وجود داشته است و تا یک قرن پیش بیش از نصف جمعیت ایران عشایر بوده اند. و قشقائیان نیز طی قرن ها تا کنون این شیوه را داشته اند وامروز نیز کم و بیش  شاهد آن هستیم.

بر خلاف شهر نشینان که بر بستر آسایش و آرامش آرمیده و زندگی تا حدودی راحت وآسوده دارند وامر دفاع از جان ومال خویش را به حاکم یا دولت واگذار کرده اند ،که تدبیر امور و سیاست ایشان را بعهده دارد. کوچ نشینان به سبب جدائی از اجتماعات بزرک وزندگی به صورت انفرادی یا گروه های کوچک، در نواحی دور افتاده وعدم دسترسی به نیروهای محافظ،خود عهده دار دفاع ازجان ومال   خویش اند وآنرا بدیگری واگذارنمی کنند و به هیچکس در این باره اعتماد نمی کنند. از این رو پیوسته مسلح و مجهز بوده اند. دولتهای مرکزی در رابطه با دفاع وامنیت آنان وظایف خاصی رابهعهده نداشته اند جز سده های اخیر که اقداماتی صورت گرفته استکه ما بعدا به آنها خواهیم پرداخت.

در گذشته،قلمرو کوچ نشینان این ایل، به نقل از فارسنامه ناصری به شرح زیر بوده است:


قشلاق زمستانه ایل قشقائی :  در گرم سیرات فارس ، مانند بلوک اربعه و بلوک افراز و بلوک خشت و بلوک خلج و بلوک دشتی و بلوک دشتستان و بلوک فراشبند و ماهور میلاتی

ییلاق تابستانه آنها بلوک سر حد چهار دانکه و بلوک سر حد شش ناحیه و بلوک کام فیروز و ناحیه کاکان و کمهر از نواحی ممسنی است.

در سالهای جاری قلمرو کوچ این ایل بزرگ به شرح زیر توصیف شده است:

    الف- منطقه قشلاقی که دارای وسعت بیشتری از منطقه ییلاقی آنها است،درطول مناطق جنوبی فارس و درامتداد ساحل خلیج فارس گسترده است.

سر حد شرقی آن در شهرستان لار و جهرم قراردارد که هم مرز با طوایف عرب و باصری و از حوالی خلج و گله دار و دارالمیزان آغاز می گردد و بطرف غرب وشمال از امتداد خط ساحل پیش می رود.

حد جنوبی این منطقه را جلگه ساحلی تشکیل می دهد. آنجا که ارتفاعات به جلگه پست ساحلی ختم می شود  مرز مناطق مسکونی قشقائی هاست.که در بعضی اوقات و تحت شرایط مساعد تا کنار خلیج فارس نیز امتداد می یابد. و این خط مرزی از گله دار شروع و از خورموج گذشته تا حوالی بندر گناوه ادامه دارد

در مغرب خط مرکزی منطقه قشلاقی در حوالی بهبهان کنار رود خیرآباد قرار دارد که در این قسمت با منطق گرمسیری کوه گیلویه یکی می شود.

خط شمالی از حدود شمالغرب لار آغاز می گردد و پس از گذشتن از حوالی جهرم و فیروز آباد به کازرون ازآنجا به سر حد غربی در نزدیکی بهبهان ختم می شود

ارتفاع بعضی از نقاط در حوالی جلگه ساحلی نزدیک به ۵۰ متر از سطح دریا تقلیل می یابد.

  ب - منطقه ییلاقی، قشقائی ها با وسعتی کمتر شامل سه منطقه اصلی سرحدات حوالی اردکان کمهر و چهاردانکه و شش ناحیه است.

ییلاقات چهار دانگه و شش ناحیه از مناطق مسکونی قدیمی قشقائی ها است و ییلاقات اطراف اردکان فارس و کمهر و کاکان جدید تر است.

 همچنانکه در مورد مناطق قشلاقی سر زمینهای شرقی که از کازرون و فراشبند و فیروزآباد جنوب شرقی امتداد دارد از قدیم الایام جزو قشلاقات قشقائی ها بوده است.سرزمینهای قشلاقی عرب که از مغرب کازرون آغاز و به جنوب و مغرب کشیده می شود بعد ها جزو قلمرو قشقائی ها در آمده است.         

این دو منطقه ییلاقی و قشلاقی، یکی دارای آب و هوای گرم و بارانهای  زمستانی است و  دیگری  سر  زمینهای مرتفع با هوای سرد و برف وباران زمستانی و بهاره  می باشد .

در دشتهای وسیع قشلاق که دارای خاک نرم و آفتاب خورده مساعدی است  و پس از اولین باران پائیزی انواع علفها و گیاهان گرمسیری می روید و بهترین مراتع را در تمام مدت زمستان برای دامهای عشایر قشقائی فراهم می سازد.

