کشور چین و دگرگونی هایش

این نوشته مقدمه کتاب سبک و نظام مدیریت چین است که چاپ و منتش شده است.

پيش گفتار



آنان كه گوي، عشق ز ميدان ربوده اند

  بنگر كه: وقت كار، چه جولان نموده اند؟

خود را، چو گوي، در خم چوگان فكنده اند

گوي مراد، از خم چوگان ربوده اند

«عراقي همداني»





نظام مدیریت چین یکی از شگفتی های بزرگ قرن حاضر است. ارزش تولیداین کشوردر سال ۱۹۶۰ تنها ۱۰ درصد تولید آمریکا بود. در حالی که در سال ۲۰۱۵ بر اساس معیار ارزش تولید ملی بر مبنای دلار آمریکا، چین با حدود ۱۱ هزار میلیارد دلار در رتبه دوم جهان، جای دارد و برمبنای دلار برابری قدرت خرید (PPP)، این کشور با حدود ۵/۱۹هزار میلیارد دلار تولید در صدر کشورهای دنیا قرار گرفته است. 

چین دومین اقتصاد بزرگ جهان و یکی از معجزات رشد سه دهه گذشته بوده است. میانگین رشد ۱۰ درصدی طی ۳۰ سال اقتصاد چین را بیش از ۱۷ برابر بزرگ کرد و نزدیک به ۵۰۰ میلیون نفر را از فقر مطلق خارج ساخت. «پرایس واتر هاوس کوپرز» شرکت چندملیتی خدمات حرفه‌ای مشاوره مالی و نیز یکی از چهار شرکت بزرگ حسابرسی در دنیا، در گزارشی پیش بینی می کند تا سال ۲۰۳۰ میلادی، آمریکا برتری خود را در حوزه اقتصاد جهانی از دست می دهد و تا سال ۲۰۵۰ میلادی، توسعه و گسترش چین فاصله خود را با آمریکا به طرز قابل توجهی افزایش دهد؛ این در حالی است که پیش بینی می شود تولید ناخالص داخلی چین تا سال ۲۰۵۰ میلادی، به ۵۸ تریلیون و ۵۰۰ میلیون دلار، هند به بیش از ۴۴ تریلیون دلار و آمریکا هم به ۳۴ تریلیون و یکصد میلیارد دلار برسد. .

پدیده و دستاوردهای کشور چین را باید بر اساس شرايط و حقایق زیر مورد نگرش و چالش قرار داد:

۱- جمعیت کشور چین بیش از یک میلیارد و دارای یک حکومت کمونیستی است، که بر اساس اصول نظام مزبور همه چیز در اختیار دولت است و دولت متولی اداره كليه امور و هدایت گر اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و فرهنگی کشور مي باشد.

۲- این کشور از سال ۱۹۴۹ با پیوستن به نظام کمونیستی ، مورد تحریم جهانی به خصوص کشورهای صنعتی قرار گرفت، و درهای آن به مدت ۲۴ سال تا سال ۱۹۷۳ بر روی جهان بسته بود. تنها ارتباط و مراودات اقتصادي اين كشور با دنياي خارج طریق کشور شوروی و بلوک وابسته به آن بود.

۳- ارتباط این کشور در سال ۱۹۶۱ نیز با کشور شوروی به بن بست رسید، و از این زمان تا سال ۱۹۷۹ کشور چین فعالیت چندانی در اقتصاد جهانی نداشت.

۴- این کشور در زمان حکومت مائو تسه تنگ، دو انقلاب را تجربه کرد. یکی برنامه جهش بزرگ به پیش بود که برای اصلاح کشاورزی و صنعت اجرا شد، که هر دوی برنامه ها نه تنها دستاوردی نداشت بلکه سبب شدند که بخش های مزبور دچار خسارات فراوان شد و در آستانه سقوط قرار گرفته و قحطی و فقر حاصل از این برنامه ها سبب مرگ میلیون ها از مردم چین شد.

انقلاب فرهنگی برنامه دیگری بود که مائو آن را اجرا کرد. اجرای این برنامه که هدفش تسویه دگراندیشان بود، نیز باعث شد که بسیاری از تحصیل کردگان، اساتید دانشگاه، معلمان و مسئولين مختلف کشوری که از نظر رهبر چین و اطرافیانش غیر خودی بودند از کارها برکنار و اغلب تا پای مرگ مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و يا کار شان به خود کشی کشيده شد.. انقلاب فرهنگی رسما تا سال ۱۹۷۶(۱۳۵۵ش) ادامه داشت. و كشور چين را بيشتر فقير و عقب مانده كرد، و چین بسیاری از اندیشمندان و افراد متخصص کشور را نیز از دست داد.

