آشنایی با یک پژوهشگر برجسته قشقایی

وی سابقه تدریس و دستیاری مدرس در دانشگاههای سنت لوئیس، ساندیاگو و لوس آنجلس را نیز در کارنامه خود دارد و در این سالها به تدریس درباره نظاههای تطبیقی بین المللی بهداشت، انسان شناسی پزشکی و سلامت عمومی، برنامه های استراتژی تغییر رفتار، ارتباطات و بازاریابی آموزش سلامت، رفتار آموزشی : ترویج و آموزش، روش شناسی تحقیق کیفی، نظریه های پیشرفته و اصول علمی برای آموزش و ترویج سلامت و .... پرداخته است.

دکتر شهبازی در حوزه اجرایی نیز دانشمند فعالی است. جدیدترین اقدام اجرایی ایشان در حوزه تخصصی خود، تاسیس یک سازمان غیر دولتی (NGO) برای تمرکز بر سلامت خانواده در ایران ( خصوصا زنان )است.

دکتر شهبازی قصد دارد تا در آینده ای نزدیک به بررسی انسان شناختی نظام مراقبت از بهداشت اولیه ایران بپردازد.

برگزیده ای از آثار ایشان درباره ایران :

کتابها و مقالات )

نبض حیات در گذر طب سنتی و نوین ایران

The Pulse of Life at the Crossroad of the Traditional and Modern Medicine of Iran, Journal of Culture and Human Being, Vol. 1 Fall and Winter 2005, pages:203-206.

آموزش رسمی قشقایی و آموزگار بومی

The Qashqa'i, Formal Education, and the Indigenous Educator. In The Education of Nomadic Peoples: Current Issues, Future Prospects. Edited by Caroline D. Dyer , 2006 (pp. 175-192). Berghahn Books.New YorkandOxford.

آنجاکه زنان دسترسی به پزشک ندارند.

ترجمه فارسی، شیراز، انتشارات نوید شیراز، 586 ص ( در شرف انتشار ) ( همراه با ژ. صراف)

Where Women Have No Doctor: A Health Guide for Women by Hesperian Foundation,Berkeley,CA

از این کتاب جزوه ای صد صفحه ای برای ارائه به زنان افغانی بوسیله بنیاد هسپراین تهیه شده است.

پژوهش میدانی در میان عشایر کوچرو جنوب ایران و تجربه میدانی یک محقق بومی، مترجم شهید سعیدی، این اثر ترجمه ای است از :

Anthropological Fieldwork Endeavor and Indigenous Researchers. Culture and Human Being. Special Issue: Nomads and Nomadisim. Vol. 2, No. 1: page 98-110.

مدرنیزاسیون و تغییر اجتماعی : تاثیر بر شبکه های اجتماعی سالمندان و نظام های مراقبتی ( همراه با م.ای. هگلند و ز. صراف )

Hegland,ME., Sarraf, Z. and Shahbazi, M. (2007). Modernization and social change: Impact on Iranian Elderly Social networks and Care Systems. Special Issue on Medical Anthropology, the Journal of the Anthropology of theMiddle East(AME). Issue 2, Vol. 2. In Press.

کثرتگرایی پزشکی و شبانان کوچرو جنوب ایران ( همراه با ام. ناصری و ام. ناصری )

Naseri, M., Shahbazi, M. and M. Salehi (2007). Medical Pluralism and Nomadic Pastoralists ofSouthern Iran. Submitted. Anthropology of theMiddle East(special issue on Medical Anthropology).

چشم انداز غذای ایرانی : فرهنگ و سلامتی ( همراه با سهیلا شهشهانی )

Shahshahani, S. and Shahbazi, M. (2005). The Panorama of Iranian Food: Culture and Health. TheJacksonStateUniversityResearcher, Vol. XX (3): 94-105.

تاثیر غذای سنتی بر پیشرفت تغذیه زنان عشایر ایرانی ( همراه با م. صالحی، ه. و. کونلاین )

Salehi, M; Kuhnlein HV, Shahbazi, M, et al (2005). Effect of Traditional Food on Nutrition Improvement of Iranian Tribeswomen. The Journal of Ecology of Food and Nutrition, 44:81-95.