علاوه بر این ها قشقائیها در قشلاق و هم در ییلاق اغلب بهترین دهات اراضی زراعتی را مالک بوده اند و دهات آباد و باغهای پر میوه آنها در مناطق قشلاقی فارس معروف همگان در فارس است.و زیبا تر از اینها دهات و باغهای پر آب و میوه آنان در مناطق ییلاقی است. قشقائیها هنوز منظره پر طراوت و زیبائی دشتهای سبز و خرم و پر گل و گیاه و معطر و بهشت آسای قشلاق از نظرشان دور نشده است ، که چشم بروی دامنه های پوشیده از علف وباغهای پر شکوه و زمینهای سبز آن می گشایند و هوای لطیف کوهستان را در سینه های خود جای می دهند.

قشقائیها مهمترین مناطق ییلاقی فارس را در اختیار دارند. در این منطقه وسیع کوهستانی چشمه سارهای فراوان و اراضی پر آب بسیار است. در این سرزمین انواع گیاهان و علفهای کوهستانی و مفید در دسترس و مورد استفاده آنهااست.  .

عشایر قشقائی فاصله بین ییلاق و قشلاق خود را در طول یک ماه طی میکنند و در این سفر یک ماهه از مناطق گرمسیری،شهرستانهای، بهبهان-گچساران- ممسنی- کازرون- داراب- فسا- فیروز آباد - جهرم و لار حرکت کرده و پس از عبور از دشت ها و مناطق کوهستانی صعب العبور در مناطق ییلاق سپیدان، آباده ،ده بید، بوانات، سرحد چهار دانگه ،اقلید و سمیرم اصفهان مستقر می شوند. طول این مسیر گاه به بیش از پانصد کیلو متر است که در گذشته کلا پیاده طی طریق می شد و در حال حاضر به علت بسته شدن بعضی ایل راه ها، بسیاری از عشایر اثاثیه و دامهای خود را توسط کامیون نقل مکان می دهند.در گذشته هر یک از ایل ها و طوایف دارای ایل راه معینی بودند، که مراتع و مناطق مسکونی و مراتع ییلاق و قشلاق را بهم مربوط می کرد که این امر در حال حاضر به علت توسعه دهات و شهرها و کشت بسیاری از مناطق خیلی محدود شده و مشکلات فراوانی را برای عشایر فراهم کرده است. حرکت عشایر در ایل راه ها بصورت " بٌنکو" است یعنی خانواده های وابسته و عضو یک بنکو همه با هم صبح زودحرکت نموده وتنها زنان و مردان در خانواده های متمکن غالبا سوار اسب حرکت می نمایند در خانواده های معمولی زنان و مردان پیاده همراه دامهای خود مسیر را طی می کنند و پس از طی کوتاهترین راه با توجه به وجود آب و مرتع در طول راه ، نزدیکی های ظهر در محلی که مناسب اطراق است چادر میزنند. حرکت خانوارها قبلا با کدخدا و ریش سفیدبنکو هماهنگ میشود و بعلت این که سالها از این مسیر عبور کرده اند محل اطراق و شرایط آن برایشان آشناست .تنها شرایط جوی و تعداد دامها با توجه به رقم خانوارها تفاوت می کند و در هنگام اطراق حتی یورتهای (محل اطراق) خانوارها باتوجه به سابقه امر از پیش تعیین شده است.

عشایر خانه ندارند اما همه فاصله  بین کوچ از ییلاق تا قشلاق، از کوه گرفته تا دشتها و دره ها ، خانه و کاشانه آنهاست. شعر زیر بیانگر حال انان است:

  عزیزم اّسدی فلک          صبریمی کسدی فلک

هر یاندا چادر قوردوم    اورکنیم کسدی فلک

و ترجمه آن چنین است.

عزیزم باد وزید              روزگار صبرم برید

هر جا چادر زدم             تقدیر طنابش برید

 

هر یک از طوایف قشقائی محل خاصی برای ییلاق و قشلاق خود دارند که معمولا در اثر طول زمان و سابقه امر مختص به آنهاست و دیگران کمتر چشم طمع به سر زمین غیر دارند،مگر اینکه در اثر حوادث طبیعی و موارد پیش بینی نشده مشکلاتی از نظر جا برای یکی پیدا شود که معمولا از طریق کدخدا در جای جدیدی مستقر میشود. دراینگونه موارد از تمام افراد بنکو یا طایفه مربوطه قسمتی از زمینهاو مراتع گرفته    می شود، بطوری که به کسی فشاری وارد نیاید. در گذشته یکی از مشکلات مهم عشایر در زمان ایلخانهای ضعیف، دعوا بر سر زمین و مراتع بوده است.

بطور کلی قلمرو قشقائی ها در سواحل جنوبی استانهای فارس و بنادر و خوزستان بطول ۲۵۰ کیلو متر و عرض ۳۰ تا ۵۰ کیلومتر قلمرو گرمسیری است و مناطق سرد سیری نزدیک به نصف این مناطق است.

(به نقل از کتاب تاریخ اجتماعی سیاسی ایل بزرگ قشقایی)