چین که در آن ایام ناتوان از تامین غذای مردم کشور بود، بعد از درگذشت مائو رهبر کشور، چین دچار دگرگونی های منحصر به فردی شد که حاصل آن تبدیل این کشور به یکی از سه قدرت تراز اول اقتصاد دنیا شد. در باره این دستاوردهای شگرف نظریات گوناگونی مطرح شده است از جمله گفته شده است:

- توسعه پيشرفت و ترقي چين، تنها در يك نسل صورت گرفته است، در حالي كه در درازاي تاريخ، توسعه كشورها، به قرن ها زمان نياز داشته است. در هيچ دوره اي از تاريخ و در هيچ كشوري در جهان نمي توان چنين رشد و ترقي را در يك زمان چنين كوتاهي مشاهده كرد. اين يك شگفتي تاريخي است.[1]

بنا به اظهار رهبر چین تجربه اصلاحات چين، منحصر و مخصوص به كشور چين است و در هيج كتابي اين دانش و تجربه را نمي توان يافت.[2]

آخرین آمار و کارنامه اقتصادی کشور چین در سال ۲۰۱۷ چنین است:


-         درآمد ناخالص داخلی به نرخ ثابت ۴۰/۱۲ تریلیون دلار آمریکا- رتبه جهانی دوم در جهان

-         درآمد ناخالص داخلی با ارزش قدرت خرید(PPP) ۵۷/۲۳ تریلیون دلار آمریکا- رتبه اول در دنیا

-          رشد درآمد ناخالص سرانه داخلی به نرخ ثابت = ۸۳۶.۸ دلار

-         رشد در آمد ناخالص سرانه به نرخ قدرت خرید = ۰۰۲/۱۷ دلار

-         تورم ۱.۴٪ و نرخ بیکاری ۳.۹٪[3]

-         تولید ناخالص داخلی چین بر حسب قیمت های ثابت در سال ۲۰۱۶ م به میزان ۳۲ درصد نسبت به سال ۲۰۱۳ افزایش یافت.

-         سهم تولید ناخالص داخلی چین از اقتصاد جهانی در سال ۲۰۱۶ با افزایش سه درصدی نسبت به سال ۲۰۱۲ به ۱۵ درصد رسید.

در کشور چین چه اتفاق یا چه معجزه ای رخ داده است ؟ 

کشوری که در سال ۱۹۷۹ (۱۳۵۸ش)دارای یک تولید ناخالص ملی برابر با۳۶۰ میلیارد دلار بود، در حالی که این رقم در سال ۲۰۱۶ م به بیش از ۸۰۰/۱۱ تریلیون دلار ، یعنی بیش از سی و چهار برابر شده است.

 این دستاورد عظيم در مدتی کمتر از سه دهه به دست آمده است، به همین دلیل همه اندیشمندان ، اقتصاد دان ها و سیاست مردان دنیا ،این دستاورد را یک معجزه قرن می دانند. چین پس از مرگ مائو رهبر دهقان پناه، و قهرمان راه پيمايي بزرگ انقلاب چین دیوارهای عقب ماندگی را به سرعت درهم شکست. اين كشور با انتخاب یکی دیگر از رهبران حزب، به نام دنگ شيائو پينگ فصل جديدي در تاريخ ملت چين آغاز کرد. وي برخلاف رهبر پیشین چین به این باور رسید که با ایده های گذشته و در پشت دیوارهای بسته و نفوذ ناپذیر نمی توان راه آسایش و رفاه و توسعه زندگی مردم را پیدا کرد. وی در سال ۱۹۷۸ بر خلاف اصول و قواعد بنیادی کمونیستی، قدم هايي براي توسعه كشور برداشت. وی قفس خود ساخته دولتمردان چین را در هم شکست، و از شعار پناهی و عربده جویی، براي آبادی و آبادانی کشورپرهیز کرد و در عوض برای رهایی کشور- خود و مشاورانش به تفکر و پیدا کردن خردمندانه پرداختند.

سر انجام چین تحت رهبران جدید از نظام اقتصادی سوسیالیستی به سوی بازار آزاد روی آورد. و با سياست مدرنيزه کردن کشاورزی، قوای دفاعی، علم و صنعت باعث تحول عظيمی در چين شد و مسير اين کشور را به کلی تغيير داد. دنگ شيائو پينگ و همفکرانش پی برده بودند که برای تامین یک زندگی مناسب برای جمعیت فراوان کشور، اداره مملکت به روش گذشته با درهای بسته، و اميد بستن به يك شيوه ي مديريتي كه دستاورد آن زياد مفيد فايده نبوده و زندگي مردم را بد تر كرده است، معقول و منطقي نخواهد بود. اگر همان روش گذشته ادامه داشته باشد، به زودی نه از تاک (حزب کمونیست) و نه از تاک نشان (رهبران حزب) اثری نخواهد ماند. پس برای رهایی از مشکلات فقر و بیماری و گرسنگی مردم باید راه دیگری را در پیش گرفت. براي دستيابي به اين مهم، برخلاف شيوه ي معمول، كشورهاي كمونيستي، درهای چين را بر روی سرمايه گذاری غرب و شرق گشودند و چين در اواخر سال هاي ۱۹۷۰ از يك نظام اقتصادي دستوري و در بسته، به سوي اقتصاد آزاد، مخصوص و منحصر به خود ، راه را هموار كرد.

