دنیای قشقایی

بدبخت ملت و قومی که تاریخ خود را نداند ، تیره بخت تر از آن ملت و قومی است که علاقمند به دانستن تاریخ خود نباشد و شوربخت تر از همه ملت و قومی است که تاریخ خود را به ریشخند بگیرد .

قشقایی ها که بودند؟؟؟ بخش سوم
نویسنده : نوروز دّرداری(فولادی) - ساعت ٦:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٤/٧
 

این نوشته ها بر گرفته از کتاب تاریخ گمشده قشقا ( ناشر تخت جمشید/قشقایی - شیراز) است.

 فرمانروایان “هیتّی» آرنوواندا Arnuwanda و آشووا (Aššuwa) هر دو از نابسامانی هایی و صدماتی که به معابد و مکانهای مذهبی کشور و به خصوص به شهرستان مقدس «نریک» Nerik توسط مردم «قشقا» وارد شده است اظهار ناخوشنودی و تاسف فراوان کرده اند.

 از اسناد مکاتباتی که در حفاری های ماشات (Maşat)[1] کشف شده است و احتمالا مربوط است به نسل بعدی فرمانفرمایان توتهالیای (Tuthaliya دوم / سوم) و اطلاعات زیادی در این باره دیده می شود و در یک سند، نگاشته شده است:« که فرماندهان محلی “هیتّی» در تامین امنیت این سرزمین و شهرهای مرزی آن، با مشکلات و دشواریهای فراوانی رو به رو بودند.»


 در این اسناد در مورد اقدامات تدافعی که برای حفاظت از جمعیت شهری و روستاهای مرزی در برابر تجاوزات “قشقا» صورت گرفته، سخن های فراوانی نوشته شده است.و در عین حال در این نوشته ها شواهدی زیادی وجود دارد که نشان می دهد ،در این نزاع ها جنگجویان فراوانی که بیشتر آن ها  قشقایی ها بوده اند دستگیر، نابینا شده و یا به اسیری برای بیگاری به معادن فرستاده شده اند.[2]

در نامه های آرمارنا (Amarna) که همزمان و معاصر با این دوره بوده است، ما برای اولین بار در مورد اعزام و انتقال مردم «قشقا» به سرزمین های مصر مطلع می شویم. احتمالا این افراد برای نظامی گری در سپاه استخدام شده بودند. و این پدیده ای است که “هیتّی» ها تنها پس از موفقیت در مبارزات طولانی شمال توسط {شوپ پیلولیوما (نخست) Šuppiluliuma I } و جانشیناش (در برابر مردم قشقا) انتخاب کرده اند.  در نهایت  بزرگترین پیروزی “هیتّی» ها در برابر “قشقا ییان" ، آزاد سازی شهر مقدس “هیتّی» ها موسوم  به «نریک Nerik» بود که اعتبار و افتخار این کار  را «هات توشیلی سوم (Hattušili III)  به خودش داده است .

این شرح مختصری در مورد روابط “هیتّی» ها و  قوم “قشقا»بود. اما هنوز سوالات جالب دیگری در مورد ماهیت اصلی قبایل “قشقا»و چگونگی حضور آنان در مدار آناتولی باقی است.

اگر در واقع ورود و حضور «قشقاییان» را در روزگار «هانتلی اول -  -I Hantili» (1526-1496 B.C. پیش از میلاد) و یا حتی قبل از اینکه ساختار  افسانه ای تاریخ  اواخر امپراتوری “هیتّی» شکل بگیرد، پایه و اساس قرار دهیم، بدان معنی است که آنها (قشقاییان ) باید تازه وارد این سرزمین شده باشند و همچنین برای نخستین بار، به شمال آناتولی در نیمه دوم هزاره دوم نفوذ کرده باشند.[3] و این برداشت با دیدگاهی که “قشقاییان را به عنوان جمعی از مردم بومی و از زادگاه آناتولی می دانند، در تضاد خواهد بود.[4]

ما برای پاسخ دادن به این پرسش ، ابتدا در مورد جنبه های اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی “قشقا»در دوران حضور آنان در آنا تولی به یک بررسی اجمالی خواهیم پرداخت و سپس  به سوال اصلی و مهم در باره اصل و ریشه “قشقا» باز خواهیم گشت.

