دنیای قشقایی

بدبخت ملت و قومی که تاریخ خود را نداند ، تیره بخت تر از آن ملت و قومی است که علاقمند به دانستن تاریخ خود نباشد و شوربخت تر از همه ملت و قومی است که تاریخ خود را به ریشخند بگیرد .

نگاهی به اسناد تاریخی قوم قشقاییی در آسیای صعیر - 1
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ٩:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۸
 

امپراتوری هیتّی، در سرزمین آناتولی(ترکیه فعلی) واقع بود. دیار اناتولی، در تاریخ ایران به آسیای صغیر شهرت دارد . این امپراتوری در  عصر قبل از میلاد در دوره برنز تاسیس و ادامه حیات داشت.

در بخش شمالی و شمال شرقی  امپراتوری هیتّی، قوم قشقا با این امپراتوری همسایه و هم مرز بود. قشقاها گروهی از مردمی بودند که به صورت یک فدراسیون آزاد به صورت کوچ روی و نیمه عشایری در این ناحیه زندگی می کردند. بیشتر اسناد به دست آمده از کشور هیتّی، که نوشته شاهان این کشور است، همگی حاکی از آن است که این دو  گروه یعنی دولت هیتّی و سران قشقایی در ادوار مختلف با هم در کشمکش و نبرد بودند.

برای شناخت مردم قشقایی در این سرزمین که متکی براسناد و اطلاعات خود این قوم باشد، به استثنای چند بررسی کوچک، تلاش جدی و اصولی تا کنون صورت نگرفته است. در نوشته حاضر سعی شده است که: از یک چارچوب تفسیری و انعطاف پذیر، گزارشی  متکی به مطالعات مرزی، برای شناخت روابط دولت هیتّی و قشقایی ارائه داده شود. 

 

این بررسی قبل از پژوهش های انسان شناسانه خواهد بود . این کاوش متکی به دستاوردهایی مانند،  کارهای دستی سوفال، سرامیک سازی، روش تغذیه و امرار معاش، در دوره های پایانی مفرغ و آغاز دوره آهن خواهد بود.

بخش بعدی مطالعات بر اساس یافته هایی است که در ناحیه پافلاگونیا به دست آمده است (این منطقه نشیمن قوم قشقایی در کناره های دریای سیاه بود). این اسناد که سنگ نوشته های باستانی است مربوط به روابط دولت هیتّی و قشقایی می باشند.

مطالعه و بررسی شواهد طبیعی مانند مرزها و رودخانه ها نیز اهمیت بسزایی در شناخت این قوم خواهد داشت.

 سر آغاز – نگاهی از شمال به  شهر «هاتوشا»[1] پایتخت دولت باستانی هیتّی

 اگر امروز ما در بلندای منطفه «یرقاپی» درکنار. حصار بزرگی که از جنوب شهر هاتوشا- مرکز کشور باستانی هیتّی  به جای مانده است، به تماشا بایستیم  با یک منظره وسیع و گسترده ای به سوی شمال شهر رو به رو خواهیم شد. در افق دید این تماشا، تمام شهر مزبور مشاهده شده و رو به روی ما خواهد بود.نمای تمام شهر، به صورت اعجاب آمیزی در ارتفاع 300 متری در یک فاصله 2 کیلومتری شهر باستانی و در جوار دهکده مدرن و امروزی« بواز کل» قرار دارد.

فرا تر از این منطقه شهری، بیشتر نواحی  از تپه و دشت های گسترده تشکیل شده که در حال حاضر این منطقه بوسیله کشت و  آبیاری به مزارع و کشاورزی تبدیل گشته و بهره برداری می شوند.

از این مکان ما می توانیم مرزهای کشور باسنانی هینی را با یک قوم تاریخی  دیگری را مشاهده کنیم که در تمام دوران قدرت و موجودیت کشور هیتّی، با آن  همواره در چالش و ستیز و نبرد بود. این گروه هم نشین و هم مرز، با کشور هیتّی قوم قشقایی بود.

 

قوم قشقایی که جمعی از مردم کوچ رو و آزاد پیشه در زندگی بود در عصر برنز(2000 سال پیش از میلاد) به ویژه در قرن های پایانی آن نقش سیاسی برجسته ای در این منطقه داشته است. اهمیت این قوم در تاریخ هیتّی از آن جهت مورد توجه است که در اسناد مختلفی که در دولت های متعدد هیتّی به دست آمده ، از جمله؛ در مدارک مذهبی، تفاهم نامه ها، نبردنامه ها و زندگی نامه ها و مکاتبات خود، همواره ازقوم قشقایی به نام دشمن خود یاد شده است.[2] این برداشت دشمنانه در تمام دوران حیات امیراتوری هیتّی، از زمان شکل گیری آن حکومت تا زمان نابودی و از بین رفتنش در تاریخ آناتولی در عصر هزاره دوم پیش از میلاد، در نوشته های باستانی کشور هیتّی دیده می شود.