وضعیت تغذیه ای بچه های مدرسه ای در مناطق روستایی ایران ( همراه با ز. صراف، د. گلبرگ )

Sarraf, Z., Goldberg, D., Shahbazi, M. et al. (2005). Nutritional Status of Schoolchildren in RuralIran. British Journal of Nutrition. Vol. 94, 390-396.

بررسی تاثیر آموزش تغذیه بر شاخص های رشد در کودکان کوچرو ایرانی : به کارگیری نظر تعدیل شده، گرایش، هنجارهای ذهنی و توانمندسازی الگوی عوامل ( همراه با م. صالحی، م. کیمیاگر )

Salehi, M; M Kimiagar, M. Shahbazi, et al. (2004). Assessing the Impact of Nutrition Education on Growth Indices of Iranian Nomadic Children: An Application of Modified Belief, Attitude, Subjective-Norms and Enabling-Factors Model. British Journal of Nutrition, Vol. (91):1-10.

تفاوتهای سلامتی جهانی و ماجرای یک شبان کوچرو ایلی از ایل قشقایی به عنوان یک نمونه سلامتی

Shahbazi, M. (2007). Global Health Disparities and a Qashqa'i Nomadic Pastoralist Tribesman’s Tale as a Health Worker. Special Issue on Medical Anthropology of the Journal of Anthropology of theMiddle East(AME). Issue 2, Vol. 2. In Press.

یک مرد اهل ایل به عنوان یک نمونه سلامتی ماجرا [ ی خود ] را می گوید

Shahbazi, M. (2007). A Tribesman Tells Story as a Health Worker. Translated into Persain/Farci. Culture and Human Being. Special Issue: Methodology Vol. 3, No. 1, Spring and Summer 2007; pp. 158-180.

اتصال دادن فاصله های ارتباطی میان پژوهشگران، اعضای جماعت غیرمتخصص و دیوانسالاران : گزارش میدانی- مشارکتی از ایران

Shahbazi, M. (2003). Bridging the Communication Gaps among Researchers, the Members of the Lay Community, and Bureaucrats: A Participatory-Field Report fromIran. TheJacksonStateUniversityResearcher: An Interdisciplinary Journal. Summer Vol. XVIII, (3):17-28.

وضعیت ایدز و رفتارهای پرخطر یک جمعیت زندانی در ایران : بازسازی عوامل تاریخی اجتماعی از نقطه نظر انسان شناسی پزشکی

Shahbazi, M., et al. (2002/033), Acquired Immunodeficiency Syndrome (AIDS) Status and the Risky Behaviors of an Imprisoned Population inIran: A Medical-

Anthropological Reconstruction of Sociohistorical Factors. The JSU Researcher: An Interdisciplinary Journal. Vol. XVIII, No. 2:1-8.

یک بررسی انسان شناختی از سرشت متناقض باسوادی برای یک اقلیت قومی در ایران

Shahbazi, M (2001). An Anthropological Study of the Paradoxical Nature of Literacy for an Ethnic Minority inIran. TheJacksonStateUniversityResearcher: An

کوچروان قشقایی ایران ( قسمت اول ) : آموزش رسمی

Shahbazi, M. (2001). The Qashqa’i Nomads ofIran(Part I): Formal Education. Nomadic Peoples: Commission on Nomadic People, InternationalUnionof Anthropological and Ethnological Sciences, Vol. 5 (1):37-64.

کوچروان قشقایی ایران ( قسمت دوم ) : آموزش رسمی

Shahbazi, M. (2002). The Qashqa’i Nomads ofIran(Part II): Formal Education. Nomadic Peoples: Commission on Nomadic People, InternationalUnionof Anthropological and Ethnological Sciences, Vol. 5 (2):98-126.

سخنرانی ها )

تجربه گذشته و چشم انداز آینده انسان شناس بومی در ایران

Past Experience and Future Perspective of an Indigenous Anthropologist onIran. International Conference on “Anthropological Perspective inIran: The New Millennium and Beyond”. Department of Anthropology, Institute fur Historische Ethnologie, Johann Goethe-Universitat, Frankfurt/Main,Germany(Sep 30th-October 2nd, 2004).