سازمان اجتماعی و اقتصادی قوم قشقا

در مورد سازمان اجتماعی و اقتصادی “قشقا»بدون بررسی کافی باستان شناسی سخن چندانی نمی توان گفت.[5] تصور عمومی از جوامع عشایری این است که  آنها در زمستان در نقاط پست و در دامنه کوه ها زندگی می کنند و در تابستان همراه احشام خود به ارتفاعات کوهستانی کوچ می کنند. هر چند که گروه های نظامی “هیتّی» دارای سازماندهی و فرماندهی منظمی بودند، اما آن ها قادر نبودند این گروه عشایری را در آن مناطق  تحت نظارت خود داشته و مهار کنند. و برای حکمرانان کشور  هیتّی مهار آن ها به سختی امکان پذیر بود و همواره در تابستان های مورد حمله و هجوم این قبایل قرار می گرفتند.  در حالی که مردم عشایر “قشقا»، دارای یک فرماندهی متمرکز و یک پارچه نبودند و  قاعدتا نمی بایست قادر باشند که به لشکریان منظم، “هیتّی» حمله ور شوند.

 اما این اتفاق مرتب حادث می شد. “هیتّی» ها، معاهدات دوستی و عدم تجاوز را با یک گروه عشایر منعقد می کردند، اما از طرف سایر گروهای قبیله ای مورد حمله قرار می گرفتند. و شرح این مطلب در نیایش نامه های  Arnuwanda-Ašmunikal فرمان روایان “هیتّی» نوشته شده است، که رفتار غیر متمدنانه و وحشیانه قوم “قشقا»، از طرف خدایان محکوم است.

ساختار قدرت در قوم قشقا

نوشته هایی که از دوران مورشیلی دوم (Muršili II) به جای مانده است، حداقل از دیدگاه “هیتّی» ها، در مورد  ساختار سیاسی “قشقا»ییان اطلاعات فراوانی به دست می دهد. در سال هفتم حکمروایی مورشیلی(سلطان “هیتّی») از یک مبارزه  و حملات مستمری که  از طرف مردم “قشقا»یی به رهبری شخصی به نام  - پی هونیا(Pihhuniya) به سرزمین “هیتّی» ها خبر می دهد و اشاره می کند، که این حملات از زمان پدرش تا آن ایام مرتبا ادامه داشته است

“مورشیلی در نیایش نامه اش می گوید که، غالبا اداره امور “قشقا»ییان در دست یک نفر نمی باشد. اما در زمان این “پی هونیا»سازماندهی و تشکیلات آن ها به روال معمول نبوده است و این فرد به صورت شگفت آوری قدرت مند و مانند یک پادشاه  بر همه قبایل مسلط بود و  چون شاهان عمل می کرد. و اضافه می کند « منِ ، و افراد سلطنتی من به  دیار (قشقا) رفته و برایش پیغام دادم ودر نامه ای به او نوشتم، که سرزمین های مرا که گرفته ای و به حوزه “قشقا»افزوده ای به من باز پس ده. او  به نامه ی من پاسخ داد و چنین نوشت:

«من هیچ چیزی به شما پس نخواهم داد. و اگر شما به من حمله کنید، من در سرزمین خودم با شما مبارزه نخواهم کرد. و در عوض من  جنگ را به درون کشور شما خواهم کشاند و در آن جا با شما نبرد خواهم کرد.»[6]



[1]یکی از شهرهای باستانی اناتولی بوده که خرابه های آن در 20 کیلومتیر شهر زیل در استان توکات ترکیه قرار دارد.

[2]  The Treatment and Long-Term Use of Persons Captured in Battle according to the Maşat Texts. H.A. Jr. Hoffner 2002..

[3] An Attempt to Interpret Some Anatolian and Caucasian Ethnonyms of the Classical Sources. Sprache und Kultur 3 (Festschrift Gregor Giorgadze), 68-83. Klinger, J. 2002.

[4] (cf. the hesitation of von Schuler 1976-80: 463)

[5].(برای مطالعه بیشتر به نوشته 2000 Dinçol, A., J. Yakar, B.Dinçol and A. Taffet The Borders of the Appanage Kingdom of Tarhuntassa-A Geographical and Archaeological Assessment, Anatolica 26: 1-30. مراجعه شود.

[6] Del Monte, G.F. 1993. L'annalistica ittita. Brescia. 69