مدیران چین اولين برنامه اصلاحي را در كشاورزي شروع كردند، و روش موجود آن را از نظام كمون هاي دسته جمعي به سوي فعاليت هاي فردي هدايت نمودند و پس از آن قيمت گذاری محصولات هاي كشاورزي را آزاد کرده و به بازار واگذار نمودند. در قدم بعدي، به بازسازي و نوسازي امور اداري كشور پرداخته و اختيارات دولت را به شكل وسيعي در ميان مقامات محلي مناطق و استان های کشور تقسیم و واگذار نمودند.

رهبران جدید چین همچنين اختیارات وزارت خانه ها و موسسات دولتی را بين مديران صنايع و سرپرستان موسسات و مسئولین واحدهای توزيع و تقسیم كردند. برای دستیابی به بهره وری و ارتقاء کارآیی در سازمان های صنعتی دولتی، نظام کارگری چین که از زمان حاکمیت حزب کمونیست به شیوه کشور شوروی، اداره و کنترل می شد، را مورد بازنگری و اصلاح قرار دادند.

اصلاح نظام هاي مالي و بانكي از ديگر برنامه هاي دولت براي باز سازی اقتصاد بود. همه اين برنامه ها، و تدوين قوانين و ضوابط لازم براي تشويق و حمايت از سرمايه گذاري هاي خارجي ، و ايجاد شرايط امنيتي لازم برای تشویق سرمایه گذاران سبب شد، كه شركت هاي خارجي براي سرمايه گذاري در چين ترغیب، جلب و عازم آن ديار شوند. و سپس این اصلاحات را در ساير بخش هاي كشور از صنعت و فناوري گرفته تا آموزش، جهانگردي، بهداشت ، حمل و نقل، ارتباطات و سایر امور را درچين را ادامه داد و چين را به سوي توسعه و پيش رفت رهنمون شد.

 در حال حاضر چين دارای يکی از سريع ترين و بالاترين رشد اقتصادي در ميان كشورهاي جهان است. چين پس از ۱۵ سال تلاش و اصلاحات فراواني كه در قوانين و مقررات و شيوه هاي عمل كرد كشور به عمل آورد، بالاخره در سال ۲۰۰۱ به سازمان تجارت جهانی پيوست، و افق جديدي را براي اقتصاد چين رقم زد.

در تاريخ جهان در یک کشور به مدت دو دهه پی در پی، بي سابقه و بي مانند است. در آمد سرانه مردم، نيز هر ساله ۸ در صد رشد كرده است، كه سبب كاهش شديد فقر در مملكت چین شده است.

 البته نباید قانون تعادل طبیعی را فراموش کرد که هر عملی را عکس العملی هم در راه است . اصلاحات چین توسعه اقتصادی و اجتماعی بی شماری را به بار آورده است، اما ساختار اجتماعی کشور را نیز در هم ریخته است . با ورود نظام سرمایه داری و کاهش نظارت های دولتی بسیاری از سوءاستفاده گران چینی که در واقع از همان کادرهای برجسته و فعال حزب بودند، که در دکانشان در دولت بسته شده بود، با ورود خود به اقتصاد بازاری چین، آن كشور را در کمتر از یک دهه در اقیانوسی از فساد، احتکار، ارتشاء، دزدی، رشوه خواری و تجارت ” برده داری سکس” فرو بردند و بدین ‌وسیله به انباشت وسیعی از ثروت های خصوصی و شخصی توفیق بافتند.

کشور چين که در پیشرفت های خود به تدریج شکاف بین فقر و ثروت به ویژه در گستره های آموزش و پرورش، مسکن و بهداشت به طور قابل ملاحظه ای در سال های ١٩٦٠ - ١٩٧٥ تعدیل و بهبود یافته بود ، ناگهان با نابرابری های شدیدی روبه‌رو گشت. در این راستا، کادرهای فوق الذکر حزبی (یعنی اولین سرمایه داران چین معاصر) اصلی ترین مؤسسات و کارخانه های بزرگ را خصوصی ساخته و پایه های اصلی طبقه ی سرمایه دار را که عمدتا خصلت گانگستری داشتند، بنا نهادند. در واقع چند سال پیش در ماه ژوئن ١٩٨٩ این “ فساد اداری” و نارضایتی کارگران بود که بیشتر از هر علتی تظاهرات وسیع در میدان "تیان آن من" را در پکن موجب شد. نارضایتی و خشم مردم به ویژه کارگران و دهقانان، نسبت به روند فساد اداری که از ضروریات انباشت سرمایه و خصوصی سازی است، در چین چندین برابر گشته است.