مراقبت بهداشتی اولیه در ایران : تمرکز بر خانه بهداشت

Iran’s Primary Health Care: Focus on Health House. Guest Speaker, presented at Centre for Indigenous Peoples’ Nutrition and Environment (CINE), Montreal, Canada (June 4, 2004).

شیوع کم خونی درمیان مردان قشقایی در جنوب ایران

Prevalence of Anemia Among the Oashqua’i Tribespeople inSouthern Iran. The InternationalUnionof Anthropological and Ethnological Sciences (IUAES),June 7-12, 2002.Moscow-Sukhanovo,Russia. (Presented, Abstract Published.)

آموزش کوچروان در ایران : نیاز به یک رویکرد منسجم

Education for Nomadic People inIran: The Need for an Integrated Approach, International Conference on Nomadism and Development, Shar-e Kord,Isfahan,Iran. 1992.

رویکرد ابتکاری به یک مرکز نگه داری کودکان بیخانمان جنگ زده در شیراز

Innovative Approach of a center for War-related Homeless Children inShiraz,Iran. American Public Health Association (APHA) 133rd Annual Meeting.Philadelphia,Dec 10-14, 2005.

وضعیت سلامت کودکان و رفتارهای مرتبط با غذای والدین : ایل نشینان قشقایی در ایران

Children’s Health Status and Parents’ Food-related Behaviors: The Qashqa'i Tribespeople of Iran. The American Public Health Association (APHA’s) 132nd Annual Meeting,WashingtonDC(Nov 6-10, 2004).

خانه بهداشت : ستون فقرات یک انقلاب آرام در خدمات مراقبت از بهداشت اولیه در ایران

HEALTH HOUSE the Backbone of a Quiet Revolution inIran’s Primary Health Care Services. Midyear SOPHE’s Scientific Session,June 17-19, 2003.

مدارس چادری : معلمان مدرسه ای قشقایی و نغییر فرهنگی

TentSchools, Qashqa'i Schoolteachers, and Social Change (1950-1979),Middle EastStudies Association,Providence,RI. 1996.

نظام مرافبت از سلامت اولیه در ایران : خانه بهداشت

Primary Health Care System inIran: The Health House, Presented in Conjunction with the JSU International Festival,Jackson(April 2002).

 

نوشته: خورشیدچهر پیمان اسحاقی

/ 9 نظر / 42 بازدید
صاحب خبر

سلام بر پرچمداران هویت تبار و قوم قشقایی/ هزاران درود و خسته نباشید دارم خدمتتون به ویژه اونایی که نسبت به هویت قشقایی احساس مسئولیت می کنند و قلم می زنند و این فرهنگ رو ترویج می کنند/ درود خدا هر ثانیه بر شما باد// یه نکته دارم خدمتون دوستان ببینم نظری دارید یانه ممنون میشم در ترویج تفکرمون تلاش کنید- تفکری که ما را به شناخت و تکامل در کشور برساند و از هویت صرفا عشایری محض خارج کرده و آنرا در مقام یه قوم صاحب سبک و پیشرفت در زمینه های علمی، هنری، فرهنگی و غیره معرفی نماید// خیلی دقت شود// چرا گفته می شود قوم لر، کرد، بلوچ و ......؟؟؟ و چرا هنگام نام بردن از قشقایی گفته می شود ایل؟؟؟ منظورتون این هست که یعنی ما از اون ها کوچکتریم و هنوز کوچ می کنیم؟؟ مبدع این واژه چه کسی است؟ آیا ریشه یابی شده است؟؟ آیا تا به حال به این واژه و معنی قوم و ایل توجه کرده اید؟؟

