دنیای قشقایی

بدبخت ملت و قومی که تاریخ خود را نداند ، تیره بخت تر از آن ملت و قومی است که علاقمند به دانستن تاریخ خود نباشد و شوربخت تر از همه ملت و قومی است که تاریخ خود را به ریشخند بگیرد .

انتظاری که از نوشته های ملک منصورخان قشقایی می رود
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ٤:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٦
 

 هنگام فوت ملک منصور خان از دو جهت متاسف شدم. یکی به دلیل از دست دادن ایشان که از بزرگان ایلم بود و دیگر این که  نوشته ای از او به یادگار نمانده است  بعدا که شنیدم یاد داشت هایی برای انتشار تهیه کرده اند امیدوار شدم.  کتاب خاطرات ایشان را بعد از چاپ تهیه کرده و بررسی و مطالعه کردم.هر چند که نوشته های ایشان برای قشقاییان و علاقمندان به تاریخ اقوام ایرانی بسیار مفید است و اطلاعات زیادی در رابطه با حکومت گران ایلی و بخشی از تاریخ قوم قشقایی را  می توان در این کتاب یافت. اما هنوز به بخش مهمی از انتظاراتی که از نوشته های ایشان می رفت پاسخ مناسبی داده نشده است. انتظار این بود و هست: که بخشی از تاریخ ایل قشقایی که در قرن اخیر  از طریق گفت و گو با محمد ناصرخان و ملک منصور خان قشقایی به دست نویسندگان خارجی رسیده و آن ها هم در کتاب هایشان جای داده اند.  تنها متکی به گفته های شفاهی آنان بوده است. آن بخش که مربوط به حضور آنان در حادثه بوده بخشی از تاریخ ایل است و معتبر. اما مواردی که مربوط به گذشته ایل و پیش از دوران آنان بوده است برای اعتبار بیشتر و بهتر نیاز به نوشته و سند ضروری است.

از جمله این اطلاعات گفته هایی است مربوط به شجره نامه ایلخانان قشقایی و احکام دولتی در مورد انتصاب آنان به ایلخانی گری و سابقه تاریخی اجداد ایشان است. ایا آنان از میان مردم قشقایی بوده اند و یا منصوب  از دستگاه حکومتی بوده اند. و از کی مستندی در دست است. از آن جا که آثار کتبی و نوشته ها و اسنادی در نوشته های پیشین ( قبل از قرن نوزدهم و بیستم )در این باره در کتاب های تاریخی موجود نمی باشد. و در کتاب های تاریخی نامی از ایلخانان قشقایی و نسب آنان درج نشده است.

این بزرگواران همواره در مصاحبه های خود،در مورد احکام فرمان ها، اسناد و مکاتبات شاهان از جمله شاه سلطان حسین صفوی- نادرشاه- کریم خان زند  اشاره کرده اند که مکاتبات و اسنادی در این باره در اختیار دارند. اما هیچ گاه سندی منتشر نشده است.

نویسنده کتاب از باورد یا ابیورد خراسان تا ابیورد یا ابوالورد فارس٬ مظفر قهرمانی ابیوردی در کتاب خود شان در فصل سیزده نوشته اند که «فرامین سلاطین و احکام حکام و دفاتر جزو جمع مالیات و عوارض که فعلا هم موجود است.....» ولی متاسفانه ایشان نیز متنی و شرحی و تاریخی از جزییات این فرمان ها و احکام منتشر نکرده اند. و ملک منصور خان هم در یکی از مصاحبه های خود گفته اند که این اسناد در نزد فرخ بی بی است. تاکنون سندی در این باره منتشر نشده است.

امید من این بود که این اسناد تاریخی مربوط و متعلق به ایل قشقایی در کتاب ملک منصورخان منعکس شود تا اعتبار و ارزش بهتر و بیشتری به گفته های خوانین ما داده و برای همیشه جز تاریخ مستند ایل قشقایی ثبت شوند. اما این انتظار برآورد نشده است. نه در کتاب محمد حسین خان و نه در کتاب ملک منصورخان اثری از این فرمان ها و احکام نوشته نشده اند.

هنور امیدوارم که این اسناد در میان اسناد به جای مانده از مرحوم ملک منصورخان یا ناصرخان یا در نزد فرخ بی بی موجود باشند و کوشش گران اسناد به جای مانده از ملک منصورخان (آقایان  بیات و طیبی)به این مهم پرداخته و آن ها را به صورت مقاله یا نوشته هایی مندرج و منتشر نمایند و بعدا در مجلدهای بعدی کتاب خاطرات ملک منصور خان آن ها را جای دهند.

این اطلاعات بخشی از تاریخ مردم قشقایی است و به همه مردم قشقایی تعلق دارد و انتظار می رود که هر چه زودتر برای اطلاع مردم قشقایی منتشر شوند. تا از ایجاد هر نوع شک و تردید در این بخش از تاریخ ایل جلوگیری شود. از همه دوستان قشقایی و علاقمندان به تاریخ ایل تقاضا می کنم در صورتی که به این کوشش گران و یا خانواده فرخ بی بی اشنایی، تماس و دسترسی دارند این درخواست را برای انتشار  اسناد موجود به آن ها منتقل نمایند.تا محبت کرده و به این نیاز تاریخی عمل نمایند. تاریخ ما برای ما مهم است و باید از آن کسب اطلاع کرده و آن را گرامی داشته و از آن پاسداری کنیم