هر چند ما از نوشته هایی که در مورد «شهر هاتوشا» وهمچنین از مقالات «موات هویوک تاپیکا»[3] در سال 1991 اطلاعاتی در مورد کشور هیتّی و هم مرز و همسایه شمالیش (قوم قشقا) در دست داشتیم اما هیچ گاه یک پژوهش میدانی بر اساس آثار باستانی به دست آمده، در این باره صورت نگرفته بود.

بین سالهای 1997 تا 2001 (1376 -1380ش) یک بررسی گسترده و فشرده ای تحت عنوان پروژه (پافلاگارنیا) در پنج فصل صورت گرفته است. نام این منطقه (پافلا گارنیا) از نام تاریخی آن که در «رم» باستان ثبت شده گرفته شده است. این ناحیه در حال حاضر در استان «چانگری و قره باغ» ترکیه واقع است.

یکی از دستاوردهای مهم این پژوهش، روشن کردن بخش هایی از تعامل و ارتباط دولت هیتّی و مردم قشقایی می باشد.که زمینه های لازم را برای یک پژوهش در باره مرزهای امپراتوری هیتّی فراهم می نماید.

کاووش های باستان شناسی در یک مساحت 8500 کیلومتر مربعی در این ناحیه صورت گرفته است. در سی نقطه از این ناحیه  اسناد و مدارکی کشف شده است که مربوط به اواخر عصر برنز می باشد.

در بررسی های بخش شمالی ترکیه فعلی اسنادی به دست آمده است،که همه آن ها بر لوح های سرامیکی نگاشته شده اند. این کشفیات همه مربوط به دوره برنز است ولی زمان دقیق آن هنوز مشخص نشده است.(زمان یا عمر قطعی آن در دوره دوم پیش از میلاد، در دست بررسی است و در گزارش نهایی باستان شناسی منطقه مندرج خواهند شد.)

پژوهش برای شناسایی و تکمیل اطلاعات تاریخی این منطقه بر اساس اسناد و مدارک باستان شناسی کشف شده مربوط به عصر مفرغ  در سه سطح در حال بررسی و تکمیل است:

  1. تهیه و تدوین یک  گزارش کامل و مبسوط  از کاووش های باستان شناسی و تفسیر آن ها.  این برنامه در حال حاضر با مشارکت گروه زیادی از کارشناسان فن در دست تکمیل می باشد و به عنوان یک رساله، توسط موسسه بریتانیایی باستان شناسایی در آنکارا[4] منتشر خواهد شد.
  2. مطالعه تاریخی - جغرافیای شمال مرکزی آناتولی در دوره هیتّی ها بر مبنای بومی سازی شناسایی شده منطقه است که توسط نویسندگان همین مقاله در دست تهیه می باشد.
  3.  تحقیق براساس مطالعات مرزی؛ تاریخی و انسان شناسی -منطقه هیتّی - قشقایی در اواخر دوره برنز  است که یافته های آن در همین نوشته به صورت اختصار گزارش می شود.

 

زمینه های تحقیق  این بخش دارای اهداف زیر است:

  • برای ساخت و تهیه یک چارچوب مفهومی برای دسترسی به اطلاعات لازم در منطقه شمال مرکزی آناتولی در اواخر عصر مفرغ،
  •   به منظور بررسی شواهد تاریخی مربوط به تعامل و ارتباط دولت هیتّی و قوم قشقایی
  • به کار گیری یک رویکرد و شیوه انسان شناسی برای شناخت قوم قشقایی و
  • برای بررسی ماهیت؛  روابط دولت هیتّی-قوم قشقایی با استفاده از نتایج باستان شناسی به دست آمده از پروژه (Paphlagonia) پافالاگونیا

 (ادامه خواهد داشت و ما به تدریج این یافته ها را منتشر خواهیم کرد)

[1] Hattusa

[2] کتاب قشقایی نوشته وان شولر -1965 صص 10-11

[3] Mavat Höyük/Tapikka(Alp 1991) نویسنده و باستان شناس ترکیه

[4] British Institute of  Archaeology at Ankara