صاحب خبر

وقتی گفته می شود قوم کرد، لر و... و ایل قشقایی... یعنی ما کوچکتریم... آیا شخصیتی به کوچک تر بودن قوم خود افتخار خواهد نمود؟؟؟عشایر و کوچ‌گردان یک منطقه معمولاً به گروه‌های کوچکتری به نام «ایل» تقسیم می‌شوند.- آیا ما همچنان ایل و کوچ نشین هستیم؟؟؟ اما قوم: گروهی از انسان‌ها که افراد آن دارای ویژگی‌های نیایی و اصل و نسبی یکسان یا مشترک اند. هم‌چنین گروه‌های قومی اغلب دارای مشترکات فرهنگی، زبانی، رفتاری و مذهبی هستند که ممکن است به آبا و اجدادشان برگردد و یا بر اساس عوامل دیگری به وجود آمده‌باشد.// به نظر شما دوران ایل گفتن به سر نیامده؟؟ دوران کوچکتر بودن از دیگر زبان ها و اقوام فرا نرسیده هست؟ آیا ما هنوز ایل هستیم یا قوم صاحب هویت و اعتبار در کشور؟؟ سعی شود واژه ایل رو به آرشیو برده و واژه قوم قشقایی رو که اغلب هم یکجانشین اند به کار ببریم.

صاحب خبر

این بحث فقط یک پیشنهاد ساده نیست// ساعت ها فکر و مطالعه شده// و بازخورد اون رو بنده تا حدودی در بین افراد دیدم// بنابراین شما هم در تصحیح و تکمیل این هویت و بحث تلاش کنید/// قطعا در اغلب مطالبی که بنده مطالعه کردم و دارم میبینم مینویسند ایل و مطالب ایل اغلب مربوط به خود کوچ نشینی و ییلاق و قشلاق است اما سئوالی در ذهن من شکل گرفت که ایا ما هنوز ایل هستیم؟ یا یک قوم؟ چون مفهوم قوم رو هم می توان جایگزین نمود/ از یک طرف ما اغلب شهر نشین شدیم و از ایلیاتی تبدیلی به یکجانشینی و صاحب قوم، هنر، نژاد و تاریخ و تبار خاص خودمون هستیم/ الان که ما مسئله رو در شهرها و استانها و دوستان از زبان و قوم دیگر بررسی می کنیم گاهی مارا یک قوم لر فرض می کنند/ خیلی عجیب هست که چرا؟ تقصیر چه کسانی است؟ چه قلم هایی است؟ کوتاهی من و شما یا ماهاست؟ خب من هم دغدغه همین امر رو دارم// از طرفی هم وقتی در جامعه و بین افراد و دیگر اقوام گفته می شود ایل قشقایی فکر می کنند که هنوز ما در حال کوچ هستیم و زندگی اولیه رو طی می کنیم و دیدشون نسبت به ما یک دید ضعیف است//

صاحب خبر

درست است که ما به هویت اولیه و کوچ نشینی خود افتخار می کنیم و گریزی هم از این هویتمون نیست ولی باید دید الان در چه جایگاهی هستیم؟ و آیا توانستیم در تثبیت هنر، فرهنگ و شناسایی خودمون در عصر کنونی- قرن بیست و یک- حرکتی کنیم؟// ذاتا به کار بردن واژه ایل نشان دهنده کوچک مقیاسی اون قوم است. بنابراین باید مسئله رو شکافت و ضعف رو پیدا و در درمان آن تلاش نمود/ ما هم در این راه قدم کوچکی برداشتیم البته برای اولین بار این مسئله دغدغه بنده شده و سعی در ترویج اون رو داریم و نیاز به یاری شما و دوستان و همکارانتان و هم تبارانی هستیم که در این امر دغدغه دارند// در این مسیر و جهت اعتلای قوم قشقایی شک نکنید کوتاهی نخواهیم کرد و به سهم خود در هر نقطه و هر شهر و مکانی که باشیم سعی داریم تا سبب افتخار قوم قشقایی شیم/ دغدغه من هست چرا قبل از انقلاب قسمت جنوب و به ویژه فارس ایران با نام قشقایی شناخته می شد اما بعد از انقلاب این قوم صاحب سبک و قدرت و هنر به انزوا رفته و در فرهنگ دگر تا حدودی محو شدند؟ کجاست شکوه و جلال و قدرت ما؟