چین مالكيت دولت را بر موسسات بزرگ صنعتی و اقتصادی، هم چنین زمین های کشاورزی را حفظ کرده است که یکی از باورهای نظام سوسیالیستی می باشد، از طرف دیگر فعالیت های این موسسات اقتصادی را به روش بازار مداری هدایت کرده است که از اصول نظام سرمایه داری است.

 نظريات گوناگوني در باره عامل یا عوامل توسعه چین ابراز و انتشار یافته است. در طول این مدت چهل سال چین به راستی راه دراز و دشواری را به سرعت طی کرده است که حاصل آن معجزه قرن نام گرفته است. رهبران نسل جدید کشور جهان سومی چين، مدیرانی هستند، متفاوت با مدیرانی که در جهان با آن ها آشنا هستیم. نظام مدیریت چین متفاوت با آن چیزی است، که در غرب و شرق به دانشجویان یاد می دهند و در موسسات آن را به کار می برند. نظام کشور چین با آن چه که تا کنون در دنیا طبقه شده بود و همه می شناختند، فرق فراوان دارد. چین دنیای دیگری است که در آن بسیاری از شیوه ها و روش ها متفاوت با سایر کشور هاست . مدیران و دولت مردان چین همه راه بندان های سر راه توسعه کشور را در هم شکسته اند. هر چند که آن ها بزرگ ترین دیوار دست ساز بشر را در تاریخ خود به یادگار گذاشته اند، اما حالا هم می روند که یک نظام اقتصادی، صنعتی و مدیریتی جدیدی را هم در جهان و به نام خود به ثبت برسانند. اگر چین توسعه یافته است، تصادف و شانس و اقبالی در کار نبوده است، بلکه، تفکر، دانش، خرد و همت و هدف در این مسیر به کار رفته است. چین، چین است و چین این چنین و آن چنان. 

هر آن كس كه دارد روانش خرد  ---     به چشم خرد كارها بنگرد

چين دارای کهن ترين فرهنگ پايدار جهان است. که بیش از هفت هزاران سال سابقه تاریخی دارد. این کشور تا قرن پانزدهم – شانزدهم ميلادی ، يکی از بزرگترين و معتبرترين امپراتوري های جهان را در اختیار داشت. و با استفاده از فرهنگ فرهيخته خود بيش ترين نقاط آسيا و فراتر از آن را زير سيطره و نفوذ فرهنگی و سیاسی خود قرار داده بود. چین مخترع هنر و فنونی نظير کاغذ، چاپ، قطب نما، چينی آلات و ابريشم و باروت و هم چنین استاندارد کردن اوزان و مقادیر است. به علاوه دارای یکی از اولین و قدیمی ترین فلسفه های اعتقادی در جهان قدیم است. با چنين سابقه ی تاریخی و با در نظر گرفتن وضع اقتصادی کنونی چين، تصور اين موضوع که چين می تواند به آسانی به صورت ابر قدرت در جهان ما در آيد چندان دور از حقيقت نيست .

چین بی گمان سرزمین عجیبی است. کشوری کهنسال با تاریخی منحصر به فرد مي باشد. اما این کشور در دوران شكوفايي صنعتی در غرب، همانند بسیاری از کشورهای آسیایی و آفریقایی، گذر این کاروان شتابان تمدن را نظاره گر بود، و امپراتوران این کشور نیز همانند، شاهان قاجار ما، متوجه دگرگونی جهان نشدند. چین در بیشتر طول تاریخش یک کشور مقتدر بوده اما در اوج دوران استعمار قدیم، خارجی ها چینی ها رو تحقیر کردند. انگلیسی ها، پرتقالی ها، روسهای تزاری، ژاپنی ها و فرانسوی ها ملتهایی بودند که به خاک و منابع چین نظر داشتند. و با آن در جنگ و ستيز بودند.

(ادامه دارد)


[1] - توسعه و چالش هاي جهاني در سده جديد – به نقل از بانك جهاني.


[2] - - از سخنان دنگ شيائو پينگ طراح اصلاحات چين در ژوئن ۱۹۸۵

[3] CIA World Fact Book

/ 0 نظر / 18 بازدید