صاحب خبر

مگر نمی شود در همین کشور، همین دین و آیین آسمانی هم صاحب موقعیت شد؟ و چراهای دیگر// دوست عزیز هیچ اشکالی ندارد این نوشته رو هم در معرض دوستان بگذارید// زیرا تا دغدغه شکل نگیرد، فکر به وجود نخواهد آمد و تا فکر هم به وجود نیاید راهکار و آینده نگری مطرح نخواهد شد... افتخارمون، هویتمون، تاریخمون شماها هستید که دغدغه دارید پس الفبای قلم رو دوباره زنده کنیم تارو پود قشقایی رو دوباره زنده کنیم، هنر، علم، منطق، و داشته های خود بار دگر به رخ نامحرمان کشیم... روزها فکر من اینست و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خویشتنم از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود؟ به کجا میروم؟ آخر ننمایی وطنم

صاحب خبر

توجه ویژه ای لازم است اینکه وقتی می گوییم «قوم قشقایی» این مسئله در میان خود قشقایی ها زیاد مهم محسوب نمی شود و باز همان ایل را ادامه می دهند. ولی نمی دانند که مفهوم ایل هرچه باشد در این عصر و زمانه دیگر کارایی قبل رو ندارد زیرا ماباید بتوانیم هویت جدیدی را در طول هویت اصلی تعریف نماییم تا بتوانیم در معرفی قشقایی و نماد و هنر خود حرفی همچنان داشته باشیم. مفهوم «ایل» بین من و شما و قشقایی ها بسیار کاربرد دارد ولی آیا در سطح و مقیاس کشوری هم کار برد دارد؟؟؟ آیا در سطح شهرهای دیگر هم به همان اندازه کاربرد دارد؟؟؟ آیا وقتی گفته می شود «قوم» آن گروه ماندگار تر است یا وقتی گفته می شود «ایل»؟؟. این مفهوم و اندیشه رو البته تا زمانی که در بین قشقایی ها زندگی می کنیم چندان درک نخواهیم نمود و ممکن است کاربرد چندانی برایمان پیدا نکند اما وقتی با مکان، جغرافیا، شهر یا اقوام دیگر مواجه می شویم معنای آن «برجسته» می شود. برخی ها می گویند حالا چه ایل باشیم یا قوم چه فرقی می کند؟؟؟

صاحب خبر

می گویم این مفهوم در سطح بالاتر معنی می یابد و دیگران هم با ذهن قوم که ماندگارتر و همچنان به روز تر است بهتر انس گرفته و آنرا درک می کنند. واضح است که وقتی در بین اقوام دیگر یا شهرهای دیگر گفته می شود «ایل قشقایی» همچنان ما را فقط در قالب قدیم و عشایری می دانند که بدون امکانات و از طریق کوچ و ... زندگی و ارتزاق می کنند. خب حالا چه کسی و چه کسانی باید این مسئله و مشکل رو حل نمایند؟؟؟ واضح است که این کار یه مسئله فکری و اندیشه ای است... که باید برای قشقایی تفسیر شود. در این ارتباط خودم تجربه یک دهه زندگی را در سطح و مقیاس استان تهران با اقوام مختف لر، کرد، آذری/ ترک های آذری، گرجی، و ....داشته ام و این مسئله رو به بهترین صورت درک کرده ام و نگاه آن ها را به قشقایی دیده و شنیده ام. بنابراین در ادامه این روند پی به این نقص و مشکل بردم که می خواهیم با کمک یکدیگر آن را حل نمایم. من، شما و دیگران دوستان نتوانیم مسائل و مشکلات خود را حل نماییم مگر دیگران هم دلشان برای ما و قشقایی خواهد سوخت؟؟؟ مسلماً خیر.

صاحب خبر

سلام دوست عزیز// امکانش هست ایملتون رو برام جهت مطالب میل کنید ممنونم میشم// سپاسگذارم و منتظر

mehdi

سلام چوخ یاخ چوسن عااااششقتم باعث افتخار ایرانید من از دوستای اقا سعید شهبازی هستم زندگینامتونو گفت بهم واقعا انگیزه پیدا کردم توصیه ای برام دارید ؟؟ موفقو پیروز باشید ممنونم